Skip to: Site menu | Main content

 

 

 

 

نقد مرامنامه واساسنامه"حزب متحد ملي افغانستان"

   

حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست )

کارگران همه کشور ها متحد شوید!
زنده باد مارکسیزم – لنینیزم – مائوئیزم و راه پاراچندا!


حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست )
کمیته مرکزی

ایدئولوژی نوین و رهبری نوین برای یک نیپال نوین:
عهد نامه حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) برای انتخابات مجلس موسسان

خواهران و برادران محترم نیپالی!
رویائیکه از شصت سال به اینطرف همیشه داشته ایم در حال هستی یافتن است. ما تاریخ جدیدی ایجاد می کنیم. تاریخ نیپال که هزاران سال سابقه دارد، در یک نقطه عطف قرار دارد. عصر تاریک فئودالیزم و سلطنت در حال به آخر رسیدن است. ما در حال وارد شدن به یک عصر جدید بورژوا دموکراسی و جمهوریت هستیم. ما به زودی در انتخابات مجلس موسسان که در باره تغییرات عصری به میان خواهد امد شرکت می کنیم. برای اولین بار در تاریخ نیپال، ما در آستانه انتخابات مجلس موسسان که می تواند خطی از سرنوشت ما را ترسیم کند و قانون اساسی ما را از طریق بکار گیری حاکمیت و بر قراری قدرت دولتی در میان مردم نیپال بنویسد، قرار داریم. به مناسبت این رویداد عظیم و تاریخی، ما می خواهیم تبریکات، درود ها و مراتب امتنان خود را به تمام کسانیکه در شش دهه گذشته برای مجلس موسسان و جمهوریت مبارزه کرده اند، تقدیم نمائیم.
اولتر از همه، در این فرصت خجسته، می خواهیم یاد تمام شهدای شناخته شده و نا شناخته ای را که حیات گرانبهای شان را در جریان نبرد علیه فئودالیزم، امپریالیزم و سلطنت قربان کرده اند، گرامی داریم و به آنها ادای احترام کنیم. درین مسیر، می خواهیم یاد لاخان تاپاماگر و دوستانش، که درفش اولین خیزش علیه فئودالیزم را بلند کردند، شهید گنگالال شریستا و دوستانش در 1930 و جنگجویان جنبش 1950 را گرامی داریم. مابیمداتاپانتا و جنگجویان همسنگرش را تمجید می کنیم و یاد شهدا از زمان جنبش جاپه تا ریشی دیوکوته " آزاد" و شهدای جنبش زمان استبداد پانچایاتی در 1990 را گرامی داریم. در این مسیر، مراتب احترامات ویژه مان را به ده ها هزار رفیق شهید و هزاران رفیق ناپدید شده و زخمی، شامل رام بریکشیا یاداو، شهید دوره تدارک و دیل بهادر رامتل،اولین شهید جنگ خلق که در تاریخ نیپال سنت شهادت و اوج فداکاری را به میان آورد، تقدیم می نمائیم. به ویژه، ما همیشه این حقیقت را بخاطر خواهیم داشت که بدون فداکاری های شهدای بزرگ جنگ خلق تاریخی و جنبش توده یی متعاقب آن که بر پایه جنگ خلق سر بلند کرد، تحول سیاسی کنونی ممکن نمی بود. تاریخ آنها را همیشه به یاد خواهد داشت.
در این مقطع تاریخی نهادینه ساختن این تحول عصری از طریق انتخابات مجلس موسسان، ما، از طرف حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) که نقش رهبری در این کارزار عظیم برای ایجاد یک نیپال نوین را بازی می نماید، می خواهیم تعهدات مهم خود را منتشر نمائیم. ما، به مثابه نیروی سیاسی ای که در تقبل بیشترین قربانی برای مجلس موسسان نقش رهبری کننده بازی می نمائیم احساس می نمائیم که علاوه بر آن مسئولیت داریم تا برنامه کار مان برای ساختن یک نیپال دموکراتیک و مترقی از طریق انتخابات مجلس موسسان، را ارائه نمائیم. ما می خواهیم طرح یک ایدئولوژی و رهبری برای یک نیپال نوین را به پیشگاه تمامی رای دهندگان محترم خود تقدیم نمائیم.

