Skip to: Site menu | Main content

 

 

 

 

متن ذیل ترجمه دری سند انگلیسی منتشر شده توسط حزب کمونیست انقلابی کانادا است.

مبارزه ما در افغانستان بخشی از مبارزه جهانی ستمدیدگان ... است.


رونوشت سخنرانی رفیق بازدید کننده به نمایندگی از حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان


چند روز قبل یک رفیق بازدید کننده به نمایندگی از حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان یک سخنرانی مهم در تورنتو و مونتریال ارائه نمود. متن ذیل یک رونوشت سخنان وی برای کسانی است که چانس شنیدن این سخنرانی را نداشته اند. حزب کمونیست انقلابی کانادا مجددا حمایت خود از رفقای حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان را تصریح می نماید و برای اینکه بخشی از مرکز بین المللی احزاب و سازمان های مائوئیست باشد، به پیش می نگرد.

مادامی که در اکتوبر 2001 اتحاد امپریالیستی تحت رهبری ایالات متحده، جنگ تجاوزکارانه اش برای تهاجم بر افغانستان و اشغال این کشور را براه انداخت، امپریالیست ها اعلام کردند که هدف جنگ آنها به عدالت سپردن مرتکبین احتمالی حمله به مرکز تجارت جهانی و پنتاگون است. اما مهم تر از آن، آنها بیان داشتند که جنگ آنها مردم افغانستان، مشخصا زنان افغانستان را آزاد خواهد کرد و اشغال امپریالیستی، دموکراسی و پروژه دولت سازی مساعدی برای حقوق بشر، حقوق زنان و سائر ارزش های لیبرال را ترویج خواهد کرد. شکی وجود ندارد که این وعده ها برای بسیاری از نیروهای بورژوایی و خرده بورژوایی و روشنفکران در کشور ما، به شمول کسانی که بعضی " ادعاهای چپی " دارند، گوشنواز بوده و هست. 
درین صحبت من میخواهم مواضع اتخاذ شده توسط کمپ های مختلف  دارای ادعاهای چپی را خلاصه نمایم. ما می توانیم " چپ افغانستان " را در سه کمپ تقسیم نماییم.
کمپ اول، کمپ تسلیم شدگانی است که منادیان صریح عملی و نظری انقیاد ملی هستند. این ها کسانی اند که بعضی ادعاهای چپی دارند و می توان آنها را لیبرال های چپ خواند. کمپ دوم، کمپ تسلیم طلبان است که بخشا تسلیم شده اند و می توان آنها را نیمه تسلیم شده خواند. کمپ سوم، کمپ چپ ضد امپریالیست و انترناسیونالیست است. مهم است بخاطر داشته باشیم که همه این سه کمپ ادعای ریشه داشتن در جنبش مائوئیستی نسل قبلی را دارند.
کمپ تسلیم شدگان مشتمل بر آن اعضا و کادر های جنبش دموکراتیک نوین تحت رهبری مائویستی نسل گذشته است که در تجمعات خصوصی شان، و بعضی وقت ها حتی در سطح عامه، افتخار می نمایند که از بقایای جنبش عظیم مائوئیستی هستند، ولی نقش مهمی برای رژیم پوشالی و اشغال امپریالیستی بازی می نمایند و به مثابه کادرهای روشنفکری و سیاسی برای رژیم پوشالی و اشغال امپریالیستی خدمت می نمایند. آنها اعضای پارلمان هستند، آنها وزرای کابینه هستند، آنها مشاوران نزدیک و مهم رئیس جمهور رژیم دست نشانده هستند، آنها گردانندگان بسیاری از ان جی او ها و به اصطلاح سازمان های جامعه مدنی هستند، آنها وسیعا در رسانه ها حضور دارند... خلاصه آنها نقش مهمی برای مشروعیت بخشیدن به رژیم بازی می نمایند.   
