اعلاميه هاي كمونيستي ( مائوئيستي ) و ملي – دموكراتيك
اعلاميه هاي كمونيستي ( مائوئيستي ) و ملي – دموكراتيك
در
تحريم دومين انتخابات پارلماني رژيم دست نشانده
اعلاميه هاي تحريم دومين انتخابات پارلماني رژيم دست نشانده، كه ذيلا در اين شماره شعله جاويد به نشر مي رسد، علاوه از اعلاميه حزب كمونيست ( مائوئيست ) افغانستان، ساير اعلاميه هاي كمونيستي و ملي – دموكراتيك را نيز در بر مي گيرد. نشر اعلاميه هاي اخير الذكر در صفحات اين شماره از شعله جاويد، به مفهوم حمايت اجمالي حزب كمونيست ( مائوئيست ) افغانستان از حركت هاي مبارزاتي ناشرين اين اعلاميه ها مبني بر تحريم دومين انتخابات پارلماني رژيم پوشالي است. مسئوليت متن اعلاميه هاي متذكره بر عهده خود ناشرين و پخش كنندگان اعلاميه ها است.
دومين انتخابات پارلماني رژيم پوشالي را قاطعانه تحريم كنيم!
بار ديگر نمايش مضحك دموكراسي دروغين و تحميلي اشغالگران امپرياليست و خاينين ملي دست نشانده شان در قالب دومين انتخابات پارلماني رژيم پوشالي، بي رونق تر و سرد تر از دفعات قبل، آغاز گرديده است. چنانچه حضور تجاوزكارانه و اشغالگرانه امپرياليست ها و حيات ننگين رژيم سرا پا خيانت و فساد را در طي نه سال گذشته از منظر انتصابات لويه جرگه يي و انتخابات رياست جمهوري و پارلماني مورد توجه قرار دهيم، روندي را مشاهده مي كنيم كه نه تنها هيچگاهي جمع و جوش و شگوفايي لازم نداشته، بلكه بطور روز افزوني سير نزولي داشته و پيوسته بي رمق تر و كم دامنه تر گرديده است. اكنون ديگر حتي براي مدعيان دروغيني كه با توهم پراگني در مورد ترويج " دموكراسي "، از طريق سهمگيري در اينچنين نمايشات اشغالگرانه و ميهنفروشانه، به مردم فريبي، و احيانا خود فريبي، مشغول هستند، بايد واضح شده باشد كه اكثريت بسيار بزرگي از مردمان اين مرز و بوم، كه بخش مهمي از تاريخ طولاني و پر فراز و نشيب شان را مقاومت و نبرد عليه اشغالگران خارجي و وطنفروشان بومي تشكيل مي دهد، هر قدر هم عقبمانده و فقير باشند، تن به انقياد و تسليمي نمي دهند و استقلال كشوري و آزادي ملي شان را در بدل هيچ چيزي به معامله نمي گذارند.
و چرا چنين نباشد؟ فقط اقليت كوچك خاينين ملي كه فيودال – بورژوا كمپرادورهاي تازه به دوران رسيده در درون رژيم و يا بيرون از آن هستند، از وضعيت موجود يعني حالت اشغال كشور و حاكميت پوشالي رژيم دست نشانده اشغالگران نفع مي برند. اينها با هزار حيله و نيرنگ و به ويژه صرف پول هاي هنگفت براي خريد آراء، سعي دارند دست نشاندگي و بي اختياري تمامي ارگان هاي اجرائيه، قضائيه و مقننه ( پارلمان ) رژيمي را كه خود نهاد هاي مرتبط به اربابان اشغالگر امپرياليست آن، فاسد ترين رژيم روي زمين اعلام كرده اند، از انظار توده ها بپوشانند و آنها را به شركت در بازي فريبكارانه انتخاباتي جاري بكشانند. اينها با هزار حيله و نيرنگ، منجمله ترساندن مردم از برگشت استبداد طالبان و دامن زدن به گرايشات و تمايلات شوونيستي و تنگ نظرانه مليتي، سعي مي كنند كه حالت اشغال كشور و روند تقويت و گسترش روز افزون قوت هاي اشغالگر امپرياليستي، ايجاد پايگاه هاي مستحكم صد هزار جريبي در نقاط مختلف كشور براي اين نيروها و قتل و كشتار روزمره مردمان افغانستان و مردمان ماوراء خط ديورند توسط اين نيروها را از ديد توده ها بپوشانند و آنها را به شركت در انتخابات پارلماني اي وادارند كه برنامه ريزي، تامين بودجه و تامين امنيت آن را مستقيما اشغالگران امپرياليست در دست دارند.
مطمئنا اكثريت عظيمي از توده هاي كشور، با انگيزه ها و محركات مختلف، در بازي انتخاباتي فريبكارانه جاري در هيچ سطحي سهم نمي گيرند و هيچ علاقه اي هم به نتايج نهايي اين نمايش ندارند. اين حركت مبارزاتي، بخشي از مبارزه و مقاومت همه جانبه توده ها عليه اشغالگران و دست نشاندگان شان است و بايد هر چه بيشتر گسترش يابد و سمت و سوي ملي مردمي و انقلابي پيدا نمايد.
حزب كمونيست ( مائوئيست ) افغانستان، دومين انتخابات پارلماني رژيم پوشالي را، همانند اولين انتخابات پارلماني و ساير نمايشات انتخاباتي اش، قاطعانه تحريم مي نمايد. ما از تمامي بخش هاي توده هاي مردم و تمامي نيروها و شخصيت هاييكه خود را انقلابي، ملي و دموكرات مي دانند، جدا تقاضا مي نماييم كه در هيچ سطحي در بازي انتخاباتي فريبكارانه جاري اشغالگران و خاينين ملي سهم نگيرند. ما خود را مكلف مي دانيم كه وظايف و مسئوليت هاي نظري و عملي مان را در جهت ناكام ساختن هر چه عميق تر و گسترده تر اين نمايش ضد ميهني، ضد ملي و ضد مردمي، در راستاي تدارك براي برپايي و پيشبرد جنگ مقاومت ملي مردمي و انقلابي، مسئولانه و جانبازانه ايفا نماييم.
مسلما تمامي نيروها و شخصيت هاي انقلابي، ملي و دموكرات كشور، به شمول حزب ما، عهده دار اجرا و پيشبرد وظايف و مسئوليت هاي مبارزاتي مقاومت خواهانه ميهني ملي مردمي و انقلابي متذكره هستند و بايد باشند. ازينجاست كه درينمورد، مانند تمامي موارد مبارزاتي مشترك ضد اشغالگران و ضد رژيم دست نشانده و كليت مبارزات ضد امپرياليستي و ضد ارتجاعي، ضرورت و الزام يك همنوايي و همآهنگي نظري و عملي ميان تمامي اين نيروها و شخصيت ها، بخاطر دامن زدن به يك كارزار مبارزاتي موثر و وسيع، پيش مي آيد و به عنوان يك مسئوليت تخطي ناپذير همه ما مطرح مي گردد.
حزب كمونيست ( مائوئيست ) افغانستان، تمامي نيروها و شخصيت هاي انقلابي، ملي و دموكرات افغانستاني در داخل و خارج كشور را به سازماندهي و پيشبرد يك كارزار مبارزاتي مشترك عليه كمپاين انتخاباتي جاري اشغالگران و رژيم دست نشانده در جهت به ناكامي كشاندن هر چه وسيع تر و عميق تر اين كمپاين، فرا مي خواند و مصمم است كه مسئوليت هاي مبارزاتي خود را درين مبارزه مشترك متعهدانه و اخلاصمندانه ايفا نمايد. راه اندازي اين كارزار مبارزاتي مشترك نه تنها از لحاظ پيشبرد يك مبارزه نسبتا وسيع عليه اشغالگران و دست نشاندگان شان ضرورت انصراف ناپذير دارد، بلكه از لحاظ پر رنگ ساختن نقش مبارزاتي تحريم انتخاباتي جنبش ملي مردمي و انقلابي در كشور، در جوي كه تحريم انتخاباتي تا حد زيادي رنگ و بوي طالباني و گلبديني بخود گرفته است، نيز قويا مورد نياز است.
مرگ بر اشغالگران و خاينين ملي!
دومين انتخابات پارلماني رژيم دشت نشانده را قاطعانه تحريم كنيم!
به پيش در راه برپايي و پيشبرد جنگ مقاومت ملي مردمي و انقلابي!
حزب كمونيست ( مائوئيست ) افغانستان
دهم سرطان 1389 ( اول جولاي 2010 )
*******
به انتخابات زیر اشغال فقط "نه" بگوییم
اینک اشغالگران غربی بار دیگر با بیشرمی خاصی هیاهوی انتخابات پارلمانی را در افغانستان به راه انداخته اند تا با این درامهء مضحک در برابر چشمان مردم پردهء ساتر بیاویزند و در پس پشت آن تجاوزگری، اشغال و جنایات خود را پنهان نمایند. یکی از شگرد های امپریالیست ها در کشور های زیر اشغال این است که توده های مردم را با چنین نمایشاتی اغفال کنند تا عمر تجاوز و اشغال را درازتر نمایند. این بار نیز مانند انتخابات گذشته لابد وطنفروشانی به پارلمان پوشالی راه خواهند یافت که هر کدام برای خدمتگذاری در زیر چکمه های تجاوز گل خواهند کاشت.
در انتخابات 89 نیز بخش اعظم کاندیدان را جنگسالاران، طالبان، خلقی ها، تکنوکرات ها و پرچمی های مزدوری تشکیل دادند که افسار شان با مشت استخبارات غربی، ایرانی و پاکستانی گره خورده و مطمئناً که این بار نیز اینان به ولسی جرگه خواهند رفت. کثرت جناوران کاندید این بار چشمگیر بوده و نشان می دهد که شبکه های جاسوسی متجاوزان نسبت به گذشته فعالتر و پرمصرف تر شده و هر یک می کوشند عوامل خود را به پارلمان بفرستند. سود های کلانی که "وکلای" گذشته به قول لنین ازین "طویله" به جیب زده اند، با دیدن آن آدم هایی که از چتلی زورمداران هم بی ارزش ترند نیز خود را کاندید کرده و با هر خفتی از هر دری پول به دست می آورند و برای کسب شهرت و عزیز شدن نزد باداران، می کوشند هر طوری شده وارد این "طویله" گردند. اینان به این خاطر پول های کلانی را به مصرف میرسانند و برای دستیابی به سود های پارلمانی شب از روز نمی شناسند و به هر دنائتی تن می دهند.