I – جنبش دموکراتیک و مجلس موسسان: تاریخ چه می گوید؟

اولتر از همه، در خدمت به درک واقعیت جاری و ترسیم یک نقشه راه درست برای آینده، ما باید با دقت تاریخ گذشته را مورد مطالعه قرار دهیم.
0.1 – دو کوه نیپال کهن: فئودالیزم و امپریالیزم
ما باید نیپال کهن را در خدمت به ساختمان یک نیپال نوین دقیقا مورد ملاحظه قرار دهیم. چرا و چگونه ما مردم نیپال فقیر ترین و عقبمانده ترین مردم دنیا و وابسته شدیم؟ چرا میلیون ها جوان ما وادار می شوند که برای اشتغال به خارج آواره شوند؟ چرا دو سوم نیروی کار ما به زراعت مشغول هستند و چرا تا هنوز هشتاد فیصد نفوس در دهات زندگی می کنند؟ چرا بار قروض خارجی هر سال در حال افزایش است و متقابلا چرا فقر، عدم اشتغال، عقبماندگی، نابرابری و وابستگی در حال تغییر نیستند؟
آیا وضعیت ما همیشه همینگونه بوده است؟ آیا این بخاطر غبن طبیعت در حق ما است؟
قطعا نه. ما بطور قابل ملاحظه ای از بابت منابع طبیعی از این صلاحیت برخورداریم که یکی از غنی ترین کشور ها باشیم. ما از بابت آب، خاک، جنگل، گیاه ها و مخصوصا منابع طبیعی غنی هستیم. اگر این منابع بطور درست مورد استفاده قرار بگیرند، ما قادر خواهیم بود در مدت کوتاهی بطور خارق العاده ای پیشرفت نمائیم. مشخصا، اگر ما یک پیشرفت متوازن به وسیله هماهنگی درست میان علوم پیشرفته و تکنالوژی و تنوع شگفت انگیز جغرافیایی، بیالوژیکی و اکولوژیکی کوه های همالایا، تپه ها و تیرای به وجود بیاوریم، می توانیم ثروتمند ترین کشور در جهان شویم.
همینطور، یک مطالعه تطبیقی نیپال و جهان معاصر این را ثابت میسازد که موقعیت ما در تاریخ همیشه در پائین ترین سطح ترقی قرار نداشته است. سطح ترقی میان نیپال و سائر کشور های جهان تا 250 سال قبل یا تا زمان امضای پیمان سوگاولی با برتانیه و تا زمان انقلاب صنعتی در اروپا تا این حد متفاوت نبوده است. اما در طول دو صد سال اخیر، کشور هایی مثل اروپا، امریکا، روسیه، جاپان، چین و سائرین که مثل ما بودند به اوج ترقی صعود کردند، در صورتیکه ما تا هنوز در دام عقبماندگی قرون وسطایی گرفتار هستیم.
اگر چنین است، چرا و چگونه این واقعه رخ داد؟ روشن است که این همه
بخاطر وضع اقتصادی – اجتماعی داخلی و نظام سیاسی و مناسبات سیاسی نادرست خارجی رخ داده است. این بخاطری به میان آمد که جامعه نیپال از 250 سال به اینطرف دایما زیر سنگینی دو کوه گران قرار داشته است. از لحاظ داخلی کوه اول عبارت است از قدرت دولتی و مناسبات فئودالی متحد تحت رهبری سلطنت، بر پایه شوونیزم کاست عالی آریا خاص. به مثابه نتیجه ای از این وضعیت، آنچنان شبکه مخوف استثمار و ستم طبقاتی، اتنیکی، منطقه یی، جنسی، زبانی، مذهبی و فرهنگی انکشاف یافت که مانع کلیت پیشرفت اجتماعی گردید.
در نتیجه، هم اکنون، اکثریت کارگران، دهاقین و جوانان بیکار از فقر، گرسنگی، مرض، بیسوادی و ستم همه جانبه رنج می برند. مدیسی ها، گروه های اتنیکی و جماعات زبانی، که از زمان بسیار قدیم در نیپال زندگی کرده اند، بر پایه تعلقات اتنیکی و زبانی توسط دولت مطلقه مورد ستم قرار دارند. زنان که نصف نفوس را تشکیل می دهند، توسط صخره خرد کننده استثمار پدر سالارانه مورد پایمالی قرار می گیرند. دالیت های مناطق تپه زار و همچنان دالیت های مدیش توسط نظام کاستی ممنوعیت تماس همچنان مورد لذیت و آزار قرار می گیرند. مخصوصا مسلمانان، که در سراسر مدیش و کشور پراگنده اند، از شوونیزم مذهبی هندو رنج می برند. همچنان کسانی که در سر تاسر کارنالی، سیتی ماهاکالی و منطقه هیمالایی زندگی می کنند، قربانی ستم افراطی منطقه یی شده اند. اکثریت مردم ساکن در دهات از تسهیلات مدرن مثل برق، آب آشامیدنی، سرک، تعلیم و تربیه و خدمات صحی محروم هستند و وادار می شوند که در شرایط بدوی حیات بسر برند.
کوه دوم که بالای نیپال و مردم نیپال سنگینی می کند، استثمار و ستم امپریالیستی خارجی است. بعد از امضای معاهده سوگاولی یکتعداد معاهدات و موافقتنامه های نا مساویانه که نیپال را در زنجیر نیمه استعمار بست به وجود آمدند. در جریان مداخله و ستم خارجی متبارز شده به شکل توسعه طلبی، سرمایه داری انحصاری هندی مانع و مشکل عمده برای ما بوده و هست. از یکطرف منابع طبیعی و اقتصادی نیپال تحت انحصار خارجی ها قرار گرفته است، در صورتیکه بار قرض بالای مردم نیپال افزایش یافته و کسر تجارت خارجی ارتقا می یابد. به مثابه نتیجه ای از دور و تسلسل تحت سلطگی و وابستگی، صنایع ملی کاملا فنا گردیده است. در نتیجه فقدان اشتغال تولیدی در میان ملت، میلیون ها جوان ناگزیر هستند در جستجوی شغل به خارج سفر کنند. شست و شوی مغزی رو به صعود است. شبکه رشوه و فساد رونق می یابد و یک طبقه متجانس کوچک یا طبقه سرمایه دار بروکرات و کمپرادور که توسط آن فربه می شود، بالای قدرت و اقتصاد کشور تحکم یافته است.
با از بین بردن فئودالیزم و امپریالیزم، این دو مانع ترقی در نیپال و خاتمه دادن به ستم طبقاتی، اتنیکی، منطقه یی، جنسی، مذهبی و فرهنگی، تبدیل دولت به نوع جمهوری دموکراتیک فیدرال مردمی وظیفه عمده عاجل جنبش دموکراتیک است. همچنان، ناسیونالیزم و جمهوریت دو بخش جدایی ناپذیر جنبش دموکراتیک نیپال است و یک حقیقت برجسته این است که حل مشکل حاکم کشور بطور قابل دوام ممکن نخواهد بود اگر یکی از این دو جزء نادیده گرفته شود.
0.2 - جنبش دموکراتیک: ترکیب جنگ خلق و جنبش مردمی
مردم نیپال مداوما علیه دولت مطلقه فئودالی سلطنتی در طی شصت سال گذشته مبارزه کرده اند. هر چند شکل مبارزه گاهی مسلحانه و گاهی غیر مسلحانه بوده است. بعضی وقت ها نیروهای سیاسی ریفورمیست پارلمانتاریستی ، بعضی وقت ها انقلابیون کمونیست و بعضی وقت ها هر دو مشترکا مبارزات مردم را رهبری کرده اند. منطبق با ساختار چند طبقه ای جامعه، گروه های مختلف پیشه ور، انتیکی و زبانی سازمان های توده یی و مبلغین مدنی در جنبش دموکراتیک شرکت موثری داشته اند.
کنگره نیپال، یک نیروی دموکراتیک پارلمانتاریستی بورژوایی، برای اولین بار در سال 1950 یک مبارزه مسلحانه علیه دولت مطلقه فئودال را براه انداخت. ولی مطلق العنانیت فئودالی تحت رهبری سلطنت ادامه یافت، زیرا مبارزه در نیمه راه با اصلاحات جزئی بدون هیچگونه تحول پیشروانه جامعه و تنظیم اردو و تسلیحات، خاتمه یافت.
کنگره نیپال چندین بار در ظرف 30 سال مطلق العنانیت پنچایاتی حتی بعد از 1961 مبارزات مسلحانه براه انداخت. اما به مثابه نتیجه ای از خصلت ذاتی لیبرال فئودالی، کمپرادوری و بروکرات کاپیتالیستی آن، هیچگاه نتوانست جنبش قاطع علیه سلطنت فئودالی براه بیندازد. سر انجام بعد از 1976، آنها در لفافه به اصطلاح مصالحه ملی، سیاست تسلیم به سلطنت را پذیرفتند.
گروه های مختلف کمونیست به طریقه خود شان، مسلحانه و صلح آمیز، به مبارزه علیه فئودالیزم و سلطنت در ظرف تمام دوره پنچایاتی مبادرت ورزیدند. در میان این مبارزات، مهم ترینش مبارزه مسلحانه در جاپا بود که توسط گروه مارکسیست – لنینیست سابق، تشکیلات قبلی اتحاد مارکسیست – لنینیست های کنونی، پیش برده شد. اما در نتیجه انحراف ایدئولوژیکی در رهبری، این گروپ با رها کردن اجندای تحول رادیکال و راه مبارزه مسلحانه، به تدریج خود را به مبارزات ریفورمیستی محدود نمود. این گروپ، که نام آن به اتحاد مارکسیست – لنینیست ها تغییر یافت، بعد از 1990 نهایتا با پذیرش یک برنامه بورژوایی پارلمانتاریستی تحت نام " دموکراسی چند حزبی " در جهت بورژوا ریفورمیستی ایستاد.
حتی بعد از تحول سیاسی 1990، کدام تحول اساسی در خصلت مطلقه و فئودالی دولت که از منافع طبقه فئودال، بورژوا بروکرات و کمپرادور نمایندگی می کرد، به وجود نیامد. مسائل دیر پای منسوب به طبقات، اتنیسیتی ها، مناطق، جنس ها و ستم بر دالیت ها ادامه یافت. کنگره نیپال و اتحاد مارکسیست – لنینیست ها، یعنی کسانیکه قدرت سیاسی از طریق انتخابات پارلمانی را بدست آوردند، به حفاظت از ساختار کهنه از طریق ترمیم و اصلاح سیستم موجود ادامه داده اند. اما این همه عبث و بیهوده بوده است.