علامت مشخصه این جناح ارزیابی خاص آن از تاریخ سیاسی افغانستان است، ارزیابی ای که می تواند به طریقه ذیل خلاصه شود: تاریخ کشور، تاریخ تضاد میان نیروهای مدرنیست و سنت گرا بوده است و همین تضاد هنوز هم واقعیت سیاسی افغانستان را شکل می دهد. مطابق به این تفسیر در یک طرف نیروهای سنتی در شکل اسلامیزم طالبان ( که منادی بدترین نوع ارزش های فیودالی، شوونیزم مرد سالار، شوونیزم ملیتی و دشمنی با تمامی ارزش های دموکراتیک و مدرن هستند )، و در طرف دیگر " جامعه بین المللی " قرار دارد که سعی می کند در شرایط بسیار مشکل بنیادهای دموکراتیک و ساختمان دولتی مساعد برای ارزش های مدرن، لیبرال و دموکراتیک را تبلیغ نماید. بنابرین آنهائیکه در جناح تسلیم شدگان قرار دارند باورمند هستند که وظیفه آنها به مثابه " مترقیون " این است که در پهلوی نیروهای مدرنیست -  در این حالت در پهلوی اشغال امپریالیستی و رژیم پوشالی -  بایستند.
این لیبرال های چپ افغانستان امروزی سپاهیان صف روشنفکری اشغال امپریالیستی هستند. آنها ثابت ساخته اند که حتی بیشتر از جناح های اسلامیست رژیم پوشالی تحت رهبری کرزی، شرکای استوار تر و قابل اطمینان تر اشغال امپریالیستی هستند،
جناح دوم، که من آن را به مثابه تسلیم طلبان یا نیمه تسلیم شدگان یاد می نمایم، جناح بسیار وسیع دیگری است که مشتمل بر چندین دسته از سازمان های چپ ریفورمیست است. ادعاهای چپی آنها بعضا نسبت به ادعاهای جناح اول بیشتر اعلام می گردد، ولی بدوا بسیار مشکل است که خط مرز میان این دو جناح ترسیم گردد. در واقع در ابتدای اشغال، اهداف اصلی حملات سیاسی جناح تسلیم طلبان یا نیمه تسلیم شدگان، جناح های مشخصی از اسلامیست های حاضر در درون رژیم پوشالی بودند، مثلا:  جنگ سالاران، جنایتکاران جنگی و غیره. یگانه پرابلم واقعی آنها با اشغال امپریالیستی این بود که آنها اشخاص بدی چون جنگ سالاران، بنیادگرایان اسلامی، مجاهدین و طالبان سابق را به قدرت رسانده بودند و بنابرین اشغالگران سیاست استوار ضد بنیادگرایی نداشتند. نتیجه این استدلال آن بود که اگر صرفا اشخاص خوب – آنها و لیبرال های چپ – توسط امپریالیست ها به قدرت رسانده می شدند، آنگاه اشغال امپریالیستی می توانست یک مشکل نباشد، یعنی چنانچه امپریالیزم از نجابت برخوردار می بود، رژیم دست نشانده بهتری را بر می گزید. 
اولین نمونه جناح تسلیم طلبان یا نیمه تسلیم شدگان، جمعیت انقلابی زنان افغانستان ( راوا ) است، سازمانی که فعالیت های خود را مطابق به استدلال فوق تعریف می نماید. حالا، بعد از ده سال اشغال امپریالیستی ویرانگرانه در افغانستان، " راوا " تا حدی و به نحو استادانه ای سخنانش را تغییر داده است. بعد از سال ها سرباز زدن از استعمال کلمه " اشغال "، حالا آنها اینجا و انجا این کلمه را استعمال می کنند و در سطوح و درجات مختلف موضع سیاسی ضد اشغال تحریف شده ای اتخاذ می کنند. با وجود این، آنها هنوز هم تسلیم طلب یا نیمه تسلیم شده باقی مانده اند، زیرا آنها دعوت برای مقاومت مسلحانه علیه اشغال را خوار می شمارند و برعلاوه هنوز هم طالبان را با اشغالگران امپریالیست به نحو مساویانه ای دشمن عمده می پندارند. بخشهای بسیاری از انها در بیانات صلح خواهانه بورژوایی، ریفورمیزم، و پارلمانتاریزم گیر مانده اند. این نوع موضعگیری در متن یک اشغال امپریالیستی صرفا به مفهوم فراهم کردن حمایت ضمنی از پروژه اشغالگران امپریالیست است. باید خاطر نشان گردد که بیانات منسوبین این کمپ به نحوی توسط چپی های سوسیال دموکرات و ریفورمیست در جنبش ضد جنگ در کشور های امپریالیستی طرح ریزی و تقویت گردیده است. حتی متاسفانه در موارد بسیاری انقلابیون کمونیست نیز پروژه تسلیم طلبانه را ترویج کرده اند.
