Skip to: Site menu | Main content

 

 

 

 

 

پیام تسلیت به منا سبت درگذشت رفیق حفیظ

بگذارمرگ رفیق حفیظ
نقطه ای باشد
برای خیزش
و چرخش دوباره مان
ما باز قطره قطره
سیلاب میشویم
و درفش رزم و پیکار
رفقای به خون خفته 
و گلگون کفن  مان را
دوباره برفراز
بام دنیا
بلند خواهیم نمود
و با رزم و پیکار خود
ثابت خواهیم ساخت
که "پایان تاریخ "
افسانه ای بیش نیست
بگذار خفاشان ظلمت پرست
در تاریکی 
لجن پراگنی نموده
آفتاب را انکار نمایند
آفتاب دوباره طلوع میکند
و مبارزه باردیگر
اوج میگیرد

با تأسف اطلا ع یافتیم که رفیق حفیظ یکی دیگر از ستاره های جنبش انقلابی مارکسیستی- لنینیستی- مائوئیستی افغانستان از کنار ما رفت. مرگ این رفیق برای جنبش کمونیستی - مائوئیستی افغانستان بسیار سنگین و درد آور است و این در شرایطی است که از یک طرف در طول بیش از سه دهه هزاران تن از رفقای انقلابی ما از طرف باندهای جنایت کار خلق و پرچم و اخوان، این نوکران سوسیال امپریالیزم شوروی و امپر یالیزم جنایت کار امریکا و شرکای جرم پاکستانی، ایرانی  و عربستانی  شان شهید گردیده و یا در زندان های مخوف و فا شیستی پلچرخی و یا جاهای دیگر، انواع و اقسام شکنجه های جسمانی و روانی را متقبل شده اند و آنهایی هم که از چنگ این کفتارهای وحشی و آدمکش نجات یافته اند به انواع و اقسام مریضی های جسمانی و روانی مصاب گردیده اند.
در شرایط فعلی، جنبش(م ل م ) افغانستا ن در وضعیت بسیار سخت و دشوار به سر میبرد. از یک طرف تهاجم نظامی امپریا لیزم جنایتکار امریکا و قوای ناتو و رژیم دست نشانده شان که متشکل از تمام وطن فروشان و خاینین ملی خلقی - پرچمی، جهادی - اخوانی، طالبی و تسلیم طلبان فرومایه که با شعارهای فرمایشی و فریبنده دموکراسی وارداتی وارد میدان شده اند، شرا یط را برای فعالیت (م - ل - م ) ها دشوار ساخته اند. از طرف دیگر نظرات اپورتونیستی خرده بورژوایی و تنگ نظرانه دگماتیستی و سکتاریستی چنان در جنبش چپ مسلط گردیده است که ما نه با زنده های جنبش که عـمـر خـود را در راه مبـارزه انـقـلابی وقـف نموده اند، می توانیـم کنار آئیم  و نه با جــان باختگان و گذشتگان جنبش انقلابی.
بیائید یکبار به گذشته جنبش انقلابی کشور نظراندازی نمائیم و ببینیم که چقدر رفقا، پیشتازان و تناوران جنبش انقلابی مان را از دست داده ایم و ما در مجموع در برابر خون های ریخته شده آنها چه کرده ایم و چه کرده میتوانستیم که تا حال نکرده ایم. ما حداقل تا حال نتواستیم و یا نخواستیم که از بسیاری از این ستاره های انقلابی  یادی به عمل آوریم و مرگ آنها را با سکوت بدرقه نموده و به سخریه گرفته ایم. این اعمال ما اگر از یک طرف ریشه در گروهیکری و کاسبکاری خرده بورژوازی دارد، از طر ف دیگر درک ناقص ما را از (م - ل - م) نشان میدهد. ما تا هنوز که هنوز است بسیاری از مسائل را باهم قاطی میکنیم و تصویر بسیار تاریکی به جنبش ارائه  مینمائیم. در این نوشته روی بحث من با تسلیم طلبا ن، سکتاریست ها  و فحاشان درون جنبش نیست که به تخریب، افشاءگری، بهتان و لجن پراگنی بر ضد مائوئیست ها مشغول میباشند و فهمیده یا نافهمیده به دشمن کمک نموده در سراشیب سقوط به گودال و لجن زار بورژوازی راه می پیمایند. مخاطبین ما در اینجا، رفقای (م ل م ) ماست که متأسفانه با پاره ای از قضایا برخورد دگماتسیتی و سکتاریستی دارند و تضاد آشتی پذیر شان را حتی با مرده های جنبش نیز به تضاد آشتی نا پذیر مبدل می سازند و از مرگ آنها با سکوت تجلیل نموده وهیچ گونه همدردی وغم شریکی به فامیل ها، دوستان و بازماندگان شان نشان نمیدهند. تا جائیکه من از (م - ل- م) برداشت نموده ام:

  1. تضاد بین نیروها و جناح های (م - ل - م  ) آشتی پذیر بوده و اختلافات شان باید از طریق وحدت - مبارزه و انتقاد و انتقاد از خود به شیوه اصولی و رفیقانه حل وفصل  گردد. اگر با این مسأله برخورد علمی و اصولی صورت نگیر د امکان آن وجود دارد که تضاد آشتی پذیر آنها به تضاد آشتی ناپذیر تبدیل شود.
  2. تضاد و اختلافات درون جنبش نباید مانع آن شود که ما جان باختگان جنبش را به فراموشی بسپاریم و یا تحت نام اختلاف ایدئولوژیکی و یا تعلق و ارتباط شان به این و یا آن سازمان یادی از آن ها به عمل نیاوریم. ما باید یاد تمام جان باختگان جنبش و رفقایی که به مرگ طبیعی خویش وفات نموده و یا مینمایند را گرامی داشته واز کارنامه های آنها قدردانی به عمل آوریم، نه اینکه مرگ آنها را با سکوت بدرقه نموده و به سطح روشنفکران خـــرده بورژوازی تنــــزل نمائیم. ما در ضمن دفــاع از شخصیت مبارزاتی آنها انحرافات ایدئولوژیکی و مبارزاتی شان را نیز باید رفیقانه مورد نقد و انتقاد قرار دهیم، ولی نباید این دومسأله را باهم قاطی نمائیم، باید یاد بگیریم که هرسخن جائی و هر نکته مکانی دارد.
  3. در شرایطیکه وطن فروشان خلقی - پرچمی و اخوانی از جلادان وطن فروش مثل نجیب، مزاری، ربانی، مسعود و ده ها جانی دیگر قدردانی و تجلیل به عمل می آورند و میخواهند جنایت کاران را برای نسل های آینده وطن پرست و ملی جا بزنند؛ آیا لازم است که ما در برابر مرگ رفقای خویش که با آنها اختلاف  ایدئولوژیکی داریم، سکوت اختیار نمائیم و حتی از ارسال پیام تسلیت به رهروان و بازماندگان شان خود داری نمائیم. رفقا بیائید این تنعم و تکبر را به دوراندازیم و همانطور که در نوشته های خویش از وحدت، حزب، جبهه متحد و  ... سخن به میان می آوریم، در عمل نیز این ادعای خویش را تعقیب نمائیم و حداقل در خوشی وغم رفقای خویش شرکت نمائیم.

ما باید از توده ها بیاموزیم که  با وجود قهر بودن با یکدیگر چطور در غم و شادی یکدیگر اشتراک کرده و با یکدیگر ابراز همدردی مینمایند. رفقا و دوستان باید کوشش کنیم که  کردار و گفتار ما در جهت تقویت جنبش و اصلاح و آموزش رفقای مان باشد و زمینه را برای همکاری و وحدت آنها مساعد سازد. تا جائی که من میبینم در بساری موارد در جنبش ما نظرات دگماتیستی  مسلط گردیده است. همین که با یک حزب، سازمان یا گروه یا افراد مستقل اختلاف ایدئولوژیکی و سیاسی پیدا کردیم با آنها قطع علاقه نموده و آن را دشمن تلقی مینمائیم و مرگ آن ها را هم مرگ دشمن فکر میکنیم. زمانیکه ما  در مرگ رفقای هم ایدئولوژی خویش سکوت نمائیم و حاضر نباشیم حتی یک پیام تسلیت برای آنها ارسال نمائیم، از تضادهای درون خلق چه آموخته ایم و با آن چگونه برخورد مینمائیم. من منحیث یکی از رهروان جنبش که تا مغز استخوان نفاق، شقاق و خود خواهی را در جنبش چپ کشور لمس کرده ام و کمتر به انتقادات اصولی و پذیرش آن سرخورده ام؛ از تمام رفقای مارکسیست- لنینیست- مائوئیست افغانستان خواهشمندم که با نوشته های انتقادی رفیقانه از یک طرف و با اعتراف و پذیرش انتقادات رفیقانه از طرف دیگر به تشتت و پراگندگی خاتمه بخشیده در یک جبهه وسیع مبارزاتی برضد دشمنان مردم افغانسان متحد و یکپارچه عمل نموده و زمینه را برای وحدت اصولی تمام جناح های انقلابی مائوئیستی کشور مساعد سازند. امیدوارم رفقا این نوشته را با سکوت بدرقه ننمایند و اگر نقص و نواقص در آن مشاهده مینمایند با انتقادات اصولی خویش آنرا نقد نمایند. در آخر درگذشت رفیق حفیظ را به فامیل محترم شان و همه مارکسیست - لیننیست – مائوئیست های افغانسـتان و جهان تسلیت میگویم.

یکی از هواداران جنبش دموکراتیک نوین افغانستان
جمعه ۱۴میزان ۱۳۹۱

 

 

 

 

www.sholajawid.org