وقتی که صداهای صلح آمیز از جاده ها و پارلمان برای پنج سال، از 1991 به بعد، بخاطر تحول پیشروانه جامعه و دولت نا شنیده ماند، حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) جنگ مسلحانه خلق را در 13 فبروری 1996 آغاز نمود. مطالبات 40 نکته یی در ارتباط با ناسیونالیزم، دموکراسی و امرار معاش اجندای سیاسی جنگ خلق بود. در یک مقطع کوتاه زمانی جنگ خلق انکشافات سریعی به وجود آورد زیرا سوالات مرتبط به طبقات، اتنیسیتی ها، مناطق، جنسیت ها و دالیت ها به طریقه کاملی که با خواست های مردم منطبق بود، مطرح گردیدند. در یک مدت ده ساله، راهیکه چگونه جنگ خلق به واسطه ده ها هزار قربانی، فئودالیزم و سلطنت کهن سال را از هر گوشه کشور ریشه کن نمود، یک دستاورد مثالی، نه تنها برای تاریخ نیپال بلکه برای جهان معاصر است. در این جریان موفقتنامه 12 نکته یی تاریخی در 22 نوامبر 2005 میان حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) که در گیر یک جنگ مسلحانه خلق بود و احزاب پارلمانتاریستی به شمول کنگره و اتحاد مارکسیست – لنینیست ها که یکبار دیگر توسط سلطنت کنار زده شده بودند، به امضا رسید.
سپس بر بنیاد این موافقتنامه، جنبش توده یی بی سابقه در 2006 که جنبش صلح آمیز بود براه افتاد، { در حالیکه } جنگ مسلحانه خلق تا حال اوج جنبش دموکراتیک محسوب می گردد. به مثابه نتیجه ای از این { مبارزات }، با عزل واقعی سلطنت که برای یک مدت طولانی بصورت مداوم وجود داشت و ایجاد یک قانون اساسی موقت و یک حکومت موقت، ما هم اکنون در آستانه اولین انتخابات مجلس موسسان در نیپال بخاطر نهادینه ساختن جمهوری دموکراتیک فیدرال قرار داریم. بدون شک این یک پیروزی بزرگ جنبش دموکراتیک نیپال از 60 سال گذشته تا حال است و ما باید از این سر انجام مفتخر باشیم. در این جریان ممکن است سوالاتی در مورد حقانیت قربانی شدن ده ها هزار زندگی در زمان جنگ مسلحانه خلق مطرح گردد. اما حقایق تاریخی ثابت ساخته است که جنگ خلق بزرگ طولانی ده ساله که وظیفه سیاسی مبارزات مسلحانه مکرر ناکام از 1951 به بعد را به سر انجام رساند، اوج جنبش انقلابی می باشد. هیچ کسی تحول سیاسی امروزه را بدون سهمگیری جنگ خلق مائوئیستی تصور کرده نمی تواند. افتخار پدیدار شدن آگاهی ای که امروز در کشور در مورد مسائل طبقاتی، اتنیکی، جنسی و دالیت ها وجود دارد و اینکه کشور بصورت قانونی جمهوری دموکراتیک فیدرال را اعلام کرده است، عمدتا به ده سال جنگ خلق تعلق می گیرد. در نبود اردوی خلق 20 هزار نفری که در جریان جنگ خلق رشد نمود هیچ کسی نمی توانست تصور کند که سلطنت اینگونه آسان به زانو در آید. قطعا در این جریان نقش سائر نیروهای تهییج کننده موثر بوده است. با آنهم هر کسی باید این حقیقت را بدون شک و شبهه بپذیرد که جنگ خلق یک رول مرکزی ایفا نمود ه است.
تا جائیکه به موضوع قربانی مربوط است، هیچ یکی از انقلابات معاصر بدون قربانی های گسترده توفیق نیافته است. تاریخ جهان ثابت ساخته است که هر قدر کشور و مردم بیشتر قربانی داده اند به همان اندازه به اوج ترقی نائل آمده اند. حال و گذشته کشور ها به شمول امریکا، فرانسه، روسیه و چین گواه این حقیقت است.
با این هم هیچ یک از انقلابات بزرگ بصورت موزون پیش نمی رود. در
جریان انقلاب قربانی ها و خسارات غیر قابل انتظار و نا خواسته بسیاری اتفاق می افتد و نمی توان از آنها جلوگیری به عمل آورد. همینطور در جریان جنگ خلق کبیر ما، بعضی حوادث پریشان کننده مثل حادثه بدهارمودی در چیتوان اتفاق افتاده است. رنج ها و خسارات و تلفات غیر ضروری برای بعضی افراد و خانواده های بیگناه به وجود آمده است. ما یکبار دیگر قلبا بخاطر پیش آمدن چنین حوادثی از طرف حزب پوزش می طلبیم.
یکبار دیگر دانستن این موضوع برای هر کسی ضروری است که جنگ خلق یک جنبش افراطی نبود بلکه یک ضرورت عینی غیر قابل اجتناب تاریخ نیپال بود. با حفظ دستاورد های جنگ خلق، ما در جریان نهادینه ساختن تحولات انقلابی به یک طریق دیگر قرار داریم. انتخابات آینده مجلس موسسان نیز بخشی از همین پروسه است.
0.3 - چه کسی چه نقش دارد؟
انتخابات مجلس موسسان یک انتخابات پارلمانی عام نیست که بعد از هر پنج سال صورت گیرد. این یک رویداد ویژه است که در یک عصر یکبار اتفاق می افتد. مجلس موسسان وسیله ای برای مردم بخاطر ساختن قانون عمومی کشور یا قانون اساسی، از طریق نمایندگان انتخاب شده به یک طریقه آزاد و شفاف، توسط تمامی شهروندان دارای حق رای، بر پایه رای مساوی، با استفاده از حاکمیت و قدرت دولتی قطعی آنها است. اینگونه انتخابات مجلس موسسان در هر چند صد سال یکبار در تاریخ یک کشور صورت می گیرد. وقتی به تاریخ جهان نگاه می کنیم، { می بینیم که } انتخابات مجلس موسسان برای نهادینه ساختن دموکراسی بورژوایی بعد از سرنگونی فئودالیزم و سلطنت یا استعمار صورت گرفته است. بنابرین مجلس موسسان را یک " شکل عالی " دموکراسی بورژوایی می دانیم. موضوع دستیابی به مجلس موسسان به مثابه پروسه ای برای خاتمه دادن به فئودالیزم و سلطنت و برقراری مکمل دموکراسی بورژوایی در نیپال از سال 1951 به اینطرف مطرح شده است. ولی با اتخاذ سیاست مخالف نیرومند و توطئه توسط نیروهای سلطنت طلب فئودال از یکجانب و سیاست های متزلزل و انحلال طلبانه نیروهای پارلمانتاریستی بورژوایی { از جانب دیگر } انتخابات مجلس موسسان مکررا ملغا شده و به تعویق افتاده است. تنها انقلابیون کمونیست بصورت جدی مسئله مجلس موسسان را مطرح کرده اند، زیرا اینها باور اصولی دارند که به سر انجام رساندن انقلاب بورژوا دموکراتیک زمینه عینی برای سوسیالیزم فراهم می نماید. بر زمینه انتخابات مجلس موسسان آینده، کل توده های مردم باید به این حقیقت تاریخی چنگ بزنند. باید یک مرزبندی روشن میان کسانی که طرفدار مجلس موسسان هستند و کسانی که مخالف آن هستند، صورت بگیرد.
1.3 - سلطنت فئودالی: دسایس ارتجاعی پی در پی
مجلس موسسان به مثابه یک روش و مکانیزم ایجاد حاکمیت مردم، آنچنان مقوله ای هست که علیه فئودالیزم و سلطنت قرار می گیرد. بنابرین در تاریخ جهان واضح است که سلطنت فئودالی علیه مجلس موسسان قرار می گیرد. تاریخ نیپال استثنا نیست و بنابرین کسی نباید این موضوع را طور دیگری در نظر بگیرد.
در 1951 شاه تریبووان اجبارا بر گزاری انتخابات مجلس موسسان را اعلام کرد. اما چون اوضاع بیشتر به نفعش مساعد شد، انتخابات را به بهانه های گوناگون ملغا قرار داد. سر انجام در 1958 شاه مهیندرا انتخابات پارلمانی تحت قانون اساسی اعطایی خودش برای سال 1959 را در مخالفت با مجلس موسسان اعلام کرد. شاه و سلطنت طلبان، بعد از آنکه رژیم پانچایاتی مطلقه را با منحل کردن آن پارلمان توسط قوای نظامی در 1961، تحمیل نمودند، هیچگاه از مجلس موسسان حرف نزدند.
بعد از آنکه جنبش مردمی در 1990 به دیکتاتوری پانچایاتی پایان داد، با تکرار عین اشتباه 1959، یک قانون اساسی پارلمانتاریستی که قدرت عالی را در دست شاه نگه می داشت تدوین گردید و توسط شاه بیریندرا توشیح گردید. شاه گیانیندرا، آشکارا این قانون را نیز نقض نمود، بار اول در 4 اکتوبر 2002 و بعدا دوباره در اول فبروری 2005 .
بعد از جنبش مردمی در سال 2006، که با تکیه بر ده سال جنگ خلق پایه ریزی گردید، مردم نیپال برای اولین بار از حاکمیت و قدرت دولتی شان کار گرفتند و قانون اساسی موقت در سال 2006 منتشر گردید. این قانون اساسی که در مطابقت با تواقفنامه جامع صلح میان حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) و هفت حزب پارلمانتاریستی منتشر گردید، سلطنت را به حالت تعلیق در آورد و اعلام نمود که در اولین نشست مجلس موسسان، که در جون 2007 بر گزار می شود، از طریق یک اکثریت ساده، سر نوشت سلطنت تعیین خواهد شد. ولی در نتیجه توطئه ها از جانب شاه و سلطنت طلبان و تزلزل نیروهای پارلمانتاریستی، انتخابات مجلس موسسان، آنگونه که برنامه ریزی شده بود، دائر نگردید. بنابرین حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) با تاکید بر موضع قبلی خود پیشنهادی را ارائه کرد مبنی بر اینکه انتخابات واقعی مجلس موسسان تنها زمانی ممکن است که سلطنت فسخ گردد و جمهوریت اعلام شود. حزب در 18 سپتامبر 2007 از حکومت بیرون رفت و جنبش برای حصول منشور 22 نکته یی خواست ها را براه انداخت. به مثابه نتیجه ای از این حرکت، اصلاحیه سوم قانون اساسی موقت، در 28 دسامبر 2007، نیپال را یک جمهوری دموکراتیک فیدرال اعلام نمود، بطوریکه این امر توسط اولین جلسه مجلس موسسان به پایه تکمیل برسد.