کمپ سوم و نیروی اصولی ضد امپریالیست در افغانستان، انترناسیونالیست های چپ ضد امپریالیست هستند. این جناح مشتمل بر چندین گروپ و سازمان مارکسیست – لنینیست – مائوئیست است،  اما حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان بزرگترین نیرو و نیروی عمده آن است که چند سازمان توده یی را تحت رهبری دارد و برای مقاومت ضد امپریالیستی انقلابی در کشور از همان ابتدای جنگ تجاوزکارانه و اشغالگرانه علیه افغانستان، فراخوان داده است. این کمپ و مشخصا حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان از جنگ علیه مردم ما و اشغال کشور ما، یک تجزیه و تحلیل ضد امپریالیستی دارد. این جناح و مشخصا حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان، تضاد عمده در افغانستان را تضاد میان مردمان افغانستان و نیروهای اشغالگر امپریالیستی و رژیم دست نشانده تشخیص داده است. از این قرار حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان برای یک جنگ مقاومت ملی مردمی و انقلابی علیه اشغال امپریالیستی و رژیم دست نشانده فراخوان می دهد.
این موضوع باید خاطر نشان گردد که ما بر مبنای تجزیه و تحلیل طبقاتی فکر می کنیم که جنبش طالبان دشمن استراتژیک ما است؛ با وجود این در مقطع کنونی اشغال امپریالیستی ما آنها را به مثابه دشمن عمده در نظر نمی گیریم؛ و نه آنها را با رژیم پوشالی و نیروهای اشغالگر مساوی قرار می دهیم. ما در مقطع کنونی، اشغال امپریالیستی و رژیم پوشالی را دشمن عمده مردم افغانستان می دانیم. بنابرین اشغالگران و رژیم پوشالی آماج عمده جنگ مقاومت ملی مردمی و انقلابی خواهند بود.
حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان در سال 2004 پایه گزاری گردید و به مثابه وحدت میان سازمان های سابق مارکسیست – لنینیست – مائوئیست شکل گرفت. این سازمان ها عبارت بودند از: سازمان پیکار برای نجات افغانستان، اتحاد انقلابی کارگران افغانستان و حزب کمونیست افغانستان. 
در سال 2001، موقعیکه اتحاد امپریالیستی تحت رهبری ایالات متحده بر افغانستان تجاوز کرده و آن را اشغال کرد، نیروهای مارکسیست – لنینیست – مائوئیست در افغانستان پروسه اتحاد میان شان را آغاز کردند تا کمونیست های انقلابی را در یک حزب واحد، بخاطر تنظیم و آرایش یک مقاومت موثر علیه جنگ اشغالگرانه امپریالیستی با هم یکجا نمایند. جنبش انقلابی انترناسیونالیستی نقش مهمی برای فراهم آوری تسهیلات این وحدت میان تشکلات مارکسیست – لنینیست – مائوئیست در افغانستان بازی نمود. ( متاسفانه جنبش انقلابی انترناسیونالیستی در نتیجه خط انحرافی درون کمیته رهبری کننده خود، متلاشی شده و در وضعیت مفلوجی قرار گرفته است. )
حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان از زمان تشکیل خود تا حال نیروی انقلابی سکولار عمده مقاومت کننده علیه اشغال بوده است. چند سازمان توده یی تحت رهبری حزب قرار دارد که در بخش های مختلف کشور، یک جنبش توده یی ضد امپریالیستی و ضد اشغال را پیش می برند.
گرچه این مقاومت ضد امپریالیسستی انقلابی تا حال به مرحله جنگ خلق پیشرفت نکرده است، با اینحال یک بخش معین مقاومت عمومی، یعنی بخش مقاومت دموکراتیک نوین، انقلابی و کمونیستی علیه اشغال امپریالیستی را تشکیل می دهد. حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان در اسناد جدید خود این موضوع را مطرح کرده است که فعلا مبارزات تدارکی برای آغاز هر چه سریعتر جنگ مقاومت ملی مردمی و انقلابی علیه اشغال امپریالیستی را پیش می برد.
