صحبت مختصری
در مورد
" سازمان کارگران افغانستان "
در یکی از شماره های قبلی شعله جاوید، اعلامیه ای از " سازمان کارگران افغانستان " منتشر شده بود. ما در همان وقت گفته بودیم که نسبت به این " سازمان " شناخت روشن و مشخصی نداریم؛ لذا نشر اعلامیه متذکره در شعله جاوید، به مفهوم تائید عام و تام تمامی مواضع سازمان منتشر کننده اعلامیه نیست.
متاسفانه هنوز هم در مورد سازمان متذکره شناخت روشن، مشخص و همه جانبه نداریم. با وجود این پیشرفت ایدیولوژیک – سیاسی سازمان کار گران افغانستان در پذیرش مارکسیزم – لنینیزم – مائوئیزم نمی تواند مورد تائید و حمایت ما قرار نداشته باشد؛ کما اینکه در غلطیدن این سازمان از موضع نادرست توسل بی پایه به " تئوری عصر امپریالیزم " در رد پذیرش مائوئیزم بجای اندیشه مائوتسه دون، به موضع نادرست دیگر یعنی " عمدتا مائوئیزم " و بد تر از آن تائید دربست سائر نظرات نادرست حزب کمونیست پیرو، نمی تواند مخالفت و تاسف ما را بر نینگیزد.
در هر حال امضای اعلامیه مشترک احزاب و سازمان های مارکسیست – لنینیست – مائوئیست کشور های مختلف جهان در اول می امسال ( 2012 )، توسط سازمان کارگران افغانستان، که البته از چینل حزب ما صورت نگرفته، بلکه از چینل کدام حزب یا سازمان دیگری صورت گرفته است؛ می تواند گام مثبت ایدیولوژیک – سیاسی دیگری باشد در جهت دوری از موضع نادرست فعلی اش باشد.
پروسه مبارزه برای ایجاد تشکیلات بین المللی جدید احزاب و سازمان های مارکسیست – لنینیست – مائوئیست کشور های مختلف جهان، بعد از غیر فعال شدن جنبش انقلابی انترناسیونالیستی و پراگنده شدن مرکز سیاسی نطفه یی آن ( کمیته جاا )، با تدویر جلسه ویژه احزاب و سازمان های جنبش انقلابی انترناسیونالیستی و انتشار اسناد آن و همچنان انتشار اعلامیه مشترک 14 حزب، سازمان و گروه مارکسیست – لنینیست – مائوئیست از چندین کشور جهان در اول می امسال، بیشتر از پیش جدی گردیده است. جدا لازم است که پیشبرد این پروسه مبارزاتی، موازی و در پیوند با پیشبرد پروسه مبارزاتی نظری و عملی برای وحدت ایدیولوژیک – سیاسی و تشکیلاتی مارکسیست – لنینیست – مائوئیست های کشورهای معین پیش برده شود.
تا جاییکه به نحوه برخورد حزب ما با " سازمان کارگران افغانستان "، در رابطه با پیشبرد این پروسه مبارزاتی مربوط می شود، ما باید یک دوره مقدماتی مبارزه دو خط ایدیولوژیک – سیاسی باز با این سازمان را پیش ببریم. در واقع سازمان متذکره خود چنین شیوه مبارزاتی ای را برگزیده است و ما ناچاریم آن را تا حد لزوم ادامه دهیم.
ما " سازمان کارگران افغانستان " را به مثابه سازمانی می شناختیم که با توسل نادرست به تیوری عصر امپریالیزم، از پذیرش مائوئیزم سرباز می زد، استراتژی جنگ خلق در کشورهای امپریالیستی را قبول نداشت و آنرا صرفا مربوط به کشورهای تحت سلطه می دانست و برعلاوه قبول استراتژی جنگ خلق در کشورهای امپریالیستی را رویزیونیستی به حساب می آورد. این مواضع سابق " سازمان کارگران افغانستان "، که تا حد زیادی از گذشته، مواضع شناخته شده سنتریستی در جنبش چپ افغانستان بوده است، قبلا بصورت اجمالی از طرف حزب ما مورد نقد قرار گرفت.
پس از آن، ویبلاگ " سازمان کارگران افغانستان "، که یگانه وسیله دسترسی ما به نظرات و مواضع این سازمان بود و هنوز هم چنین است، مدت ها ساکت بود. اما بصورت غیر منتظره و ناگهان دیدیم که این سازمان به فراتر از مائوئیزم یعنی " عمدتا مائوئیزم "، تجویز استراتژی جنگ خلق نه تنها برای کشورهای امپریالیستی بلکه حتی برای کشورهای سوسیالیستی و در طول دوران طولانی گذار به کمونیزم برای کل جهان و تا زمان رسیدن به کمونیزم، پذیرش تیوری " نظامی سازی حزب" و حزب را ماشین جنگی تلقی کردن، پذیرش تیوری رهبریت خطا ناپذیر ( جیفاتورا یا پیشوای کبیر )، رهبری متحد المرکز حزب، ارتش و جبهه متحد، انقلاب جهانی را در مرحله تعرض استراتژیک دانستن و در یک کلام به پذیرش تمامی نظرات درست و نادرست حزب کمونیست پیرو رسیده است و نه تنها حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان، بلکه کل " جنبش انقلابی انترناسیونالیستی " را از بابت عدم پذیرش خدمات " پیشوای کبیر " موجود جنبش بین المللی کمونیستی" سنتریست " به حساب می آورد.
البته همانطوری که قبلا گفتیم، امضای اعلامیه مشترک احزاب و سازمان های مارکسیست – لنینیست – مائوئیست کشور های مختلف جهان در اول می، توسط " سازمان کارگران افغانستان "، می تواند گام مثبتی در جهت دوری از نظرات نادرست فوق الذکر باشد. با آنهم، از آنجاییکه بحث روی مسایل متذکره نه تنها برای جنبش کمونیستی افغانستان اهمیت دارد، بلکه دارای اهمیت بین المللی نیز هست، سعی خواهیم کرد بحث های گذشته مان درینموارد را بیشتر و وسیع تر پی بگیریم.