بنابرین اوضاع کنونی قسمی است که با وجود اعلام جمهوریت بصورت قانونی، به پایه تکمیل رساندنش در آن وقت عینیت می یابد. در این اوضاع، شاه و نیروهای سلطنت طلب هم اکنون واضحا دسیسه چینی می کنند و در آینده به دسیسه چینی شان ادامه می دهند تا انتخابات مجلس موسسان که فیصله در مورد جمهوریت را به پایه تکمیل خواهد رساند، بر گزار نگردد. با حفظ احتیاط علیه اینگونه دسایس و الهام بخشیدن به نیروهای گوناگون سابقا تحت تاثیر سلطنت برای قرار دادن شان در صفوف جریان جمهوریت خواهی جدید، بر گزاری هر چه زود تر انتخابات مجلس موسسان وظیفه عمده امروزی همگان و به نفع کشور و مردم است. اگر نیروهای سلطنت طلب برای منقطع ساختن انتخابات مجلس موسسان توسط قوای مسلح و یا وسایل دیگر تلاش نمایند، ضروری است تا از همین امروز برای یک عکس العمل قدرتمند آمادگی گرفته شود.
0.4 - نیروهای پارلمانتاریستی: تمثال هایی از تزلزل و تسلیم طلبی
هر چند شعار مجلس موسسان یک شعار بورژوایی است، نیروهای پارلمانتاریستی نیپال، بخاطر خصلت بورژواکمپرادوری و بروکراتیک ذاتی خود، هیچگاه به طرفداری از مجلس موسسان استوار نه ایستاده اند. خصلت سرمایه داری کمپرادور و بروکرات این است که از لحاظ داخلی درمقابل فئودالیزم و از لحاظ خارجی در مقابل امپریالیزم زانو بزند. اما در مواجهه با جنبش انقلابی یا در موقعیکه سلطنت آنها را لگد بزند، می توانند به طرفداری مجلس موسسان و جمهوریت بایستند. خصلت تزلزل و تسلیم طلبی بخوبی می تواند عمدتا در کنگره نیپال و اتحاد مارکسیست – لنینیست ها دیده شود.
گر چه کنگره نیپال موضوع مجلس موسسان را در 1951 مطرح نمود، اما موقعیکه شاه تریبووان برای اجتناب از برگزاری آن بهانه تراشی کرد، کنگره نیپال نه هیچگاهی درینمورد موضع قاطع گرفته توانست و نه هیچگاهی جنبش موثری به راه انداخته توانست. نتیجتا موقعیکه شاه مهیندرا یک انتخابات پارلمانی را در 1959 اعلام نمود، کنگره نیپال قانون اساسی اعلام شده توسط شاه را پذیرفت، خواست برای مجلس موسسان را رها کرد و در انتخابات پارلمانی برگزار شده تحت این قانون اساسی شرکت کرد. کنگره نتیجه تلخ این کارش را بعد از کودتای 1960 گرفت، اما هیچگاه از آن چیزی نیاموخت.
به تعقیب جنبش 1990، کنگره نیپال، بجای مجلس موسسان، به طرفداری از کمسیون مشورتی قانون اساسی ایستاد و ادعا نمود که قانون اساسی 1990، که توسط کمسیونی به نمایندگی از شاه آماده شده بود، بهترین قانون اساسی جهان است. اولین مذاکرات صلح که در 2001 بر گزار گردید و در آن حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) خواست انتخابات مجلس موسسان را ارائه کرد، به این خاطر برهم خورد که حکومت کنگره نیپال آنرا نپذیرفت. تنها پس از دریافت ضربت بزرگ از شاه بعد از حرکت شاهانه 1 فبروری 2008 بود که تمام احزاب سیاسی مهم، به شمول حزب کنگره، تصمیم گرفتند که به پای انتخابات مجلس موسسان بروند. همه ما باید بدانیم که هنوز هم تضمینی وجود ندارد که کنگره نیپال به تعهدش برای مجلس موسسان در آینده پایدار بماند، گرچه فعلا طرفدار انتخابات مجلس موسسان به نظر می رسد.
اتحاد مارکسیست – لنینیست ها، از زمان تولدش به صورت کنونی، درمورد انتخابات مجلس موسسان، همانند کنگره، دارای موضعگیری بی ثبات و نا روشن بوده است. اتحاد مارکسیست – لنینیست ها که همیشه جار می زد که نباید یک علامه کوچک هم از قانون اساسی 1990 تغییر یابد و در حکومت شاهی سال 2004، با بیان اینکه ارتجاع تا حدی درست بوده است، شمولیت اختیار کرد، سر انجام فقط بعد از دریافت لگدی از سوی شاه در اول فبروری 2005، به طرفداری از انتخابات مجلس موسسان برخاست. همه باید در برابر خصلت تند اپورتونیستی و بی اعتبار رهبری اتحاد مارکسیست – لنینیست ها که همیشه در مورد مسائل سیاسی مهم تزلزل نشان می دهد و جریان باد را تعقیب می نماید، هوشیار باشند.
ولی هنوز کسانی در درون احزاب، به شمول کنگره و اتحاد مارکسیست – لنیست ها، هستند که با حسن نظر به مجلس موسسان و جمهوریت می نگرند؛ ما باید به اتحاد با آنها اهمیت بدهیم.
3.3 – انقلابیون کمونیست: هویتی از وضاحت و قاطعیت
کمونیست های انقلابی، از همان آغاز، ازاین موضع و باور استوار حمایت کرده اند که در یک کشور نیمه فئودالی و نیمه مستعمراتی مثل نیپال، تنها از طریق بسر انجام رساندن انقلاب بورژوا دموکراتیک، پس از کنار زدن تمامی اشکال فئودالیزم و سلطنت، است که پایه برای سوسیالیزم فراهم می گردد. مطابق به این مقوله، حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست )، این جریان اصلی انقلابیون کمونیست، تعهد استوارش را به مجلس موسسان با وضاحت بیان کرده و مدعی بوده است که مجلس موسسان شکل عالی بورژوا دموکراسی است.
بعضی اوقات گروه های مختلف جنبش کمونیستی پارچه شده، بعد از آنکه شاه مهیندرا موضوع مجلس موسسان را در یک حصار خفقان آور تاریخ خاموش نمود، مسئله مجلس موسسان را مطرح نکردند. اما جهان می داند که حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) و جنگ خلق تحت رهبری اش، مسئله سیاسی مجلس موسسان را، که رشدش در رحم تاریخ به تعویق افتاده بود، به مثابه مسئله مرکزی سیاست ملی تثبیت کردند. علاوتا، مطرح شدن این خواست که باید نمایندگان منتخب مردم قانون اساسی جدیدی بنویسند، در مطالبات 40 نکته یی طلیعه آغازین جنگ خلق، این حقیقت را به اثبات می رساند.
با تکامل جنگ خلق، شعار مجلس موسسان بطور سیستماتیک مطرح گردید و غنای بیشتری یافت. قبل از همه، کنفرانس ملی دوم حزب که در سال 2000 دائر گردید، تاکتیک قبلی خود را مبنی بر " کنفرانس میز گرد، حکومت موقت و انتخابات مجلس موسسان" فرمولبندی نمود. برین پایه، خواست انتخابات مجلس موسسان، به مثابه خواست سیاسی مرکزی، در مذاکرات نخستین در سال 2001 مطرح گردیده بود. اما مذاکرات ناکام شد، زیرا حکومت کنگره نیپال در آن وقت این خواست را رد نمود و زد و خورد مسلحانه اردوی آزادیبخش خلق با اردوی شاهی برای اولین بار در تاریخ جنگ خلق آغاز گردید. در نتیجه، بعدا ده ها هزار نفر قربانی گردیدند، در حالیکه قبل از آن صرفا یک هزار و پنجصد نفر کشته شده بودند.
مذاکرات دوم در 2002 نیز ناکام گردید زیرا که حکومت وقت انتخابات مجلس موسسان را رد نمود. سیاست در نیپال تنها وقتی به وضعیت کنونی رسید که انتخابات مجلس موسسان در مذاکرات سوم در سال 2005 مورد توافق قرار گرفت و بنابرین به موافقتنامه جامع صلح دسترسی حاصل گردید. هیچکسی نمی تواند این حقیقت تاریخی را فراموش کند و بی ارزش تلقی نماید.
بدینسان، شکی وجود ندارد که حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) به مثابه حزب سیاسی ای که ده ها هزار رزمنده قهرمان خود را بخاطر خواست سیاسی مجلس موسسان قربانی داده است، متعهد ترین و مسئولیت پذیرترین نیرو برای انتخابات مجلس موسسان است. همانگونه که یک مادر یعنی کسی که طفل را به دنیا می آورد، بیشتر از همه طفل را دوست دارد و بخوبی می تواند او را پرورش دهد، به عین ترتیب، حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) با انتخابات مجلس موسسان مهر می ورزد و تنها این نیرو می تواند آنرا بخوبی پیش ببرد.
بجاست درینجا ذکر نمائیم که حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) موضوع دموکراسی را صرفا به معنی کلاسیک آن مطرح نکرده، بلکه مفهوم جدیدی از تکامل دموکراسی را در چوکات سلسله ای از ایده های نوین ( " راه پاراچندا " ) ارائه کرده است. در قطعنامه عنوانی " تکامل دموکراسی در قرن بیست و یکم" که صدر رفیق پاراچندا ارائه کرده و حزب به تصویب رسانده است، سیاست رقابتی چند حزبی نه تنها در مرحله کنونی انقلاب بورژوایی بلکه در سیستم سوسیالیستی آینده نیز مورد پذیرش قرار گرفته است. به این حساب، روش ساختمان قانون اساسی و مجلس موسسان، که از نمایندگان انتخابی مردم از طریق رقابت چند حزبی تشکیل می گردد، با سلسله ایده هائیکه ما تکامل داده ایم، در توافق قرار دارد. بنابرین بیهوده است که سوالی در مورد تعهد عملی و تئوریکی ما در قبال مجلس موسسان مطرح گردد. وانگهی مجلس موسسان به ذات خود حلال نیست بلکه بهترین روش یا طریقه قانونیت بخشیدن به جمهوری دموکراتیک و باز سازی دولت با دید پیشروانه است. از یکجانب ضروری است که در قبال پلان بازی نیروهای متحجری که نقش و اهمیت مجلس موسسان را، از طریق پائین آوردن درجه آن تا سطح انتخابات پارلمانی معمولی، ضعیف میسازند، هوشیاری مان را حفظ کنیم و از جانب دیگر ضروری است که برای دفع توطئه های سلطنت طلبان مرتجع که اجازه نمی دهند انتخابات مجلس موسسان برگزار گردد، با نیرومندی قدم به پیش بگزاریم.