با تمام شعار های میان خالی، تهدید ها و مصارف سرسام آور، اشغالگران تلاش دارند به این انتخابات شکلکی ببخشند، اما مردم افغانستان در هر گذر و کوچه بی هیچ اغماضی به طور علنی به نکوهش این بی آزرمی ها پرداخته با برحذر داشتن یکدیگر از شرکت در انتخابات می پرسند که "این پارلمان پیش خارجی ها چه ارزش و صلاحیتی دارد؟"، "بار گذشته اینان چه کردند که باز رأی بدهیم"، "اینان همان خونریز هایی اند که فرمان خود بخشی را امضا کردند"، "اکثر کاندیدان جاسوسان خارجی اند"، "کسانی که کامیاب می شوند از قبل تعیین شده اند"، "اینان پول های کمپاین را از کجا می کنند" و حتی بر تصویر برخی ها چتلی و یا رنگ می پاشند. تصاویر بیشتر کاندیدان که با ادا های فلمی بر بلبورد های کلانی نصب شده، برای عابران و مخصوصاً پسران و دختران جوان به شوخی های مزه داری مبدل شده، آنان را پوشالی، بیشرم و غیر جدی می دانند که فقط ارزش مسخره شدن را دارند.
در این انتخابات مطمئناً گراف شرکت مردم بسیار پایین خواهد بود، زیرا باز هم تصاویر اهریمنانی چون سیاف، قانونی، گلابزوی، محقق، قدریه، انوری، عرفانی، اکبری، راکتی، توفان، عزت، گذر و غیره را در برابر خود می بینند، به این خاطر اکثر مردم برین انتخابات تف خواهند ریخت. این مسئله تا حدی اشغالگران را به اضطراب انداخته و به بهانهء "خوب نبودن وضعیت امنیتی" در برگزاری آن شک دارند که یا آن را به تعویق خواهند انداخت و یا بعد از انتخابات تعداد شرکت کنندگان را به دروغ بالا نشان خواهند داد. فضل احمد معنوی یکی از جنگسالاران شورای نظار و مزدوران مذهبی اشغالگران که ریاست کمیسیون برگزاری انتخابات به او "هدیه" شده، می گوید که " در صورتی وضعیت امنیتی بهبود نیابد ما به راه های قانونی توسل خواهیم جست" که اشارهء مستقیمی به تعویق انداختن این انتخابات است. اینکه این باشهء سر انگشت چقدر صلاحیت به تعویق انداختن را دارد، برای همه روشن است. وی فقط چیزی را نشخوار می کند که بادارانش به او چشمک بزنند.
"سازمان انقلابی افغانستان" به عنوان تشکیل آهنین و پیشاهنگ زحمتکشان کشور که در جریان کمپاین انتخابات ریاست جمهوری، در جزوهء "با تحریم انتخابات، چپ منحرف را بی نقاب سازیم" تحلیل مارکسیستی از شرکت در انتخابات زیر اشغال به عمل آورد و به پیشگاه جنبش انقلابی کشور تقدیم نمود؛ اکنون نه تنها بر همان باور انقلابی استوار است که بار دیگر از انقلابیون و زحمتکشان کشور می خواهد تا درین انتخابات پوشالی شرکت نکنند، زیرا شرکت در چنین انتخاباتی خیانت و وطنفروشی آشکار بوده، برای دولت مزدور شکلکی بخشیده می شود و به ازدیاد عمر اشغال در کشور ما کمک می کند.
در میان تشکل های مدعی مارکسیزم در افغانستان با تمام اختلاف نظر های اساسی که با حزب کمونیست (مائویست) افغانستان داریم و بخشی از آنها در جزوهء "پیوند با انجوایزم، گسست از مارکسیزم" آمده، ولی در مورد تحریم انتخابات پوشالی و زیر اشغال موضع اصولی داشته و حد اقل تا حال درین مورد لغزشی نداشته است. اما هستند سازمان های به ظاهر چپی که چپ و راست و به هر طریقی در مغازله با اشغالگران وطن ما قرار می گیرند و در مورد انتخابات نیز در انحراف چند لایه غوطه ور اند. اینان در لویه جرگه ها شرکت نموده، در انتخابات پارلمانی گذشته فعالانه حضور داشته، در انتخابات اول ریاست جمهوری به نفع کاندید مشخص اعلامیه داده و با اینکه در اثر چکش های پیهم "سازمان انقلابی افغانستان" و بی نقاب کردن انحراف های عریان آنها که یا باید انقلابی و یا ضد انقلابی بمانند، این بار با اینکه در انتخابات شورا های ولایتی شرکت کردند و در چتلی ای به نام مشرانو جرگه حضور [ دارند ] و با هوس عجیبی بوی این چتلی را استشمام می کنند، اما ظاهراً در انتخابات ریاست جمهوری بی آنکه کلیت انتخابات زیر اشغال را نفرین کنند، فقط در مخالفت با افراد معین به تحریم این افراد پرداختند که در حقیقت با سر افگندگی و خجلت بر کلیت انتخابات پوقانه ای ریاست جمهوری، مهر تایید گذاشته و تصویر یکی از کاندیدان شورای ولایتی پایتخت را دست به دست گشتانده و به اعضا و هواداران شان دستور می دادند که "اگر رای دادید" به این آدم بدهید. یکی ازین سازمان های منحرف درین انتخابات نیز به یکی از کاندیدان خود می گوید "ما کار نداریم که خود را کاندید میکنی یا خیر، ما برنامه و بودجه ای برای این کار نداریم" و با چنین موضعگیری "بیطرفانه"، خام، سست و ناپیگیر نام سازمان چپ، انقلابی و پیشاهنگ را بر خود میگذارد. به قول مائو محکم نگرفتن به معنی نه گرفتن است، در حالیکه تعهد به مارکسیزم، لنینیزم، اندیشهء مائوتسه دون جز قاطعانه تاکید کردن بر شرکت نکردن در چنین انتخابات خاینانه و پوشالی چیزی دیگری نیست که باید روشنفکران انقلابی و توده های زحمتکش کشور را از شرکت در آن جداً بر حذر داشت و ضرر های خیانتبار آن را برای توده های مردم شناساند.
این برخورد کجدار و مریز که در زیر دل همگامی با انتخابات است، ناشی از مشی نا نوشتهء چنین تشکلاتی است. اینها در ظاهر طوری و در باطن طور دیگر می اندیشند، میان گفتار و عمل شان فرق فاحشی وجود دارد و به قول رفیق مائو در انبان هم این و هم آن را دارند که مطمئناً قادر نخواهند شد تا آخر عمر، شتر مرغ بمانند. چنین تشکلاتی خوب "ورد" می آورند، اما "سوراخ دعا" را یا گم می کنند و یا عمداً مغشوش می دارند تا اعضا ندانند که در عقب این تبر به درز نگرفتن چه امیال ضد انقلابی و سود آوری نهفته است. وقتی تشکلات به ظاهر انقلابی در کلی ترین مسایل در قبال اشغالگران کشور موضع انقلابی و مارکسیستی نداشته باشند، هرگز قادر نخواهند شد که در مسایل کوچکتر و مرتبط به آن موضع اصولی و روشن داشته باشند و به این صورت ظاهر و باطن شان در تضاد و تناقض قرار می گیرد. حرف های اول و آخر، کار های عمده و نا عمدهء اینها عمداً نامرتب و سره از ناسره جدا شده نمی تواند. اینها بدون اینکه مشی مدون و نوشته شده ای داشته باشند، حتی برنامه و اساسنامه ای ترتیب بدهند، کنگره و انتخاباتی را مطرح سازند، تحلیلی از اوضاع ارائه کنند، کار روزانه و دراز مدت شان مشخص باشد، از گذشته و مخصوصاً مغازله با اشغالگران جمعبندی ارائه کنند، هر کاری که سود آنی پولی داشت به همان می چسپند و اعضا هم سربزیر، ناراضی و دلخور بی آنکه جرئت انتقاد را داشته باشند، نظاره گر این روزگار اند و خاموش و "بیطرفانه" این درامه را مشاهده می کنند.
از عمده ترین ابزار هایی که اشغالگران کشور ما می کوشند به وسیلهء آنها وجدان سازمان ها و تشکلات انقلابی را سیاه سازند، تشکیل انجو ها، خوش و بش با جواسیس امپریالیستی، سرمایه اندوزی، رفت و آمد به سفارتخانه ها و مورد حمایت قرار گرفتن آنها و تبدیل تشکل انقلابی به کمپنی سود آور و در ظاهر انجام حرکات انقلابی و واکنشی است که راه را برای ورود هر فکر ضد انقلابی در آنها باز می کند. رهبران این تشکلات با چنین دو رویی هیچگاه قادر نخواهند شد جلو انحراف و در نهایت خیانت را ازین سازمان ها بگیرند. این سازمان ها وقتی در برابر انتقادات تشکلات انقلابی قرار میگیرند، واکنش موقتی نشان داده و مثلاً شعار ضد اشغال را سر می دهند، اما چون انحراف در مشی و اندیشهء آنها وجود دارد و فاشیزم فردی بر تشکلات شان سایهء سنگین و سیاهی افگنده، لذا حاضرند برای به دست آوردن چند دالر و رسمی ساختن انجو به دست گرفتن دل سردمداران اشغال حتی از روبوسی با اوباما نیز شرم نمی کنند تا نشان و اوارد به خاطر جانکنی جهت پیاده نمودن برنامه های تشکلاتی چون یو اس ای آی دی را به دست آورند و مورد قدردانی و تفقد کاخ سفیدی ها قرار بگیرند. اینجاست که دیگر شرکت و یا عدم شرکت اینان در انتخابات جدیت خود را از دست می دهد. صف اصلی انقلابی و غیر انقلابی در میان سازمان های چپ و مدعی چپ مشخص می گردد، ادعای وطنپرستی و ضد وطنپرستی آنها روشن شده، شعار های ضد اشغال چنین تشکلاتی بی مایه و بی ارزش می گردد چون اصل مسئله به جایی بر می گردد که باید یا بند ناف را از جایی برید که خون اشغال را در بدن این تشکلات جاری می سازد و یا اگر این پیوند نافی همچنان باقی می ماند، پس نباید شعار های مسخره ای "ضد اشغال" اینان جدی انگاشته شود زیرا سیاست را نمي توان چون کاسه و کوزه های سالم و شکسته ای تعبیر کرد که در جایی ازین و در جایی از آن استفاده شود.
