تدویر " لویه جرگه عنعنوی مشورتی " یک اقدام وطنفروشانه و خاینانه ملی
وقتی در ششم جدی سال 1358 خورشیدی، سوسیال امپریالیست های شوروی افغانستان را مورد تجاوز و اشغال قرار دادند، ادعای شان این بود که برای جلوگیری از مداخلات خارجی موقتا به این کشور نیرو فرستاده اند و به هیچ وجه قصد ندارند برای مدت طولانی در این کشور حضور نظامی داشته باشند. یکی از مزدوران قسم خورده آنها ( اناهیتا راتب زاد ) طی یک مصاحبه مطبوعاتی لافزنان ادعا کرد که امید وار است ماموریت موقت " قوای دوست " تا نوروز آینده تکمیل گردد و این قوا از افغانستان خارج شود. اما چنین نشد و قوای اشغالگر یک دهه در افغانستان باقی ماند و در طی این مدت کل کشور و مردمان آن را بخاک و خون کشید. نیروهای اشغالگر سوسیال امپریالیست شوروی فقط زمانی مجبور به خروج از افغانستان گردیدند که در مواجهه با مقاومت خونین در افغاانستان و سایر علل و عوامل داخلی و بین المللی، نقشه های شان برای اشغال دایمی کشور منجر به شکست گردید.
وقتی در هفتم اکتوبر سال 2001 میلادی نیروهای نظامی امپریالیست های امریکایی و متحدین انگلیسی شان بر افغانستان یورش برده و پس از یک جنگ خونین دو ماهه کشور را اشغال کرده و رژیم دست نشانده شان را به قدرت پوشالی رساندند، ادعای شان این بود که موقتا به این کشور نیرو فرستاده اند و به هیج صورتی قصد ندارند بصورت دراز مدت آن را اشغال نمایند. پرویز مشرف حاکم نظامی پاکستان که پایگاه های هوایی و راه های مواصلاتی زمینی آن کشور را در اختیار نیروهای متجاوز قرار داده بود، برای فریب ذهنیت عامه در پاکستان، افغانستان، منطقه و جهان پیهم بیان می نمود که جنگ در افغانستان باید هر چه کوتاه تر باشد، هرچه زود تر به پایان برسد و قوای مهاجم به سرعت از افغانستان بیرون بروند. اما چنین نشد و نه تنها قوای متجاوز و اشغالگر امریکایی و انگلیسی به سرعت از افغانستان خارج نشدند، بلکه پیوسته بر تعداد شان افزایش به عمل آمد و در پهلوی آنها نیروهای نظامی اشغالگر بیشتر از پنجاه دولت امپریالیستی و ارتجاعی خارجی دیگر نیز جای گرفتند. اینک با گذشت ده سال از زمان آغاز تجاوز امپریالیستی تحت رهبری امپریالیست های امریکایی بر افغانستان و اشغال این کشور، که طولانی ترین جنگ تاریخ امریکا را رقم می زند، کماکان آنها حاضر نیستند قوای خود را از این کشور کاملا بیرون ببرند و کوشش دارند که موجودیت دراز مدت پایگاه های نظامی شان را در آن تثبیت نمایند.
اشغالگران امپریالیست امریکایی و رژیم دست نشانده از ماه ها به اینطرف تقلا دارند که راه به اصطلاح قانونی و دموکراتیکی برای باقی ماندن دراز مدت پایگاه های نظامی امریکایی در افغانستان بیابند. آنها از مدت ها به اینطرف مشغول مذاکره و رای زنی با هم هستند تا یک شکل " مناسب " برای تامین این منظور شان در چهارچوب یک " معاهده استراتژیک " به وجود بیاورند و این معاهده را با یک ظاهر سازی " دموکراتیک " به تصویب برسانند. اما همانگونه که مذاکره و رای زنی دو جانبه آنها تا حال به نتیجه قطعی و نهایی نرسیده است، ظاهر سازی " دموکراتیک " برای تصویب معاهده متذکره را نیز تا حال نتوانسته اند بصورت نهایی تثبیت نمایند. یکی از اقدامات آنها درین راستا برگذاری یک " لویه جرگه عنعنوی " مشورتی چهار روزه به تاریخ 25 عقرب سال جاری در شهر کابل است که قرار است دو هزار نفر هوادار رژیم دست نشانده از نقاط مختلف کشور در آن شرکت نمایند.
برگذاری این " لویه جرگه عنعنوی مشورتی " نه تنها در تناقض با منافع علیای کشور و مردمان کشور قرار دارد و یک اقدام وطنفروشانه و یک خیانت ملی محسوب می گردد، بلکه حتی طبق معیار های قانونی خود رژیم دست نشانده نیز یک اقدام غیر قانونی محسوب می گردد. به همین علت است که نه تنها نیروهای مخالف اشغالگران و رژیم پوشالی به شدت علیه آن اعلام مخالفت کرده اند، بلکه توسط جناح های مخالف با جناح حاکم در درون رژیم دست نشانده، نیز وسیعا مورد مخالفت قرار گرفته است، مخالفتی که انعکاس دهنده تضاد منافع ارتجاعی خود آنها و تضاد منافع باداران خارجی شان است،
حزب کمونیست ( مائوئیست ) افغانستان اعلام می نماید که معاهده استراتژیک میان دولت امپریالیستی اشغالگر امریکا و رژیم دست نشانده، هیچ معنی دیگری جز طولانی ساختن حالت اشغال کشور و نقص حاکمیت ملی و استقلال کشوری ما نداشته و ندارد. به همین سبب است که " لویه جرگه عنعنوی مشورتی " که اقدامی در راستای تصویب و امضای معاهده مذکور محسوب می گردد، هیچ معنی دیگری جز خیانت ملی و وطنفروشی ندارد. سازماندهندگان اصلی این " جرگه " اشغالگران امپریالیست هستند و تنظیم کنندگان داخلی آن و همچنان شرک کنندگان در آن وطنفروشان و خاینین ملی ای هستند که فقط و فقط به ساز اشغالگران می رقصند.
برای تامین استقلال سیاسی کشور و حاکمیت ملی مردمان ما هیچ راه دیگری جز مبارزه و مقاومت علیه اشغالگران و خاینین ملی وجود ندارد. فقط به این صورت می توان اشغالگران را وادار به خروج از کشور نموده و رژیم دست نشانده را سرنگون نمود.