II . مضمون قانون اساسی جدید: جمهوری دموکراتیک فیدرال طرفدار مردم

پایه اصلی و مضمون قانون اساسی جدید نیپال، که توسط نمایندگان منتخب مردم یا مجلس موسسان ساخته می شود، در تاریخ نیپال چه باید باشد؟ حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) قویا باور دارد که پایه اصلی آن حکم صادره توسط ده سال جنگ خلق و نزده روز جنبش توده یی است. مضمون قانون اساسی جدید، رویای هزاران شهید جنگ خلق و جنبش توده یی و رویای هزاران رفیق ناپدید شده و هزاران رفیق زخمی است. میلیون ها مردمی که در مبارزات مسلحانه و غیر مسلحانه در جریان جنگ خلق و جنبش توده یی شرکت کردند، آرزوی رهایی از ستم طبقاتی، اتنیکی، منطقه یی، جنسی، زبانی، فرهنگی، مذهبی و اجتماعی ای که توسط فئودالیزم، سلطنت و دولت مطلقه به حمایت نیروهای ارتجاعی خارجی اعمال می گردید و آرزوی تحول پسندانه دولت در شکل جمهوری دموکراتیک فیدرال را داشتند. بر علاوه، توده های تحت ستم شامل دهقانان فقیر، کارگران، دالیت ها، زنان، مدیسی ها و مردم بومی آرزوی آنچنان جمهوریت طرفدار مردم را داشتند که به منافع اکثریت توده های زحمتکش خدمت نماید، نه جمهوریتی که تنها خادم منافع طبقه برگزیده باشد. قطع نظر از این، مردم میهن پرست، بیمناک از ستم نیمه مستعمراتی خارجی، می خواستند که جمهوریت آینده یک جمهوریت مستقل باشد نه یک جمهوریت منقاد و وابسته. در این مسیر، ایجاد یک جمهوریت دموکراتیک فیدرال طرفدار مردم و مستقل، برای ساختن یک نیپال نوین نیک فرجام، حکمی بود که توسط ده سال جنگ خلق و نزده روز جنبش توده یی داده شد.
با چنگ زدن به این واقعیت، حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) تعهد خود را که ساخته شده از محتویات اصلی ذیل و قابل تصویب توسط مجلس موسسان انتخابی است، برای ساختن یک قانون اساسی نوین که جمهوریت دموکراتیک فیدرال طرفدار مردم و مستقل را قانونیت بخشد، تصریح می نماید.
1. استقلال ملی و تمامیت ارضی: خاتمه دادن به تمامی انواع مناسبات نیمه مستعمراتی و نا مساویانه و دفاع کامل از حاکمیت ملی، خود اتکایی ملی، استقلال و تمامیت ارضی و تحکیم بیشتر آن ها.
2. سیستم دولتی فیدرالی: نیپال یک کشور چند ملیتی، چند زبانی، چند فرهنگی و چند مذهبی مملو از تنوع جغرافیایی است. بنابرین، بذل توجه به خصوصیات معین نیپال بر پایه حق اتنیکی و منطقه یی مبنی بر خود ارادیت و خود مختاری، به پایان رساندن شکل مطلقه کنونی دولت و بازسازی آن در یک شکل فیدرالی و تحکیم بیشتر حاکمیت ملی، استقلال، اتکاء بخود و تمامیت ارضی بر یک پایه نوین.
3. نظام جمهوری: یک نظام جمهوری با بر انداختن تمامی اشکال فئودالیزم و سلطنت ایجاد خواهد شد. همانطوری که در ضمیمه سوم قانون اساسی موقت 2006 فیصله شده است، جمهوری دموکراتیک فیدرال سر از جلسه اول مجلس موسسان مورد اجرا قرار خواهد گرفت. آمادگی ها برای انتخاب رئیس جمهور از طریق سیستم انتخابی مستقیم و انتخاب نخست وزیر توسط اعضای مجلس گرفته خواهد شد. مدت تصدی رئیس جمهور و نخست وزیر بیشتر از دو دوره کامل نخواهد بود.
4. سیستم دموکراتیک طرفدار مردم: حاکمیت و قدرت دولتی که مردم از طریق نمایندگان منتخب شان اعمال خواهند کرد، کاملا به آنها تعلق خواهد داشت. یک نظام دموکراتیک کامل با بالا دستی قانون اساسی، حاکمیت قانون، رقابت چند حزبی، حق رای بالغان، انتخابات آزاد و شفاف دوره یی، آزادی مطبوعات و غیره دنبال خواهد شد. با پایان دادن به نظام موجود که دموکراسی به تشریفات تقلیل یافته است، دادن شعور سیاسی دموکراتیک به اکثریت کارگران به شمول طبقه محروم، ملل و مناطق تحت ستم، زنان و دالیت ها، انتظام خواهد یافت و دموکراسی به واقعیت مبدل خواهد شد. مطبوعات آزاد و جامعه مدنی تشویق خواهد شد تا نظارت همیشگی شهر وندان بر دولت و بدنه آن را یقینی بسازند.
5. حقوق بشر: حقوق بشر در مطابقت با معیار های تعیین شده بین المللی تضمین خواهد شد.
6. حقوق مدنی و اساسی: هر شهروند بصورت کامل از حق آزادی بیان، حق تجمع صلح آمیز، آزادی تشکیل احزاب و سازمان های سیاسی، آزادی انتخاب کار و شغل، حق آزادی مسافرت و سکونت و غیره برخوردار خواهد بود.
7. حقوق اساسی: حقوق اساسی از قبیل حق مساوات، حق مخالفت علیه استثمار، حق حفظ اسرار، حق مخالفت علیه تبعیض اجتماعی و کاستی، حق مخالفت علیه شکنجه، حق اطلاعات، سخن پراگنی و انتشارات، حق مالکیت و غیره تضمین خواهد شد.
- حقوق اساسی تعلیه و تربیه، صحت، اشتغال، سر پناه و خوراک برای همه شهروندان تثبیت خواهد شد.
- روستایی کشتکار واقعی روی زمین حق خواهد داشت.
- طبقه کارگر و زحمتکش از حق ارائه مطالبات، سازماندهی اعتراضات دسته جمعی و برگزاری اعتصابات علیه هر گونه تبعیض و ستم برخوردار خواهد بود.
- زنان حقوق مساوی با مردان، منجمله در دارایی های ارثی، خواهند داشت. حق توالد و تناسل و حق طلاق برای زنان تثبیت خواهد شد.
- هر کودکی از حق تغذیه، تعلیم و تربیه، صحت و امنیت اجتماعی برخوردار خواهد شد.
- هر جوانی از حق بدست آوردن کمک از دولت و محافظت توسط آن، بخاطر رشد جسمی، دماغی و تکامل شخصیت خود، برخوردار خواهد شد.
- اشخاص دارای گرفتاری های گوناگون عقبماندگی از حق برخورداری از تشخص، احترام و حفاظت برخوردار خواهند شد.
- شهروندان کهن سال و ناتوان از حق بدست آوردن مراقبت و محافظت برخوردار خواهند شد.
- ملل و جوامع مواجه با مخاطرات و به حاشیه رانده شده از حق حفاظت از زبان، فرهنگ و عنعنات خود و در یافت کمک های ضروری از دولت بر خوردار خواهند شد.
- مردم مناطق دور افتاده، عقبمانده و تحت ستم فرصت مساوی برای انکشاف خواهند داشت و از حق بدست آوردن نمایندگی تناسبی و احترام در هر بخشی از دولت برخوردار خواهند بود.
- دالیت ها از حق مخالفت با نجس انگاری و تبعیض اجتماعی برخوردار خواهند بود.