همچنان بسیار مهم است که ما استقامت بین المللی مبارزه در افغانستان را به یاد داشته باشیم و فراموش نکنیم. قدرت های امپریالیستی تحت رهبری ایالات متحده امریکا، افغانستان را به مثابه میدان جنگ خود برای چنگ زدن به سیاره ما انتخاب کرده اند. آنها برای ایجاد پایگاه های نظامی دراز مدت در کشور نقشه کشیده اند و به نظر می رسد که بالای مسئله افغانستان توافق عمومی میان شان وجود دارد. ازین قرار اتحاد 44 کشور امپریالیستی و ارتجاعی و نیروهای نظامی شان در افغانستان حضور دارند و پروژه امپریالیستی ایالات متحده و حفاظت از رژیم دست نشانده را مدد می رسانند. سائر قدرت های امپریالیستی و قدرت های ارتجاعی منطقه یی که در افغانستان حضور نظامی ندارند نیز نقش های بسیار مهمی در فراهم کردن کمک های سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی به اشغال و رژیم پوشالی بازی می نمایند. چتر " ملل متحد " مبین اتحاد امپریالیستی و ارتجاعی قدرت های بین المللی و منطقه یی در مورد افغانستان است.
همینطور، شورش اسلامیستی تحت رهبری طالبان از حمایت سیاسی، نظامی و اقتصادی نیروهای اسلامی در سراسر جهان برخوردار است. طالبان پاکستانی و همچنان سائر نیروهای اسلامی از آسیای میانه و چین و شرق میانه، منابع نظامی و کمک های سیاسی و اقتصادی برای جنبش طالبان در افغانستان فراهم می نمایند. شکی وجود ندارد که بدون کمک بین المللی اسلامیستی، برای جنبش طالبان بسیار مشکل خواهد بود که خود را سر پا نگهدارد.
این وضعیت بین المللی می تواند بخوبی بیان نماید که چرا حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان در مورد مسایل جنبش انقلابی انترناسیونالیستی و ایجاد یک تشکیلات کمونیستی بین المللی جدید دلچسپی زیادی دارد. ما قویا باور داریم که مبارزه در افغانستان و انقلاب در افغانستان بخشی از مبارزه جهانی و انقلاب جهانی علیه سرمایه داری و امپریالیزم است. مادامی که جنبش انقلابی انترناسیونالیستی وجود داشت، پروسه وحدت میان تشکلات مارکسیست – لنینیست – مائوئیست در افغانستان و همچنان در سائر کشور ها را کمک رساند. موجودیت و فعالیت یک تشکیلات کمونیستی بین المللی جدید به نحو امیدوار کننده ای خواهد توانست برای مبارزات انقلابی در افغانستان و جاهای دیگر نقش حمایتی سیاسی و ایدئولوژیکی بسیار مهمی داشته باشد. با بروز غیر منتظره خط پست م ل م اواکیان و خط رویزیونیستی پاراچندا – باترای، جنبش انقلابی انترناسیونالیستی فروپاشید. ما باور داریم که با فلج شدن جنبش انقلابی انترناسیونالیستی، مبارزه انقلابی در افغانستان یک پشتوانه منظم و مهم بین المللی را از دست داده است.   
در مقطع کنونی، کار در جهت ایجاد یک تشکیلات بین المللی کمونیستی، یا فعال سازی مجدد تشکیلات بین المللی غیر فعال مان، وظیفه بین المللی عمده جنبش کمونیستی در سطح جهان است. اجرای این وظیفه تبارز عملی شعار کمونیستی " کارگران و خلق های ستمدیده جهان متحد شوید " خواهد بود. در دوره ای که سیستم سرمایه داری امپریالیستی، به واسطه سر بلند کردن بحران های اقتصادی و مالی پیهم و خیزش های توده های تحت ستم علیه این نظام پوسیده، عمیقا دچار بحران است، ما بیشتر از پیش نیاز داریم که برای تنظیم بین المللی مبارزه بخاطر تاثیر گذاری بر این جنبش ها و فعالیت در جهت فراهم آوردن یک استقامت کمونیستی انقلابی برای آنها کار نماییم.
مبارزه ما در افغانستان بخشی از مبارزه جهانی ستمدیدگان است. بنابرین نه تنها ما برای انقلاب در افغانستان کار می نماییم بلکه نقش بین المللی خود را برای کار در جهت ایجاد یک تشکیلات کمونیستی بین المللی نیز ایفا می نماییم.