برای یک سازمان انقلابی در شرایط کنونی همین قدر کافیست که حد اقل با یک انجو در کنار دونر ها بلمد. بعضی از سران این سازمان ها زمانی می نوشتند "هیچ انجویی در افغانستان وجود ندارد که دم آن زیر پای شبکه های استخباراتی قرار نداشته باشد" و یکی دیگر از همین قماش در برنامهء تاریخی یکی از رادیو ها گفت که "هیچ دونری برای رضای خدا به کسی پول نمی دهد، ابتدا امضایش را می گیرد و بعد برایش پول حواله می کند". وقتی چنین می گویند و بعد خود شان همان کار را می کنند که اگر با هزاران زبان بخواهند به تبرئه و توجیه خود بپردازند، مطمئناً کسی از جمله افراد صفوف خود شان هم به چنان توجیهاتی باور نخواهند کرد و لابد باید نارضایتی میان صفوف آنها هر روز وسیعتر گردد و برخی اعتراف کنند که با رفتن ازین تشکیلات قادر به امرار معاش نیستند و در سایه این ضرب المثل جاودانی "مسجد گرم و گدا آسوده" بر تمام باورهای خود خط بطلان می کشند و درین مسجد گرم می خوابند.
تشکلات به ظاهر انقلابی که مشی مشخص و برنامهء روشن شان را انجو ایزم تشکیل می دهد، اعضای آنها با بی برنامگی و سرگردانی در میان دو کرسی نشسته، اکثر آنان تا آخر قادر به ادامهء این وضعیت نیستند. به این خاطر گاه مثل کمپنی های رو به ورشکست آنها را اضطراب فرا می گیرد و چون "بتری های کهنه" بعد از نشست ها و جلسات کسل کننده و غیر عملی یکی دو پلیت چارج می گیرند و وعده وعید های سر خرمنی که به زودی "این کوه را به آن کوه خواهند زد" به پفی مبدل می گردند. چون کار این تشکلات از اساس خراب است، در مغایرت با اصول مارکسیزم قرار دارند، خون کهنه در لاشه های شان جریان دارد و فاشیزم فردی این خون را به گردش نگه میدارد، لذا بعد از چند روز یکی دو پلیت چارج از دست رفته و هر کس پی کار خود می رود. واقعاً اگر پای این همه پول و عاید و مشکلات اقتصادی عده ای مطرح نمی بود، آیا چنین کمپنی هایی در ظرف چند روز تا عمق، شغالی نمی شد؟
موضعگیری در قبال انتخابات کنونی بار دیگر سازمان های انقلابی را به آزمون می طلبد که آیا در برابر آن قاطعانه می ایستند و یا پای شان باز هم می لنگد. سازمانهایی که در گذشته به خفت ضد مارکسیستی شرکت در انتخابات تن داده و حال به نحوی خود را ظاهراً نادم نشان می دهند، به هیچ وجه کافی نیست، انها باید تمام تار های ارتباط خود را با اشغالگران قطع کنند، مدال ها و اوارد های پست و پلشت امپریالیستی را آتش بزنند، بر انجو سازی تف بریزند و با انتقاد آتشین از این خفت ها، مخصوصاً شرکت در گلهء وطنفروشان پارلمانی، ریشهء انحراف های گذشته را بخشکانند تا موضعگیری های مغشوش اخیر شان مقداری شفاف گردد، در غیر آن این چرخش مزورانه، افزون بر انحراف های گذشته خواهد شد و بالاخره در گودال خیانت کله پا خواهند گشت.
"سازمان انقلابی افغانستان" بار دیگر با این اعلامیه، از خلقهای زحمتکش کشور قاطعانه می خواهد که درین انتخابات شرکت نکنند و با رأی خود به عمر اشغال و امپریالیزم در کشور شان نیافزایند تا باشد این نه گفتن سر آغازی برای نبرد های بعدی زحمتکشان افغانستان جهت نابودی متجاوزان و مزدوران، جنگسالاران، تکنوکرات، طالب، خلقی و پرچمی در سرزمین بلاکشیدهء شان گردد و به زودی بیرق ظفر نمون آزادی و برابری بر قله های هندوکش و بابا به اهتزاز ابدی در آید.
مرگ بر امپریالیزم
در راه سوسیالیزم، به پیش
سازمان انقلابی افغانستان
22 سنبله 1389
*******
استعمارگران امپریالیست با انتخابات نمایشی
زنجیر های اسارت خلق افغانستان راپنهان میکنند
هموطنان گرامی،
بازهم بازارانتخابات چاق شده ودرچندشهروروستای کشورکه امکان برگزاری انتخابات وجوددارد،عناصراستفاده جو ومکارکارزارفریب دهی را به راه انداخته اند. آنهاازهررشته وبافته ممکن کارمیگیرند، قوم وقبیله مامیشوند، ملاوسید رابه خانه های مامیفرستند،جلوه های مردم دوستی میکنندوبه یک صدوبیست چهارهزارپیغمبرو ملائیک مقرب وغیر مقرب خدا سوگند میخورندکه بغیرازخدمت به مردم دیگرهیچ هدفی ازاین کارندارند:"اگراین ولسوالی فراموش نشده بود،اگرحکومت به آن توجه کرده بود،اگر درفلان جامکتب ودرفلان جا شفاخانه ودرفلان منطقه سرک وجودمیداشت، اگردراین ولسوالی پروژه های انکشافی آورده شده بودواگرفلانی وفلانی که خودراکاندیدکرده اند،میتوانستندازحق وحقوق مردم مادفاع کننداوهرگزاین زحمت رابرخودهموارنمیکرد!اوبفکرپول وقدرت نیست وخداشاهد است که قلبش برای بهبودی مردم می طپد". شاطرهاوپای دوهای آنهابه هرجامی روند، ازمکرهاوحیله های گوناگون کارمیگیرند،از "خطری که قوم راتهدیدمیکند" حرف میزنند،ازنتایجی که اگرفلانی بجای فلانی برنده شودصحبت میکنندتااحساسات مردم رابه جوش بیاورند. بطورمختصر؛دسته یی ازکفتارهای لاشخوارباخیلی ازروباهای مکاربازهم درجوتیره وتار سیاسی کشوربه هیاهوی پرداخته اند. این کارزارشعبده بازی ووعده دادن های دروغین همه وهمه برای جذب آرائی ما به راه افتاده است.آنهاازاینطریق میکوشندکه باکشانیدن مابه پای میزانتخابات نمایشی، مارانیزمانندخودشان درخدمت اداره استعماری کابل ودرراه استحکام این برج بی پایه واردمیدان کنند. امااین فرصتی است که مامیتوانیم گوشه یی از بیزاری ما را از اشغالگران و دولت نمایشی و فاسد کابل و این شعبده بازان دروغگو و حقیر از طریق شرکت نکردن در این مسخره بازی؛ ابرازداریم.
مابرای اینکاردلایل متعددداریم: نخست اینکه درطی این تقریبا 10 سال که افغانستان دراشغال متجاوزین امریکائی واروپائی قراردارد،قوماندانهای جهادی، جنگ سالاران جنایتکار، رهزنان قانونی وغیرقانونی،آدم ربایان دولتی وغیر دولتی که ردیف اول حکام وسران دولت مزدورراتشکیل میدهند، ثروتمندتروقدرتمندترشده اند.آنهاخانه هاوعمارات مجلل وچندین طبقه رابرای شان درداخل وخارج ازکشوراعمارکرده اند. پول های گزاف شان پروژه های ساختمانی بزرگی رادرشهرهایی مانندلندن، ماسکو،آستانه،دوشنبه، استانبول وعمان می چرخانند.سهام آن هادربنگاه های بزرگ تجارتی بین المللی اروپا-امریکا وجاپان شرکتهای عظیم ترانسپورتی هوائی وبحری وشبکه های وسیعی مخابراتی به هزاران ملیون دالرمیرسد. اما، مابیشترازپیش فقیر، مظلوم وستمکش شده ایم . دلبندان مابه دنبال یک لقمه نان خود رابه آب وآتش می اندازند، هزاران نوع طعنه، کنایه ونیش زبان راازاهالی بومی کشورهائیکه درآن زندگی میکنند میشنوند. برادران ما درایران به ناحق ازچوبه دارآویزان میشوند، دختران ماازشدت ستم واحساس بیچاره گی خودرا زنده زنده میسوزانندوخواهران ومادران مادرسرهرچهاراهی وخم هرکوچه، درامتدادهرجاده وانحنای هرگذرگاه به گدائی نشسته اند.حاصل این دموکراسی درطی این ده سال این هااندودرچنین وضعیتی که خلق کشوربرخاکستر فقرو سیه روزی نشسته اند،آنهابرای خوددرمناطق مختلف دنیا قصرهای مجلل میسازندوبهشت برین اعمارمیکنند. کاندیدهای پارلمان از مامیخواهندکه برویم وبارائی دادن مااین بیعدالتی جنایتکارانه راقانونی بسازیم وخودرا به نفهمی بزنیم که مانمیدانیم که شما درحق ما چه میکنید.