- برای گسترش و غنای بیشتر حقوق اساسی شهروندان، حقوق مختلف از قبیل حق مشارکت، حق تعیین سرنوشت، حق زندگی و امنیت شخصی، حق احترام انسانی، حق داشتن خانواده، حق امنیت اجتماعی، حق تفریح و استراحت، حق خود مختاری محلی، حق احضار، حق دسترسی به دادگاه، حق شخص زندانی و تحت تعقیب، حق نمایندگی تناسبی، حق جنس سوم و غیره تثبیت خواهند شد.
8. سکولاریزم و آزادی مذهبی: دولت کاملا سکولار خواهد بود. همه شهروندان از آزادی پذیرش و عدم پذیرش مذهب مطابق به باور های شان برخوردار خواهند بود. هیچ کسی بر پایه باور مذهبی مورد تبعیض قرار نخواهد گرفت.
9. شهروندی: سیاست شهروندی عمومی در سراسر کشور، حتی بعد از مورد اجرا قرار گرفتن نظام فیدرالی، اتخاذ خواهد شد. تمامی شهروندان نیپالی به آسانی از حق برخورداری از شهروندی بدون طرفداری از هیچ کسی برخوردار خواهند شد. شهروندی نیپالی یک شهروند غیر نیپالی که بصورت غیر قانونی حاصل شده باشد، بعد از تحقیق ضروری لغو خواهد شد.
10. زبان: چون نیپال یک کشور چندین زبانه است تمام زبان های رایج در نیپال به مثابه زبان های ملی پذیرفته خواهد شد. در ساختار فیدرالی، هیئت مقننه ولایت مربوطه حق تصمیم گیری در مورد اینکه کدام زبان بحیث زبان اداری پذیرفته شود و کدام یکی زبان ارتباطی باشد، خواهد داشت.
11 . نمایندگی تناسبی و حقوق ویژه: برای از میان بردن تبعیضات و نابرابری های طبقاتی، انتیکی، منطقه یی، جنسی و سائر تبعیضات و نا برابری های موجود در جامعه و مردمی ساختن دموکراسی و تامین موثریت بیشتر آن، نمایندگی تناسبی برای زنان، دالیت ها، ملل تحت ستم، مناطق دور دست تحت ستم، مدیسی ها، جوامع اقلیت ( به شمول مسلمانان) در تمامی ارگان های دولتی و موسسات نمایندگی از مردم، تامین خواهد شد. حقوق ویژه سنتی برای زنان و جوامع دالیت ها و مسلمانان برای یک دوره معین بخاطر جبران ستم های قبلی، مدنظر گرفته خواهد شد.
12. بازسازی سکتورامنیتی: دو اردوی قانونا موجود در کشور با هم ادغام می شود و یک اردوی ملی از طریق دموکراتیزه ساختن اردوی نیپال و حرفه یی ساختن اردوی آزادیبخش خلق به وجود می آید. در مطابقت با نظام دموکراتیک جدید و همانگونه که با ساختار فیدرالی دولت موافقت شده است، یک سکتور امنیتی جامع مشتمل بر اردو، پولیس، پولیس مسلح و اداره استخبارات، بازسازی خواهد شد.
13. بازسازی قوه قضائیه: با نگرش قاطع به مقوله قوه قضائیه مستقل، نظام قضائی در پیوستگی با نورم ها و ارزش های دموکراتیک جدید، در قبال مردم مسئولیت پذیر ساخته می شود. در توافق با ساختار فیدرالی دولت، نظام قضائی شامل دادگاه عالی در مرکز و دادگاه های ولایتی و ولسوالی در دولت های ولایتی، بازسازی خواهد شد.
14. هیئت های قانونی از قبیل کمسیون تحقیق درستکاری ها و تخلفات، کمسیون انتخابات، کمسیون خدمات عامه، کمسیون عمومی کنترل، کمسیون ملی حقوق بشر و غیره، بازسازی های ضروری بخود خواهد دید تا مستقل، نیرومند و موثر گردند. به ویژه، کشور و جامعه بری از سرطان استفاده جویی از ارگان های قدرت خواهد شد و برای موثر ساختن بیشتر این امر، هیئت های بدیل ایجاد خواهد شد.
15 . باز سازی بروکراسی: در مطابقت با نظام دموکراتیک و ساختار فیدرالی جدید، بروکراسی بازسازی ضروری را بخود خواهد دید. تحول رادیکال در نظام اداری ایجاد خواهد شد تا این نظام مقبولیت عامه پیدا نماید، در قبال مردم مسئولیت پذیر باشد، با کفایت باشد و طرز العمل شفاف پیدا نماید.
16. سیاست اقتصادی انتقالی جدید: اساس سیاست اقتصادی جمهوری دموکراتیک فیدرالی نیپال، ضد فئودالی و ضد امپریالیستی خواهد بود و سیاست اقتصادی انتقالی جدیدی خواهد بود مناسب با خصوصیات نیپال. خصوصیات اصلی عبارت خواهند بود از:
- تمامی اشکال مناسبات فئودالی در اقتصاد بر انداخته خواهد شد. عمدتا،
به مالکیت های فئودالی زمین پایان داده خواهد شد و اصلاحات ارضی انقلابی بر اساس تیوری " زمین از آن کشتکار" انجام خواهد یافت.
- اقتصاد از تاثیرات سوء سیاست اقتصادی نولیبرالی که توسط امپریالیزم جهانی تحمیل می شود، پاکیزه نگه داشته خواهد شد. با وجود این، سرمایه گزاری مستقیم خارجی در توافق با سیاست ملی و در صورتی که منافع ملی ایجاب کند، مجاز خواهد بود.
- در بخش سرمایه گزاری، سیستم شراکتی عمومی – خصوصی تقدم خواهد داشت.
- با اصلاح نظام تعاونی ( کئوپراتیفی )، این نظام با تقدم ویژه در تمامی سکتور ها گسترش خواهد یافت.
- سکتور خصوصی مورد تشویق قرار خواهد یافت، به استثنای بخش های خاصی که دولت باید مسئولیت بگیرد.
- انکشاف سرمایه داری صنعتی ملی با جهتگیری بطرف سوسیالیزم، صفت ممیزه عمده سیاست انکشاف اقتصادی خواهد بود.
17. دموکراسی مستقیم و همه پرسی ( ریفراندم ): برای حیات بخشیدن به تئوری برتری مردم، تدارک قانونی بخاطر نهادینه ساختن پراتیک دموکراسی مستقیم، هر زمانیکه قابل تعمیل باشد، رویدست گرفته خواهد شد. تحت این امر، مسائلی که تاثیرات دراز مدت بالای کشور داشته باشند، از طریق همه پرسی ( ریفراندم ) فیصله خواهند شد.
18. تصویب پیمان ها و توافقنامه ها: یک تدارک قانونی از طریق تصویب اکثریت دو سوم مجلس مرکزی در مورد تمام پیمان ها و توافقنامه های بین المللی مربوط به تقسیمات منابع طبیعی و
مسائلی که منافع ملی را بصورت جدی متاثر میسازد، فراهم خواهد شد.
19. مسئولیت دولت، اصل رهبری کننده و سیاست ها: صرفنظر از مسئولیت دولت، اصل رهبری کننده و سیاست های تذکر یافته در قانون اساسی موقت؛ مورد تعمیل قرار دادن سیاست ها و برنامه های رسمیت بخشیدن و مورد اجرا قرار دادن جمهوری دموکراتیک فیدرالی متکی بخود و طرفدار مردم، از طریق تقسیم بندی آنها، مسئولیت دولت خواهد بود.
20. اشتراک مردم در ساختن قانون اساسی: طرزالعمل مناسب برای تامین دخالت موثر توده های وسیع، گروه های مختلف مربوطه و متخصصان { در ساختن قانون اساسی }، اتخاذ خواهد شد.