دوم؛ دراین ده سال مابچشم سرناظرگسترده ترین فساددرتمام ارگانهای دولت نمایشی کابل بوده وهستیم .هیچ کارما دردستگاه دولتی بدون رشوت ورشته- بافته های پشت پرده انجام نشده ونمیشود. شهرهای کشوربین باندهای جنایتکاروآدم ربایانی که ازجانب دستگاه اطلاعات ومقامات کابینه واداره پولیس حمایه میشوند،تقسیم گردیده اند. هر صبح وقتی دختران وپسران ماازخانه می برآیندوبه مکتب میروند، مابادلهره ونگرانی درخانه منتظرودست به دعا می نشینیم که آنهابخیربخانه برگردند. روزانه ده هادختروپسراختطاف میشوند وبازگرداندن آنهامربوط به اینست که آیا والدین شان میتوانندمبلغ طلب شده رابپردازندیانه؟ اماکارهای سران احزاب، قوماندان ها، سردسته باندهای جنایت، روسای طوایف وکسانیکه بایکی ازخائنین ملی ناف پیوندی دارند، درهرجاباسفارش وفرمایش انجام میشوند، کسی حق نداردآنهاراحتی درمیدان هوائی کنترول کند.دختران وپسران شان درحمایه یک دسته تادندان مسلح کاروان لاندکروزر به مکتب برده وآورده میشوند. وقتی خودشان باموترهای ضدگلوله ازسرک میگذرند،مابایدراه رابرای آنهارهاکنیم. آنهادرهمه جامانندفرعون هااندومادرهمه جامانندبرده ها. دموکراسی آنهایعنی این.آنهابازهم ازمامی خواهندکه بیائیدوبارائی دادن تان این دستگاه فسادواختلاس، رهزنی وآدم ربائی رابالباس"مظهراراده ما"تزئین کنید. مابایدبا تحریم این انتخابات نشان بدهیم که ازاین ام الفسادومسخره بازی استعمارگران امریکائی- اروپائی سیرآمده ودیگرخواهان تماشای این سیرک دغل بازی نیستیم.
سوم؛ ماخوب بیادداریم که استعمارگران متجاوزوقتی به افغانستان لشکرکشی کردند، میگفتندکه آمده اندبا"تروریزم" مبارزه کنند،تولیدموادمخدررامتوقف سازند،افغانستان ویران شده بدست نوکران شان رادوباره اعمارنمایند،زنان را ازاسارت وبردگی قرون اوسطائی طالبی وجهادی رهائی بخشندو...غیره.کدام یک ازاین وعده هاعملی شده است؟آنهابه جای مبارزه با"تروریزم" آنها راازطروق مختلف تمویل وتسلیح کردندتابهانه یی برای اشغال افغانستان داشته باشند. امروزکاربجائی رسیده است که آنهاباگلبدین حکمتیاریعنی شریرترین وجنایتکارترین تروریست تا ریخ کشوربر سر میز مذاکره می نشینند. چه تروریستی از گلبدین تروریست وجنایتکارتراست؟ همین گلبدین وبرادرانش نبودند که کابل را ویران ساختند؟ آنها نبودند که بیشترازشصت هزارانسان بیدفاع رابه راکت بستند؟گلبدین نبودکه برروی دختران شما درپوهنتون کابل تیزاب ریخت؟ وسرانجام همین گلبدین نبودونیست که بامیسرشدن هرفرصت خیانت به شما، لحظه یی هم درنگ وتامل نکرده است؟ لازم نیست ازتولیدتریاک حرف بزنیم زیراخوب آگاهیم که تولیدتریاک بعدازلشکرکشی واشغال استعماری افغانستان هرسال بازهم بیشترشده وسالهاست که افغانستان به اولین کشورتولیدکننده تریاک دنیا مبدل گردیده است. مبارزه باتولیدتریاک فقط روپوش نازکی بودبرای استتاراهداف شیطانی استعمارگران امریکائی واروپائی. وبه همین صورت دروغ بزرگ"اعمارافغانستان"آنهاراکمتربی آبرورسوانمیسازد. یک بخش ازشرکت های امریکائی، تحت این نام پولهاواعتبارات بانکی راواردافغانستان کرده ودرمعامله باشرکت های هندی به حساب شرکت های خوددوباره سرازیرساختند.اعمارافغانستان کشیدن پول واعتبارازدولت وسرازیرکردن آن به حساب های بانکی "هالی برتن، کارلایل وامثالهم" بود. رهائی زنان"دروغ بزرگترازتمام اینهابود."قانون احوال شخصیه اهل تشیع"که از جانب آیت الله محسنی طرح شدوازطرف اداره استعماری ورئیس آن امضاگردید، مثال خوبی است برای اثبات این دروغگوئی بیشرمانه. امروززنان ودختران افغانستان بیشترازهرزمان دیگرخودکشی میکنند، خودراآتش میزنندوراه فرار ازخانه رامیگیرند.این حقیقت گواه این مطلب است که این رژیم دست طالبان رادرستم برزن ازپشت بسته. درهیچ کشور دنیا بغیراز افغانستان زنان قانونامجبوربه تن دردادن به خواهشات جنسی مردنیست. دردموکراسی امریکائی در افغانستان زن قانونابایدبه"تجاوزجنسی"تن دردهد. دموکراسی این ها همین است. به این قسم می بینیم که استعمار گران امریکائی واروپائی درهمه موردمارافریب داده ودروغ گفته اند.دموکراسی آنهایعنی سرهم بافتن دروغهائی ازاینگونه وامیدوارساختن مردم به وعده های سرخرمن. وقتی باداران بزرگ اینطور دروغگو،عوامفریب ونیرنگ باز اند، آیامزدوران روباه صفت وشاگردان این دبستان که خودرا کاندید کرده اند، میتوانند بهتر از آنها باشند؟ نه، هرگز. ماباشرکت نکردن دراین انتخابات بایدنشان بدهیم که ازدروغگویان کوچک وبزرک متنفر هستیم.
چهارم؛ امروزاستعمارچیان غربی خوداعتراف میکنندکه افغانستان یک هشتم ثروت تمام دنیارادارامیباشد.آنها سخت خواهان دزدیدن این ثروت اند.چگونه میتوان ثروت به ارزش یک هشتم تمام ثروت جهان را"قانونی" ازکشوری مانند افغانستان دزدید؟ دموکراسی آنها زمینه قانونی این دزدی بزرگ را آماده میسازد. آنها باید یک عده استفاده جو وفرصت طلب را درکنار یک تعدادوطنفروش و خائین به منافع ملی افغانستان درولسی جرگه گردآورده وقانون فروش ثروت های مادی افغانستان راازطریق آنهابه تصویب برسانند. اینکه رهزنان اشغالگراین ثروتهای عظیم رامانندکفتار های وحشی دریده وازافغانستان خارج میکنند، یک امرمسلم است وآنچه ازآن به افغانستان میرسدمسلم است که یک دریک ملیونم هم نخواهدبودکه آنهم دراعمارکاخهای مجلل سران رژیم مصرف خواهدشد. چیزیکه نسل های آینده مابه حیث مالکین وصاحبان اصلی افغانستان میراث میبریم،افغانستان آلوده به انواع زهرهای کیمیاوی ورادیواکتیف خواهدبود. افغانستانی که درآن بنابه استعمال انواع زهریات کیمیاوی بخاطراستخراج لیتیم،آهن، طلا وغیره هیچ پرنده وخزنده یی نمیتواندزندگی کندوتشعشعات رادیواکتیف که عامل سرطان است دمارازروزگار نسل های بعدی کشورما در خواهد آورد. آنهاازمامیخواهند که دراین انتخابات شرکت کنیدوازمیان 2800 میهنفروش وخاین به خلق چندی راانتخاب کنیم تا رفته وبه دزدان وغارتگران امپریالیست قانونا اجازه بدهند که سرزمین مارا به صحرای غیرقابل زیست مبدل سازند.
هموطنان گرامی!
خلقی که دراسارت استعمارواشغال سربازان اجنبی باشد، آزادنیست. کشوری که استقلال ندارد چگونه میتواند انتخابات آزاد داشته باشد؟ دولتی که بودونبودش وابسته به سربازان بیگانه باشد؛ چگونه میتواندپارلمان آزادداشته باشد؟ آیا پارلمان افغانستان میتواندقانونی رابرخلاف منافع استعمارگران امریکائی واروپائی به تصویب برساند؟ نه خیر. این پارلمان وظیفه دارد که غارتگری و چپاول آنهاراقانونی بسازد.آیاپارلمان افغانستان میتواندکاری رابرخلاف میل و اراده جنایتکارانی
مانندسیاف،محسنی،خلیلی،فهیم،دوستم،محقق،انوری و...غیره انجام بدهد؟ نه خیر. تاریخ فراموش نکرده که همین پارلمان بودکه فیصله کردتاکسی درموردجنایتکارجنگی وآنانیکه دختران وزنان جوان کشوررابه کنیزی به اعراب فروختندوآنانیکه به حساب سن اسیربرسراومیخ کوبیدندویاآنانیکه موازین حقوق بشررا ازسر تاپا نقض کردندو..غیره حرف نزند. دوره چهارساله پارلمانی که گذشت نشان دادکه پارلمان یک رژیم مزدوریک پارلمان مزدوراست.ترکیب پارلمان گذشته نشان دادکه دراین مجمع بزرگترین حیله گران،دروغگویان،جنایتکاران خلقی-پرچمی وجهادی گرد هم جمع میشوند. افرادیکه دستان شان تا مرفق بخون فرزندان دلبندشمارنگین است.مگرگلاب زوی در همین پارلمان نبود؟ مگرسیاف درهمین پارلمان نبود؟ مگریونس قانونی رئیس همین پارلمان نبودو...غیره.کدام یک از این ها چهره نووجدیداست که نیازبه آزمایش داشته باشدودرپارلمان جدیدنیزافرادی بهترازاینهانخواهندآمد.اگر احتمالاچندتن ازافرادیکه درگذشته باجنبش انقلابی افغانستان بوده واکنون ایمان وشرف شان رابه هوای دالر وقدرت به دست باد سپرده اند، دراین پارلمان هم برودکاری جزتائید پیشنهادات برده سازوضدمردمی خائنین میهنفروش بزرگ راندارند. مانبایدبه دلیل اینکه اینگونه افرادکاندیدای پارلمان هستند، درانتخابات شرکت جوئیم، بلکه باید درگام اول به افشای پارلمان ونقش این خائنین ملی اقدام کنیم.زیرانتنها پارلمان جزیک دستگاه ترفندچیزبیشترنیست، بلکه این افراد مضاف برآن"خائنین آگاه"هستندو"آگاهانه وشعورا"تصمیم دارنددزدی کنند،فسادراگسترش بدهندوبرقامت رژیم مزدوروبی پایه لباس قانونی بپوشانند. آنها بطورارادی به خلق خیانت میکنند، بیشترازیک رئیس طایفه یایک خان فئودال که دراین پارلمان بخاطرپرکردن کیسه اش میرود،به خلق خیانت روامیدارند. آنهامیدانندکه استحکام این رژیم میهنفروش خیانت ملی است ویک فئودال یایک رئیس طایفه این آگاهی رانداردوتمام اینهابرایش بیشترازیک بازی سودآوروقدرت آفرین چیزدیگرنیست.
حقیقت مسلم اینست که هرسیاستی برشالوده های اقتصادی واجتماعی یک جامعه بنامی یابدوبه همینصورت هر سیاستی پایه های اقتصادی واجتماعی اش راتحکیم وتقویه نموده ونتنهاانکشاف می بخشدبلکه سمت وسوی رشد آنها را تعین میکند.افغانستان جامعه ای است که اقتصادآن اقتصاد مستعمراتی- نیمه فئودالی بوده وتمام ساختاراجتماعی آن نیزدرتباین وهمسوئی بااین اقتصادعیارشده است.فرهنگ فئودالی-مستعمراتی، سنت هاوعنن فئودالی وقرون اوسطائی زنجیرهای سنگینی اندکه حرکت تاریخی این جامعه راعقب میزنند.دموکراسی امریکائی دراین جامعه نیزبه هیچ صورتی ازدایره این اقتصاد وسنن عقبمانده اجتماعی فراتر نمیرود. بسیج توده ها درترفند انتخابات در جهت استحکام نظام اقتصادی وساختاراجتماعی فرسوده حاکم کنونی کشورسیرمیکندنه درخارج ازآن. به این لحاظ اگرپارلمان افغانستان بجای افراد کنونی پیغمبران وفرشتگان هم باشند،نتائیج کارآنهابه استحکام بیعدالتی ها وتفاوتهای فاحش بین داراهاونادارها تمام می شود. امانبایدازاین گفتاراین نتیجه را گرفت که اعضای پارلمان دراین میان هیچ موثرنیستند ونقش آنهاتابع نقش ساختارحاکم برجامعه است.برعکس نقش اعضای پارلمان دربطن این نظام خیلی اهمیت داردواین ساختاراقتصادی واجتماعی رااستحکام می بخشدوآنرا گسترش میدهد.
تا زمانیکه توده های مردم درجهت تغیربنیادی اقتصادی-اجتماعی جامعه تحت رهبری طبقه کارگربپانخیزندوازطریق جنگ مسلحانه توده ای، تشکیل پایگاه های سرخ خلق وسرانجام کسب قدرت سرتاسری وتاسیس جمهوری توده ای خلق افغانستان واستقرارنظام دموکراسی نوین،شرکت درهرگونه انتخابات دسته کردن تبردشمن است. بسیج توده ای خلق کبیرافغانستان فقط برای تغیربنیادی ساختاراقتصادی- اجتماعی حاکم انقلابی ومترقی درست است نه درجهت اهداف خصوصی واجندای شخصی واستحکام رژیم مزدور.مرتجعین تسلیم طلب وخائنین میهنفروش که دیگرهرمعیارو موازنه سیاسی،علمی وترقیخواهانه تاریخی رابه هوای دالربرزمین گذاشته اند، به خلق وعده خدمت میدهنددرحالیکه خودخوب میدانندکه خلق رادرجهت بردگی واسارت بسیج میکنند. تاریخ افغانستان خیانت هاوازپشت خنجرزدن های گوناگونی رابیاددارد اماخیانت چپی های راکه روزی ازانقلاب حرف میزدند، کمترمی شناسد. اما زمان ومیسرشدن شرایط خیانت نشان داد که این افرادچه موجودات کوچک وبوالهوسی بوده اند. نسل های آینده کشورنقش هرکس را دربحرانی ترین لحظات تاریخی افغانستان موردمطالعه قرارخواهندداد، آنچه آنهادرخواهندیافت این حقیقت دردناک است که بامهیاشدن زمینه خیانت،آنهائی که هیچ زمانی شرف وشخصیت مقاومت رانداشته اندمانند مگس های گرسنه بسوی شیرینی روآورده اند.
انتخابات نمایشی برقامت استعمارواشغال کشورجامه قانونی می پوشاند!
مائویست های افغانستان
6 سرطان 1390
*******
علیه انتخابات ضد ملی پارلمانی رژیم سکوت نخواهیم کرد!
جوانان مبارز وطن!
طوریکه اطلاع دارید، به تاریخ 27 سنبله 1389 قرار است تا انتخابات ضد ملی پارلمانی ( ولسی جرگه و مشرانو جرگه ) برگذار گردد و ثبت نام آنعده از نامزدانی که آگاهانه میخواهند درین خیانت ملی شریک وطن فروشی و تحکیم حالت اشغال کشور گردند از 31 حمل آغاز و با تاخیر دو روز به تاریخ 16 ثور 1389 به پایان رسیده است.
اکنون کمیسیون انتخابات رژیم در تلاش است تا از تعداد 2673 تن این نامزدان که گویا ، آنعده را که واجد شرایط اینگونه انتخابات نیستند دسته بندی نماید و زمینه کمپاین انتخابات را برای آنعده که گویا واجد شرایط انتخابات اند روی دست قرار دهد.
طبق گفته رئیس کمیسیون انتخابات رژیم سن قانونی که برای کاندیدان ولسی جرگه درنظر گرفته شده 25 سال و برای مشرانو جرگه 35 سال تعیین گردیده است.
" جنبش انقلابی جوانان افغانستان " علیه این خیانت ملی و انتخابات ضد ملی پارلمانی رژیم موضع خویش را صریحا اعلام میدارد و از تمامی هموطنان آزادیخواه کشور علی الخصوص جوانان رزمنده این دیار می طلبد تا در انتخابات ضد ملی پارلمانی رژیم شرکت ننمایند.
دولت دست نشانده ، بار دیگر میخواهد با روی کار آوردن فاسدترین افراد بعنوان نمایندگان " ملت" افغانستان برای تامین مقاصد امپریالیستی اشغالگران و برای مشروعیت بخشیدن به نظام پوشالی اش استفاده نماید.
معنی انتخابات دریک نظام اساسا مستعمراتی و دریک کشور نیمه فئودالی – مستعمره ، نمیتواند غیر از تحکیم موقف اشغالگران امپریالیستی و نمایندگان فئودال کمپرادور و بورژوا کمپرادور چیز دیگری باشد.
" جنبش انقلابی جوانان افغانستان" بر مبنای اهداف ملی – دموکراتیک اش ، با هرگونه توطئه علیه خلق کشور ، خواه در چهره انتخابات "ریاست جمهوری" باشد و یا چهره انتخابات " پارلمانی" ، موضع اتخاذ نموده و به مبارزه برمیخیزد.
" جنبش انقلابی جوانان افغانستان " از هم اکنون ، از تمامی جوانان مبارز کشور و سراسر اقشار ستمدیده افغانستانی ، عناصر ضد امپریالیزم و ارتجاع ، نیروهای انقلابی آگاه و گروه هاي دموکرات جدا میطلبد تا علیه این خیانت ملی بپا خیزند و هویت دشمنان این سرزمین و خلق کشور را که در تائید مقاصد اشغالگرانه فعالیت دارند، افشاء نمایند.
به پیش در راه برپائی و پیشبرد مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی علیه اشغالگران امپریالیستی و خائینین ملی دست نشانده شان!
" جنبش انقلابی جوانان افغانستان "
5 جوزای 1389
*******
دومين دور، انتخابات پارلماني رژيم پوشالي را قاطعانه تحريم كنيم
هموطنان غيور ، جوانان دلير و رزمنده!
بارديگر كمپاين هاي اغواگرانه كانديداهای انتخابات پارلماني رژيم مزدور آغاز گرديد ه است. پروسه انتخابات نامنهاد و فرمايشي كه بعد از اشغال كشور توسط امپرياليستهای جنایتکار و غارتگر به سردمداري امپرياليسم امريكا، روي دست گرفته شده بود، اكنون به دومين دور انتخاباتي اش رسيده است.
گذشت پنج سال، كاركرد پارلمان پوشالي بر همه واضح و روشن ساخت كه انتخابات فرمايشي رژيم پوشالي، به جز عوام فریبی ، به انقياد كشيدن خلق كشور ، خيانت ملي و توجيه گری های مضحک اشغال كشور هيچ دست آوردي ديگر نداشته است.
انواع و اشکال شعبده بازی های امپریالیتسها و خائنین ملی چون : انتخابات رياست جمهوري ؟! انتخابات پارلمانی؟! جرگه های ارتجاعی گونه گون قطعا به منظور بقاء و تحكيم حالت مستعمراتي ، تحت اشغال بودن كشور و مشروعيت بخشيدن به رژيم پوشالي صورت مي گيرد.
اين انتخابات امپریالیستی- ارتجاعی نيروي رزمند گی و روحیه سلحشوري توده ها و به خصوص جوانان را به تحليل مي برد و سبب اغفال انان مي گردد.
به بيان كلي تر، انتخابات در يك كشور مستعمره- نيمه فيودالي با حمایت همه جانبه مالی و نظامی امپریالیستهای اشغالگر نمیتواند هدفی بجز حفاظت از حکومت مزدور و دست نشانده و مشروعيت بخشيدن به موجوديت قواي اشغالگر خارجي در كشور، داشته باشد. بعلاوه امپریالیستها و خائنین ملی بدین و سیله تلاش دارند توده ها و جوانان را اغفال نموده و نیروی رزمندگی و روحیه سلحشوری آنان رابه تحلیل ببرند.
به طور يقين میتوان گفت که توده هاي كشور و به خصوص جوانان، ديگر فريب و نيرنگ اينگونه نمايشات مضحكه آمیز را نخواهند خورد و با آگاهي از ماهيت عوام فريبانه آن، در آن شركت نخواهند كرد .
شركت اندك از توده ها و جوانان در انتخابات رياست جمهوري سال قبل ، مبین رشد شعور و دانش سياسي مردم و جوانان میباشد. بنابر این زمان آن رسيده است كه مردم ما همه توهمات را بدور انداخته و با يك پارچگي کامل انتخابات فرمايشي رژيم مزدور و باداران خارجي شان را تحريم و برای یک مقاوت ملی , مردمی و انقلابی بمنظور دفع تجاوز ، اخراج قوت های اشغالگر امپریالیستی و سرنگونی رژیم مزدورآماده شوند. فقط و فقط بر مبنای یک چنين حركت اصولي ورزمنده است كه ميتوان اينده شكوفا و درخشان را انتظار داشت. با بي تفاوتي و بي اعتنائي نسبت به آينده كشور جز تداوم سلطه استعمار وارتجاع و فلاكت و بدبختي چيز ديگري را نبايد انتظار داشت.