III . بینش حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ): برقراری جمهوری مترقی نوین نیپال

هم اکنون مردم نیپال در آرزوی یک تحول رادیکال در مسیر صلح پر دوام و نیپال مترقی هستند. آرزوی ایجاد نیپال مترقی نوین از حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) جدا نیست، زیرا که حزب یک نقش رهبری کننده برای آماده نمودن اساس نیپال دموکراتیک و جمهوری، از طریق پایان دادن به نیپال مطلقه، فئودالی و سلطنتی به وسیله ده سال جنگ کبیر خلق، بازی نمود. بنابرین در مسیر انتخابات مجلس موسسان، حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست )، از اینکه فرصت یافته است تا اجندای ساختن یک نیپال نوین را به پیشگاه توده ها ارائه نماید، احساس غرور می نماید.
ما برین باوریم که نیپال مترقی نوین تنها از طریق اجرای اجندای ناسیونالیزم، جمهوریت و تحولات اجتماعی – اقتصادی بصورت همزمان، ساخته شده می تواند. در توافق با این امر، ما پیش نویس یک طرح برای ساختن یک نیپال آینده را ارائه می نمائیم.
( الف ). مسئله ناسیونالیزم و مناسبات بین المللی
در جهان گلوبلایزه کنونی، بدون هدایت درست مناسبات بین المللی و دفاع مناسب از خود اتکایی ملی، استقلال و تمامیت ارضی، ما نمی توانیم نیپال مترقی نوین را سریعا بسازیم. به همین منظور، حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) تعهد می نماید که از قرار ذیل به پیشروی ادامه دهد:
1. پیمان ها و توافقنامه های نابرابر: باز بینی جدی مناسبات نابرابر میان نیپال و هند که از زمان هند برتانوی انکشاف یافته است، باید در خدمت به خود اتکایی و انکشاف مداوم، تغییر یابد. به این منظور، با منسوخ نمودن پیمان دوستی و صلح سال 1950 نیپال – هند بصورت عمده، باید پیمان جدید بر اساس " پنج اصل " و منافع متقابل، انعقاد یابد. همچنان با باز بینی سائر پیمان ها و توافقنامه ها، آنها باید اصلاح گردند، تغییر یابند یا فسخ شوند. درینمورد ابتکارات دیپلوماتیک و سائر ابتکارات باید رویدست گرفته شود.
2. تدابیر در مورد سرحد: سرحد باز میان نیپال و هند باید بخوبی منظم و کنترل شده باشد. تخطی ها و منازعات مرزی در جاهای مختلف به شمول سوستا و کاله پانی باید هرچه زود تر بر اساس حقایق و منافع متقابل حل و فصل گردند. به ابتکارات درینمورد باید حق تقدم داده شود.
3. مرکز سرباز گیری گورخه: سنت شرم آوری مثل مرکز سرباز گیری گورخه، که دران شهروندان نیپالی در اردو های خارجی سربازگیری می شوند، باید خاتمه یابد و اشتغال تولیدی و قابل احترام برای آنها در داخل کشور فراهم گردد. درینمورد، با خلق افکار عامه و محیط مناسب، گام های مناسب برداشته خواهد شد.
4. مناسبات با هند و چین: مناسبات دوستانه با تمام کشور های جهان بر مبنای " پنج اصل " حفظ خواهد شد. کوشش ویژه به عمل خواهد آمد تا مناسبات با همسایگان غول پیکر، مثل هند و چین، متوازن و نیرومند گردد. در خدمت به سود بردن از انکشاف اقتصادی سریع هند و چین که به مثابه لوکوموتیو های جدید اقتصاد جهانی قد بر افراشته اند، با دست کشیدن از مفکوره گذشته طبقه حاکمه نیپال مبنی بر " کشور حایل" دانستن نیپال میان هند و چین، سیاستی تعقیب خواهد شد که نیپال را یک پل محرک از مناسبات مشترک میان دو کشور بسازد.
5. اشتغال خارجی: وضعیت اجباری ای که دران جوانان نیپالی وادار می شوند برای کار یافتن به کشور های خارجی بروند، خاتمه خواهد یافت و کار مناسب در داخل کشور فراهم خواهد شد. برای فعلا، توجه ویژه در دفاع از نیپالی های شاغل در خارج به عمل خواهد آمد و گام های موثر برای خاتمه دادن به همه انواع استثمار و ستم بالای آنها برداشته خواهد شد.
6. نیپالی های مهاجر و غیرمقیم: توجه ویژه ای برای حمایت از منافع نیپالی های ساکن در کشور های مختلف جهان به شمول هند به عمل می آید. تدارک ویژه ای برای دو تابعیته ساختن نیپالی های غیر مقیم در کشور، به عمل خواهد آمد و آنها تشویق خواهند شد که مهارت ها و سرمایه های شان را در نیپال بکار اندازند.
7. تصویب پیمان ها و موافقتنامه ها: برای تقسیم کردن منابع طبیعی مهم نیپال، به شمول منابع آب، و تصویب پیمان ها و موافقتنامه ها، با دانستن و تحریری ساختن اینکه مسائل مذکور گرفتاری طولانی مدت و جدی برای نیپال خواهد داشت، روی تصویب آنها از طریق اکثریت دو سوم قوه مقننه مرکزی توجه خواهد شد و بصورت قاطع به اجرا در خواهد امد.
8. قروض خارجی: در خدمت به رهاسازی نیپال از دائره خبیثه قروض خارجی و انکشاف اقتصاد ملی متکی بخود، طرح هایی بصورت مرحله وار مورد اجرا قرار خواهد گرفت. با خاتمه دادن به سنت اخذ قرض و کمک در مطابقت با نقشه ها و شروط موسسات مالی بین المللی و خارجی ها، یک سیستم دریافت کمک خارجی ( قرض و کمک بلا عوض ) طبق ضرورت ها و منافع ملی تعقیب خواهد شد.
9. مهاجرین بوتانی: حمایت کامل از مهاجرین بوتانی، تائید حق برگشت شان به خانه بصورت غیر مشروط و در پیش گرفتن ابتکارات ضروری بصورت بین المللی برای اینکه بتوانند با عزت به کشور شان برگردند.
( ب ). جمهوریت و باز سازی دولت: بدون تحول رادیکال در سیستم سیاسی، ساختن نیپال نوین ممکن نیست. بنابرین، حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) برای وظیفه نهادینه ساختن جمهوریت، بازسازی دولت در یک شکل فیدرالی و دموکراتیک ساختن تمامی بخش های بروکراسی، حق تقدم جدی قائل است. مائوئیست ها قاطعانه به این مفهوم چنگ می اندازند که تغییر جهان تنها از طریق قرار دادن سیاست در فرماندهی ممکن است. علاوه بر آن، جمهوری دموکراتیک که روی پایه اجتماعی- اقتصادی ناهموار کنونی قد بر افراشته است، امکان دارد که در چوکات دموکراسی ظاهری محدود باقی بماند. بنابرین ما روی این مفهوم چنگ می اندازیم که مبارزه مردم باید ادامه یابد تا آنرا به دموکراسی واقعی اکثریت کارگران و توده های تحت ستم تغییر دهد. بنابرین، حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) تعهد کامل خود را برای تاسیس بنیاد ساختمان نیپال نوین از طریق تعمیل قاطع جمهوری دموکراتیک فیدرال مستقل و طرفدار مردم با دید فراتر از مرحله انتقالی کنونی، بیان می نماید.
1. مورد اجرا قرار دادن جمهوری دموکراتیک فیدرال:
درست بعد از انتخابات مجلس موسسان، حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) طرحات ذیل را برای تاسیس و مورد اجرا قرار دادن جمهوری دموکراتیک فیدرال مستقل و مردمی قاطعانه پیش خواهد کشید:
خاتمه بخشیدن به سلطنت فئودالی دو صد و پنجاه ساله، مورد اجرا قرار دادن جمهوری دموکراتیک فیدرال از اولین جلسه مجلس موسسان، همانطوریکه در قانون اساسی موقت بیان شده است؛ برای داخل کردن کشور به یک عصر دموکراتیک نوین.
- انتخاب یک رئیس جمهور اجرایی برای دوره موقت به مثابه رئیس ملت تا زمانیکه مجلس موسسان قانون اساسی را ننوشته باشد.
- تشکیل یک حکومت موقت جدید بر پایه توافق عمومی سیاسی.
- تبدیل نمودن دولت به یک سیستم فیدرال با حق تعیین سرنوشت و خود مختاری اتنیکی و منطقه یی.
- مورداجرا قرار دادن " سیاست اقتصادی انتقالی نوین " بخاطر فراهم نمودن پایه برای نیپال کامران جدید.