در چنين شرايط حساس است كه " جنبش انقلابي جوانان افغانستان" بمنظور تحريم هر چه قاطع تر انتخابات پارلماني رژيم مزدور از تمامی نیروهای انقلابی، ملی و د موکرات، بطور اخص جوانان، جدا طلب مینماید که در این راستا مسئولیت و وجیبه میهنی خویش را ادا نموده و در جهت ناکام ساختن این توطئه امپریالیستی – ارتجاعی از هيچگونه تلاش دريغ نورزند.
به پيش در راه برپايي و پيشرد مقاومت ملي، مردمي و انقلابي عليه اشغالگران امپرياليست و خائینين ملي دست نشانده شان!
به پيش در راه تحريم قاطعانه دومين دور انتخابات پارلماني رژيم پوشالي!
"جنبش انقلابي جوانان افغانستان"
15 سرطان 1389 ( 6 جولاي 2010 )
*******
برای تحریم قاطعانه دومین انتخابات پارلمانی بپا خیزیم!
دومین انتخابات پارلمانی دولت دست نشانده اشغالگران امپریالیستی، با توزیع پوسترها ، چاپ عکسهای نامزد ها و تزئینات محوطه کمپاین ها در سراسر کشور به کار خود اغاز کرده است.
این جنایتکاران مزدور که غیر از سر فرود آوردن به آستان اشغالگران چاره دیگری ندارند کوشش میکنند با هزاران حیله ونیرنگ ،حتی ترساندن مردم، منجمله زنان کشور، از برگشت حاکمیت فاشیستی طالبان و دامن زدن به گرایشات و تمایلات شوونیستی و تنگ نظرانه ملیتی ، توده های ستمدیده ، بخصوص زنان را به پای صندوقهای انتخابات بکشانند.
این خاینین ملی که جزء وطن فروشی و چاکر پیشگی دست آورد دیگری برای توده های کشور نداشته اند سعی دارند که با این چنین شعبده بازی های مسخره حالت اشغال افغانستان و روند رو به تقویت هرچه بیشتر حضور قوت های اشغالگر امپریالیستی ، قتل عام روزمره مردمان سلحشور افغانستانی و ماوراء خط دیورند را از انظار توده ها بپوشانند و بازماندگان قربانیان این جنگ تجاوزکارانه امپریالیستی را به پای صندوقهای انتخابات بکشانند.
یقینا که این انتخابات نمایشی از یک سو باعث دوام و استحکام حالت مستعمراتی – نیمه فئودالی در کشور خواهد شد و مهر مشروعیت بر نظام حاکم برافغانستان خواهد زد و از سوی دیگر باعث دوام و استحکام شوونیزم مرد سالار و تحمیل ستم جنسی بر زنان . در شرایط فعلی که کشور و مردمان کشور تحت انقیاد و اسارت به سر میبرند ، شوونیزم مردسالار نیمه فئودالی در اساس توسط امپریالیستها و مرتجعین نه تنها حفظ بلکه تقویت میگردد و اشکال ستم جنسی بورژوا کمپرادوری و امپریالیستی نیز به آن علاوه میشود.
اکنون باید برای آنعده از مدعیان دروغینی که در مورد " دموکراسی " ، " آزادی زنان " و " مبارزه علیه ترویزم" از طریق سهم گیری در نمایشات مضحکه آمیز اشغالگرانه و میهن فروشانه شان به خود فریبی و عوام فریبی مشغول هستند ، واضح شده باشد که مردمان این خطه هرقدر در فقر و عقب ماندگی نگهداشته شده باشند ، تن به انقیاد ، اسارت ، تسلیم طلبی و مزدور منشی نمیدهند و نخواهند داد.
" دسته هشت مارچ زنان افغانستان " از آنعده هموطنان عزیزمان که از روی مجبوریت زندگی شان ، به عنوان کارمند و مامور در کمپاین های دومین انتخابات پارلمانی در بدل پول ناچیز، سهم میگیرند، جدا تقاضا دارد که از شرکت در این توطئه فریبنده و اغواگرانه امپریالیزم و خائنین ملی خود داری نمایند. به یقین کامل میتوان گفت که اگر اینگونه همکاری ها و حمایت مالی و نظامی اشغالگران نباشد ، تحریم صد در صد انتخابات حتمی است .
با در نظر داشت مسائل آتی است که " دسته هشت مارچ زنان افغانستان" دومین انتخابات پارلمانی رژیم پوشالی را به مثابه یک نمایش به شدت ضد ملی ضد دموکراتیک بطور کامل تحریم میکند. ضرورت دامن زدن به تلاش ها ی هرچه گسترده و همه جانبه، تحریم این انتخابات را وظیفه مبارزاتی خود میداند و از تمامی اقشار جامعه میطلبد که به پای صندوقهای انتخابات جاری نروند و فریب نیرنگ این خاینین ملی را نخورند.
به پیش در راه برپائی و پیشبرد مقاومت ملی ، مردمی وانقلابی!
علیه اشغالگران امپریالیست وخاینین ملی دست نشانده شان!
به پیش در راه تحریم قاطعانه دومین انتخابات پارلمانی رژیم پوشالی!
" دسته هشت مارچ زنان افغانستان "
12 اسد 1389 ( 3 آگست 2010)
*******
تحریم قاطعانه انتخابات پارلمانی ، ضرورت اجتناب ناپذیر ملت ماست
در کشوری که تحت انقیاد باشد و یک مستعمره تمام عیار اشغالگران به شمار رود؛ در کشوری که یک دولت دست نشانده و گوش به فرمان اشغالگران حاکمیت داشته باشد؛ در کشوری که حاکمیت آن نماینده خائنین ملی و مرتجعین میهن فروش باشند ؛ چگونه میتوان انتخابات نمایشی و فرمایشی آنها را تایید نمود ویا اینکه به پای صندوقهای این انتخابات رفت؟ افغانستان فعلی، کشوری است که ازچنین خصوصیاتی برخوردار است . زحمتکشان افغانستانی اعم ازکارگران ، دهقان و... ،در طول مدت زمان نه سال حاکمیت ننگین رژیم مزدور، جز فقر ، بدبختی، بی امنیتی و سرکوب ، چیز دیگری نصیب شان نبوده است.
بنابراین مردم ما برای رهایی ازفقر ، بدبختی ، بیچارگی ، بیشتر ازهرچیز دیگری به استقلال ، آزادی ، دولت مردمی و دموکراسی مردمی نیاز دارند نه دموکراسی خون آشام و تجاوزگرامپریالیسیم امریکا و شرکای بین المللی اش!
کارگران افغانستان که طبقه کارگر کشور را تشکیل میدهد ، تقریبا نیم میلیون نفر میشوند. با احتساب روابط خانوادگی این مجموعه ، میتوان گفت که حدود دو تا دو- نیم میلیون نفر یعنی تقریبا ده فیصد نفوس کشور در موقعیت کارگری قرار دارند. باید خاطر نشان نمود که همین کارگران هستند که در بخش های صنایع ، معادن، پروژه های ساختمانی ، حمل نقل ، پیشه وری ، هوتل داری ، صنایع دستی و غیره فعالیت دارند ، که بدون نیروی کار آنها این تاسیسات نمیتواند اداره و گردانندگی شوند.
اربابان اشغالگر خارجی و رژیم گوش به فرمان شان ، در حق کارگران افغانستانی به غیر از استثمار مضاعف ، چه کار در جهت بهبود زندگی این طبقه ستم کش و رنجیده انجام داده است، که با به راه اندازی بازی فریبنده و نمایشی" انتخابات پارلمانی " کنونی کاری را به نفع این طبقه انجام دهد ؟! یقینا که در کمپاین تبلیغاتی نامزدهای مزدور و فریبکار دومین دوره انتخابات پارلمانی باز هم ، با وعده های سرخرمن که گوش مردم را می آزاراند و به هیچ یک از وعده هایشان عمل کرده نمیتوانند، روبرو خواهیم بود.
با درنظر داشت مسائل فوق است که " هسته کارگری مبارز افغانستان" از هم اکنون که این بازی فریبکارانه و نمایشی که با چاپ عکس ها، پوسترهای تبلیغاتی، تزئینات محوطه کمپاین ها ومصارف گزاف آغاز شده است، ازتمامی کارگران و زحمتکشان کشور میخواهد که رفتن به پای صندوقهای انتخابات ارتجاعی- امپریالیستی و شرکت در آن که مشروعیت بخشیدن به اشغال کشور و رژیم مزدور میباشد،با قاطعیت کامل تحریم نمایند.
"هسته کارگری مبارز افغانستان " مقاومت و مبارزه مردمی علیه اشغالگران و دولت دست نشانده شان را مسئولیت مبارزاتی عمده فعلی خود میداند و زندگی در یک افغانستان مستقل ، آزاد ، آباد و مردمی،شعار این تشکل مبارز وانقلابی میباشد.
" هسته کارگری مبارز افغانستان " یکبار دیگر از تمامی مردمان آزادیخواه وسلحشور کشور منجمله کارگران ، دهقانان و زحمتکشان جامعه،اکیدا میطلبد که با تحریم هرچه وسیعتر این انتخابات، حیله های فریبکارانه دشمنان وطن و مردمان وطن را بیشتر از پیش نقش بر آب سازند و گامی در جهت به دست گرفتن سرنوشت خویش بدست خودشان ، بردارند. البته طبقه کارگرنسبت به سایر طبقات و اقشار زحمتکش وتحت ستم جامعه، مسئولیت و رسالت خاص در قبال وضعیت کنونی(مستعمره – نیمه فئودالی)کشوردارد. این رسالت تاریخی، رهبری اگاهانه مقاومت ملی ، مردمی و انقلابی در راه دفع تجاوز امپریالیستی و سرنگونی رژیم مزدور، میباشد.
به پیش در راه متشکل شدن، مستقلانه کارگران افغانستان!
به پیش، در راه تحریم هرچه قاطعانه تر انتخابات پارلمانی رژیم مزدور!
" هسـتـه کارگــری مــبـارز افغانستان "
شانزدهم سرطان 1389 ( 7 جولای 2010 )
*******
اعلامیه شماره 1 جاآا تحریم انتخابات و تقبیح کشتار جاده میوند
مردم ما انتخاب خود را كرده اند
تحريم انتخابات و دفاع و خونخواهي از مجروحين و جانباختگاني كه با فير سگان زنجيري ملا تره خيل وحشي جانشان را از دست داده اند
اين اعلاميه در شام سه شنبه 05/05/1389 برابر با 27/07/2010 در شهر كابل از طرف جنبش انقلابي آزادي افغانستان (جاآا) پخش گرديد. و اينك ما از خوانندگاني كه از طريق اينترنت اين نوشته را دريافت ميدارند ميخواهيم كه در هر كجاي اين جهان كه بسر ميبرند به طريقه هاي مختلف ما را در تكثير و پخش بيشتر اين اعلاميه در ديگر ولايات كشور و ديگر نقاط جهان كه هموطنان ما وجود دارند ياري دهند.
دستهاي گرم تمامي تان را ميفشاريم
جاآا
به امپرياليستها و دست نشاندگان و نوكرانشان چون ملا تره خيل
مردم مبارز ما در طي دوره هاي تاريخي كشور خويش قهرمانيها و حماسه هاي فراواني را از خود بر جاي گذاشته اند. زيرا با شجاعت در مقابل تمامي تهاجمات و لشكركشي ها دليرانه ايستادند. تاريخ از هجوم هاي بسياري بما ميگويد: از هجوم هاي تورانيان در ازمنه هاي بسيار قديم، از هجوم هاي قوي سواركاران چادر نشين بعدي آسياي مركزي در قرن ششم قبل از ميلاد و از حملة كوروش كه مردم افغانستان شش سال در برابر او سخت جنگيدند تا اينكه خودش در سال 539 قبل از ميلاد در يكي از اين جنگها كشته شد و بعد از كوروش حملة پسرش كامبوزيا به اين كشور و بعد از او داريوش سوم كه در افغانستان بدست بسوس والي باختريان كشته شد و سپس اسكندر مقدوني كه در اين كشور با مقاومت مسلح مردم آنچنان مواجه شد كه مدت چهار سال در اين كشور درگير ماند و خود وي در شرق افغانستان زخم برداشت و سپاه او نيز بر اثر جنگهاي دفاعي و قيامهاي متعدد مردم افغانستان خسته گرديد. بعدا حتي نفوذ دولت تانگهاي چين در شمال افغانستان در قرن هفتم ميلادي و از قرن هفتم تا قرن نهم ميلادي استبداد دولت اموي ها و عباسي ها و باز مبارزات و قيامهاي مردم افغانستان، در دورة استبداد اموي ها مردم افغانستان براي حصول استقلال كشور خويش با يك جنبش بيسابقه به رهبري مردي از عمق اجتماع بنام ابومسلم خراساني و باز پنج سال بعد از كشته شدن ابومسلم بار ديگر مردم افغانستان در دوره دولت عباسي به قيام برخاستند و اينبار، اين قيام از ولايت هرات به رهبري مردي بنام سندباد در سال 759 ميلادي صورت گرفت. سندباد خودش را جانشين ابومسلم معرفي كرد. بعد از كشته شدن سندباد، مردم هرات دوباره به قيادت يكنفر بادغيسي بنام «استاد سيس» و حريش سيستاني رفيق او، بر ضد عرب قيام كردند. تاريخ ميگويد كه: اگر چه استاد سيس كشته شد اما چون ستم و فشار دولت عباسي بر شانه هاي توده ها سنگيني ميكرد آنان بناچار پي در پي قيام ميكردند چنانيكه در سال 767 دهقانهاي هرات و سيستان تحت رهبري «آذرويه» بر ضد حكومت عربي شورش كردند. باز در سال 775 مرد ديگري بنام حكيم بن عطاي بادغيسي و معروف به حكيم مقنع، رهبري قيام كنندگان را در مرو بدست گرفت و هزاران نفر زرتشتي و مسلمان (با عنوان سپيد جامگان) براي طرد عرب كه به نام اسلام به غارت مردم ميپرداختند كمر بستند. بعد از حكيم مقنع، «يوسف ابرم» هراتي با داوطلبان ملي، علاقه هاي ميمنه و مرغاب و پوشنگ را بتصرف خويش درآورد تا آنكه وي در يكي از جنگها اسير و به بغداد فرستاده شد و در آنجا با ساير روساي انقلابي افغانستان يكجا اعدام گرديد. و حضين سيستاني نيز فرد آزاديخواه ديگري بود كه قيام مردم را در سيستان رهبري نمود. در سال 799 مرد ديگري در سيستان بنام حمزه قيادت مردم دهقان و پيشه ور را بر ضد عرب در دست گرفت. و كسان ديگري كه مردم افغانستان از بين خود بعنوان رهبر مبارزات خويش تقديم تاريخ نمودند ميتوان از طاهر پوشنگي نام برد. و علاوه بر آن از عياران اصيل نيز بايد ياد كرد كه نظر به شرايط اجتماعي وقت، به شكل سياسي درآمده و عليه سلطة خارجي و فشار ارتجاع داخلي وارد مبارزه ميشدند، هزارها نفر از اينها در زير امر رؤسا و سرهنگان خويش، در هنگامه هاي سياسي و انقلابي شركت ميكردند. اينها در همين كابل با عنوان «كاكه» و در قندهار با عنوان «جوان» تا قرن بيستم عمر نمودند، كاكه هاي كابل در همين منطقه مرادخاني، پل خشتي و شور بازار و چنداول تشكيلات خويش را داشتند. آنها با مردم بينوا و درمانده همدرد و مجتنب از اقويا و توانگران بودند. سپس در قرن 13 ميلادي حملة مغول و مبارزات مردم افغانستان در اين قرن بسيار برجسته است، خصوصا شهر طالقان و عياران آن كه به روايت تاريخ دليرانه تا آخرين نفس در مقابل دشمن جنگيدند. بعد از تالقان مردم شهر باميان شجاعانه رزميدند و خلاصه در تمام قلعه ها و حصارها و شهرها مردم تا آخرين توان خويش در مقابل دشمن به مبارزه پرداختند. در قرن 14 و 15 ميلادي هجوم امير تيمور و مبارزة مردم افغانستان صورت گرفت. قرن شانزدهم تا قرن هژدهم ميلادي دوران تجزيه و انحطاط كشور در اثر نفوذ دولتهاي خارجي و مبارزة مردم افغانستان است. قرن هيژدهم تا قرن بيستم ميلادي افغانستان مورد تهاجمات روس و انگليس و مبارزات قهرمانانة مردم در مقابل آنان قرار داشته است. و اينك در قرن بيست و يكم كشور ما در تحت اشغال امريكا و انگليس و ديگر شركاء خورد و ريز آنان قرار دارد.
وقتيكه نگاهي اينچنين كوتاه بر تاريخ كشور خويش مي افكنيم ميبينيم كه سرزمين ما از همان ازمنه هاي قديم تا به امروز مورد تاخت و تاز و تهاجمات بيگانگان قرار گرفته است، اما مسئله مهم و حياتي در تاريخ كشور ما اينست كه مردم ما هيچگاهي در مقابل متجاوزين سر فرود نياوردند و براي آزادي و رهائي خويش با تقديم بهترين و پاكترين و صادق ترين فرزندان خود دليرانه رزميدند. قارن ها، سوري ها، نيزك ها، بازان ها، حبان ها، سندباد ها، استاد سيس ها، آذرويه ها، ابرم ها، ملالي ها، سيد كمال ها، محمد عظيم ها، عبدالخالق ها و هزاران دلير ديگر كه در گمنامي بسر ميبرند اينها فرزندان رشيد خلقهاي ما هستند كه دهليزهاي تاريك
تاريخ كشور ما را با رشادت ها و از خود گذريهاي خويش روشنايي ابدي بخشيده اند.
در پرتو مبارزات اين بهترين فرزندان خلقهاي ما، راه رهائي و آزادي بر ما روشنتر از گذشته گرديده است. مردم ما در مقابل تجاوزات و اشغالگريهاي تورانيان، ايرانيان، يونانيان، اموي ها، عباسي ها، انگليس ها، روس ها و بعدها شوروي ها تا آخرين نفس جنگيده اند و هرگز تن به اسارت و ذلت نداده اند. و اينك نيز در مقابل تجاوز امريكا و شركاء آن نيز به مقاومت ميپردازند. و بار ديگر در اين برحة از تاريخ راه آزادي خود را با تقديم بهترين فرزندان رشيد انقلابي خويش فروزان ميسازند. امپرياليستها و دست نشاندگان آنها بايد بدانند كه مردم افغانستان بسيار بسيار پيش از اين در طول تاريخ خويش انتخاب خود را كرده اند. و بارها و بارها در طي دهه ها تا به امروز با مقاومت در برابر اشغالگران به تجديد عهد و پيمانشان پرداخته اند و بر انتخاب خويش مبني بر ادامه راه آزادي و رهائي تاكيد مؤكد كرده اند.
بر اين اساس، امروز مردم ما بخوبي ميدانند كه كشورشان در تحت اشغال قوت هاي خارجي قرار دارد و رژيم دست نشانده و سراپا مزدور كنوني بر طبق نقشه هاي اربابانش باز براي دور ديگري در حال اجراي انتخابات نمايشي پارلماني خويش ميباشد. در اين نمايش تمام كسانيكه شركت دارند خود فروختگاني همچو ملا تره خيل هستند كه نقش خويش را با كارگرداني امپرياليستها بازي ميكنند. و براي فريب افكار عامه از هيچ پستي و دنائتي فروگذار نمي كنند.
و بر پايه همين آگاهي است كه مردم ما باز هم همچون گذشته در مقابل امپرياليستها و مرتجعين دست نشانده آنان به مقاومت ميپردازند و شجاعانه بار ديگر به اين حاكميت ضد انساني مزدور نه ميگويند زيرا همانطور كه ذكر شد مردم ما مدتهاست كه انتخاب خويش را كرده اند. و تصميم شان را براي آزادي خويش گرفته اند. اين مردم شريف، اين مردم نجيب، اين مردم با عزت هرگز اجازه نميدهند تا بنام آنها جنايتكاران، دغلبازان، رسوايان، سوداگران، آدم فروشان و خلاصه آدمكشان تصميم بگيرند و با شرافت و نجابت و عزت آنان بازي كنند.
شام روز يكشنبه مورخ 03/05/1389 برابر با 25/07/2010 در جادة ميوند تني چند از همشهريان كابل كه در عبور قلدرانة ملا تره خيل وكيل ولسي جرگه و محافظينش در منطقه پر ازدحام اعتراض كردند توسط فير سگان زنجيري اش مجروح و شهيد گرديدند. ملا تره خيل در اين دوره نيز نامزد انتخابات پارلماني حكومت دست نشانده ميباشد، او و محافظين خون آشامش يك بار ديگر دشمني خويش را بشكل خونين آن نسبت به مردم افغانستان در جادة ميوند به نمايش گذاشتند.
خلق هاي شريف كشور ما هرگز چنين جلاداني را بعنوان نمايندگان خويش قبول نداشته و ندارند. اينان را بعنوان دشمنان خويش ميشناسند. ملا تره خيل ها هم اينرا بوضاحت ميدانند كه مورد خواست مردم نيستند و از همينروست كه تا بحال در تمام انتخابات گذشته، خود صندوق هاي رأي گيري كه بايد توسط مردم پر ميگرديد در خانه هايشان توسط عمال خويش بنام مردم پر كردند.
اگر زياد دور نرويم ميتوانيم بگوييم كه اين شرف باختگان و آبرو ريختگان حداقل از همين دورة انتخابات نمايشي سراپا تقلب گذشته خويش به انتخاب مردم ما پي برده اند. جهان شاهد است كه خلق هاي افغانستان بطور وسيع انتخابات نمايشي و مضحك آنان را تحريم نمودند.
جنبش انقلابي آزادي افغانستان - جاآا اين عمل جنايتكارانة ملا تره خيل و محافظين خونخوارش را شديدا تقبيح مينمايد و از مردم سراسر كشور دعوت بعمل مياورد تا براي مقابله با اين جنايتكاران و قاتلان به اتحاد و يكپارچگي خويش استحكام بيشتري ببخشند و با تمام قدرت و توان خويش به جنبش انقلابي كشور نيروي بيشتري اعطاء نمايند تا توان بيشتري نسبت به نيروي ارتجاعي اين جلادان كسب كند.
در آخر يك بار ديگر ما به امپرياليستها و دست نشاندگان و نوكرانشان همچون ملا تره خيل ميگوييم كه مردم شريف افغانستان انتخاب خويش را پيشاپيش به شما اعلام داشته اند، و آن مبارزه بر عليه شماست.
در پايان ما از همشهريان كابل و يا هر هم وطني كه از منطقة چنداول - جادة ميوند - پل خشتي الي مراد خاني موفق به دريافت اين اعلاميه شده است ميخواهيم كه اعلاميه را بعد از خواندن حتما به افراد مورد اعتماد خويش بسپارند. تا به اينطريق ما را در تكثير اين اعلاميه ياري رسانده باشند.
مرگ بر امپرياليسم
مرگ بر اشغالگراني كه كشور ما را هم اكنون اشغال كرده اند
مرگ بر دولت دست نشانده
زنده باد جنبش انقلابي كشور
زنده باد جنبش انقلابي آزادي افغانستان - جاآا
زنده باد انقلاب
برقرار باد آزادي
05/05/1389
27/07/2010
jaaaemail@gmail.com
www.jaaa.blogfa.com
يادداشت ضروري – اعلاميه فوق از ويبلاگ www.jaaa.blogfa.com گرفته شده است. حزب كمونيست ( مائوئيست ) افغانستان نسبت به " جنبش انقلابي آزادي افغانستان " كه مسئوليت اعلاميه فوق را بر عهده گرفته است، شناخت مشخص و روشني ندارد. نشر اين اعلاميه در شعله جاويد به مفهوم حمايت اجمالي ما از تحريم دومين انتخابات پارلماني رژيم پوشالي توسط " جاآا " است و هيچ نوع حمايت ديگري از خط حركي مبارزاتي آن را در بر ندارد. اميد واريم بتوانيم در آينده شناخت مشخص و روشني از " جاآا " حاصل نماييم.
*******
بيانيه جنبش زنان تحت ستم افغانستان در تحريم انتخابات پارلماني
دومين دور انتخابات پارلماني دولت دست نشانده در جريان است و موظفين پيشبرد پروسه انتخابات با تبليغات مزخرفانه خود در تلويزيون، راديو و رسانه هاي چاپي و غيره ميخواهند باز بار ديگر مردمان عزيز ما را فريب دهند و براي منافع خود آنها را استعمال نمايند. بياييد بيدار شويم، آگاه شويم، و با چشمان باز اطراف مان را بنگريم كه تا كجا ما را به منجلاب فرو برده اند. و ببينيم كه چگونه دشمنان ما سموم تبليغاتي خويش را در جامعه پخش ميكنند.
ما زنان تحت ستم افغانستان دومين دور انتخابات پارلماني را شديدا تحريم مي نماييم و از مردم خويش مي خواهيم كه در اين انتخابات شركت نكنند چرا كه يك مشت آدمفروش، خائن، مرتجع دارند به نفع خود از آنها استفاده بعمل مي آورند.
ما زنان تحت ستم افغانستان در انتخابات شركت نمي كنيم، زيرا اين دولت ساخته شده توسط امپرياليست ها از گروه ها و دسته هايي تشكيل شده است كه هر يك در دوره هاي حاكميت خود ستم هاي فراواني را بر ما روا داشته اند تا آنجا كه هم اكنون فرياد ما زنان از عمق تاريكي ها بلند مي شود. و اگر در اين انتخابات شركت كنيم و راي دهيم. ما با راي خود آنها را تاييد كرده ايم و آنها نيز با استفاده از همين راي ها ما را در تاريكي، بيشتر از اين فرو ميبرند.
ما زناني كه كرك پاك مي كنيم، پشم ميريسيم و يا قالين مي بافبم و يا اينكه در كارگاههاي كوچك و بزرگ كار مي كنيم در ازاي اينهمه كار طاقت فرسا مگر به ما چند معاش مي دهند؟ همانقدر كه حتي معيشت روزانه ما را هم تامين نمي كند. ما زنان تحت ستم افغانستان از يك طرف در محيط هاي كاري مانند قاليبافي خفه، فرسوده و استهلاك مي شويم و از طرف ديگر با دستان مرد سالارانه اي بنام شوهر جان مي دهيم.
بعنوان مثال آن بخش از ما زنان تحت ستم را كه در كارگاه قاليبافي كار مي كنند تصور كنيد و ببينيد كه بدنشان چقدر فرسوده مي شود و چه امراض و مريضي هاي گوناگوني به سراغ شان مي آيند.
بياييد بوضعيت صحي اين بخش از ما زنان تحت ستم نگاهي عميقتر بيفگنيم:
وقتي هر يك از ما پشت كارگاه قاليبافي نشسته ايم، چشم هاي مان كه يكي از اعضاي حياتي بدن است بينائيش از دست مي رود و بد تر از آن اينكه ريه هاي مان كه يكي از مهم ترين بخش هاي حياتي بدن ما است و تبادله اكسيژن و كاربن دي اوكسايد را بر عهده دارد از اثر گرد و غبار بشدت آسيب ديده و ما را به مشكلات تنفسي دچار مي سازد. و پوكي استخوان، سر دردي هاي شديد، مشكلات عصبي و روحي و تبركلوز استخوان از امراض ديگر هستند كه هر يك از ما بواسطه آن استهلاك مي شويم.
اين وضعيت تنها بخشي از ما زنان تحت ستم يعني زنان قاليباف بود و اگر به بخش هاي ديگري از ما زنان تحت ستم نگاهي بيفگنيم به يقين كه وضع به مراتب بد تر از اين خواهد بود اما نه بهتر.
بطور كلي جريان استثمار شديد ما زنان باعث آن مي گردد تا بخش هاي مختلف بدن ما و عضلات آن به تحليل رفته و با مرگ تدريجي مواجه شويم.
اينها فقط جزئي از مشكلات ما زنان تحت ستم افغانستان است كه در پهلوي ديگر مشكلات امنيتي، تعصبات مرد سالارانه، نابرابري هاي حقوقي اجتماعي و غيره از همين نظام ناعادلانه سر چشمه مي گيرد.
حال با اين حقيقتي كه از وضعيت ما زنان تحت ستم كه مختصري از آن در اين بيانيه ذكر گرديد، آيا بايد در انتخاباتي كه برخاسته از چنين نظامي ناعادلانه و حامي آن است شركت كنيم؟ و يا بايد آنرا شديدا و وسيعا تحريم نماييم؟
در جواب بايد گفت كه يقينا بايد آنرا تحريم نماييم تا به اين طريق به اين نظام نا عادلانه طبقاتي نه گفته باشيم و نفرت و انزجار خود را نيز به اين صورت بيان كرده باشيم.
جنبش زنان تحت ستم افغانستان با انتشار اين بيانيه در تحريم دومين دور انتخابات پارلماني دولت دست نشانده از تمام مردم كشور دعوت به عمل مي آورد تا در برابر اينهمه نابرابري ها و نابساماني ها با شركت نكردن در انتخابات رژيم به پا خاسته باشند.
همچنانكه ميدانيد و ميبينيد كشور ما توسط قدرت هاي امپرياليستي كاملا اشغال شده است. و از اينرو انتخابات در كشوري كه تحت اشغال قرار دارد، چيزي نيست جز فريبي كه با آن متجاوزين و مزدوران شان ميخواهند سلطه استعماري موجود در كشور را از نظر ها در سطح بين المللي بنحوي پنهان سازند.
بنابرين رفتن به پاي صندوق هاي راي كمك به اشغالگران و مزدورانشان است.
اعلاميه فوق از یک ويبلاگ گرفته شده است. حزب كمونيست ( مائوئيست ) افغانستان در مورد " جنبش زنان تحت ستم افغانستان " كه مسئوليت اعلاميه فوق را بر عهده گرفته است، شناخت مشخص و روشني ندارد. نشر اين اعلاميه در شعله جاويد به مفهوم حمايت اجمالي ما از تحريم دومين انتخابات پارلماني رژيم پوشالي توسط " جنبش زنان تحت ستم افغانستان " است و هيچ نوع حمايت ديگري از خط حركي مبارزاتي آن را در بر ندارد. اميد واريم بتوانيم در آينده شناخت مشخص و روشني در مورد " ج ز ت س ا " بدست آوريم.