- در دسترس قرار دادن فرصت های ضروری برای هموطنان تحت خط فقر، بیکار، بی زمین، گرفتار، پیر، زیان دیدگان تصادمات، شهدا، خانواده های ناپدید شدگان و غیره.
- ساختن یک اردوی ملی جدید از طریق ادغام درست اردوی آزادیبخش خلق و اردوی نیپال.
- طوریکه در توافقنامه جامع صلح بیان شده است، سازماندهی " کمسیون حقیقت یاب و آشتی" و اقدام در قبال مجرم بعد از جمع آوری گزارش.
0.2 - مفکوره ما راجع به ساختار دولتی فیدرال نیپال نوین
با وجودی که نیپال یک کشور چندین ملیتی، چندین زبانه، چندین منطقه یی، چندین مذهبی، و چندین فرهنگی است، اکثریت مدیسی ها و سائر ملیت ها بخاطر مطلقه بودن همیشگی دولتی که خصلت عمده آن شوونیزم به اصطلاح کاست فوقانی مرتفعات بوده است، احساس ستم دیدگی داشته اند. همچنان، سیتی- ماهاکالی ها و بیری – کارنالی های مناطق دور دست غربی و مناطق هیمالایی بی مبالاتی و ستم افراطی توسط قدرت دولتی متمرکز در کتمندو را تجربه کرده اند. در چنین وضعیتی، بازسازی دولت به سیستم فیدرالی از طریق خاتمه دادن به ساختار مطلقه آن مهم ترین شرط ساختن یک نیپال نوین شده است. حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) به مثابه نیروی سیاسی ایکه با شفاف ترین و سازماندهی شده ترین طریقه، موضوع ستم ملی و منطقه یی را در ارتباط به ستم طبقاتی مطرح کرده است، بیشتر از همه برای مورد اجرا قرار دادن اجندای ساختار فیدرالی دولت احساس مسئولیت می نماید و تعهد خود را برای عملی ساختن آن بصورت درست و علمی از طریق مجلس موسسان بیان می نماید. بگزار خاطر نشان گردد که ما ساختار فیدرالی دولت را از زمان دوره جنگ خلق بصورت مقدماتی اعمال کرده ایم و ما آنرا به پیشگاه مردم برای تائید تقدیم می نمائیم.
1.2 -- پایه فیدرالیزم: چه چیزی می تواند پایه عمده ساختار فیدرالی در نیپال باشد؟ هر چند مباحثات زیادی حول آن وجود داشته است، موضع ما این است که پایه علمی و عملی مناسب آن، هویت اتنیکی و منطقه یی است. درینجا ضروری است بدانیم که اصطلاح " اتنیک " به معنی قوم یا نژاد یا کاست نیست، بلکه به معنی گروه با ثبات انسان ها یا " ملیت " با زبان مشترک، جغرافیه مشترک، اقتصاد مشترک و ساختار روانی مشترک است. از طرف دیگر، ستم توسط دولت کهن بالای طبقه همراه با پایه ملی و منطقه یی اعمال گردیده است و مسئله می تواند بر همان پایه ای حل گردد که ستم اعمال گردیده است. به دلیل اینکه در تاریخ سیر تکامل، سائر ملیت ها به میزان قابل توجهی در منطقه عمده یک ملت ساکن گردیده اند؛ بطور قطع باید به تامین حقوق سائر ملیت ها در داخل یک دولت ملی معین توجه گردد و نه اینکه این حقوق نقض شوند. همچنان باید توجه شود که واحد های دولتی ملی فرعی در داخل یک دولت ملی عمده موجود باشد. همچنین باید درک گردد که آزادی یک ملت از طریق ستم بر ملت دیگری حاصل نمی شود و باید توجه گردد که حقوق اقلیت ها در دولت هائیکه ملل مختلفی موجود اند، تامین شود. به دلیل اینکه دسته بندی حقوق تمامی ملل و مناطق در قانون اساسی جدید و سائر قوانین بر پایه توافق عمومی گنجانده می شود، همه باید باور داشته باشند که هماهنگی میان ملل مختلف، بر پایه طبقاتی، استحکام بیشتری خواهد یافت.
به این امر باید بطور جدی چنگ انداخته شود که آزادی ملل و مناطق تحت ستم تحت رهبری کارگران ملل و مناطق مربوطه ممکن و میسر است. بطور خاص کوششی که فئودال ها، مالکان ارضی و بورژوازی کمپرادور و بوروکرات به عمل می آورند تا رهبری جنبش آزادیبخش ملل تحت ستم را غضب کنند و کوشش می کنند تا خود را مسیحای ملل تحت ستم در جاهای مختلف، به شمول مدهیس، نشان دهند، برای مردم آزادیخواه آن ملت و منطقه ضرور است که احتیاط خود را در مورد این امر حفظ نمایند. اگر کسی تا دیروز در پهلوی دولت مطلقه قرار داشته بوده باشد و آلت دست قدرت های ارتجاعی داخلی و خارجی بوده باشد، { ولی حالا } کوشش نماید نشان دهد که یکشبه بطرفداری از جنبش آزادیبخش ملی قرار گرفته است، حتما باید درک گردد که درین میان چیز نادرستی وجود دارد.
2.2 سیاست فیدرالیزم: بدینسان سیاست عمده فیدرالیزم چه چیزی می تواند باشد؟ سیاست جهانشمول فیدرالیزم عبارت است از حق تعیین سرنوشت ملل و مناطق و اتحاد داوطلبانه بر مبنای آن. اگر ما دولت دموکراتیک را بازسازی می کنیم، ما باید این پالیسی را از لحاظ تئوریک قبول نمائیم. ولی اگر ما وضع جیوپولیتیکی واقعی و سطح پائین انکشاف اقتصادی – اجتماعی ملل و مناطق تحت ستم مختلف را مورد توجه قرار دهیم، برنامه خود مختاری ملی و منطقه یی بر اساس سیاست حق تعیین سرنوشت، علمی ترین و مناسب ترین سیاست می باشد. بدوا در پیش گرفتن این سیاست و برنامه شاید مشکل باشد، زیرا دولت های وابسته داوطلبانه به فیدرالیزم نمی پیوندند و یک دولت مطلقه در پوشش دولت فیدرال سازماندهی می گردد. اما هر کسی باید درک کند که تنها همین طریقه می تواند حامی و تقویت کننده اتحاد نوین و نیرومند میان دولت های فیدرال بر اساس دموکراسی درست باشد.
این تشویس ابراز می شود که حق تعیین سرنوشت کشور را بطرف تجزیه سوق می دهد. { در حالیکه } در هیچ کجای دنیا کشوری تجزیه نشده است، چنانچه حق خود ارادیت به ملل و مناطق تحت ستم در آن کشور داده شده باشد. بلکه بر عکس آن، کشوری که بدون در نظر داشت حق { ملل ساکن در آن }، از طریق زور پیوند خورده باشد، تجزیه شده است. ضرور است واضحا فهمیده شود همانگونه که همه زنان، که دارای حق طلاق باشند، از شوهران شان جدا نمی شوند، به عین ترتیب تمام دولت هائیکه از حق تعیین سرنوشت برخوردار باشند، از دولت مرکزی کناره گیری نمی کنند.
3.2 شکل ساختار فیدرالی: در توافق با پایه و سیاست فیدرالی متذکره قبلی، ساختار دولتی کشور دارای سه ردیف خواهد بود – مرکز، ایالت خود مختار و سطح محلی. با در نظر داشت ساختار ملی، شایستگی جغرافیایی، پایه زبانی، امکانات اقتصادی و غیره، عجالتا پیشنهاد شده است که نیپال می تواند به یازده ایالت خود مختار، که هر یک در داخل خود ایالات فرعی خود مختار الحاقی یا واحد های اداری خواهد داشت، تقسیم گردد. اینها عبارت اند از: ایالات سیتی ماهاکالی و بیری کارنالی بر پایه منطقه یی، ماگارات، تارووان، تامووان، نیوا، تامسالینگ، کیرات، لیمبووان، کوچی له و مدیش بر پایه ملل. در میان اینها، پیشنهاد شده است که میتیلا، بوجپورا و ادود در داخل مدیش بر پایه زبان تنظیم گردد. ( نقشه دیده شود)
مرز های ایالات طبق توافق طرفین با در نظر داشت ساختار ملی، پایه زبانی، امکانات اقتصادی و شایستگی جغرافیایی و غیره معین خواهد شد.
اگر ساحات دارای نفوس انبوه سائر ملل یا اتنی سیتی در داخل یک ایالت معین وجود داشته باشند،
مناطق خود مختار محلی دران ساحات تشکیل خواهد شد.
گروه های اتنیکی بیانسی، هیمالی ( لاما/ بوت )، شیرپا، تاکالی و غیره در مناطق هیمالایی، بارامو، بوجیل، چیپانگ، چانتیل، دوره، هایو، هیولمو، جیریل، لیپچا، سونووار، تامی و غیره از مناطق تپه زار، ماجی – بوت، دانووار، دارای، کومل و غیره از داخل تیرای و دیمال، جنگد- کیشان، میچی، مونده – سنتال، کوچ – راجبانسی و غیره می توانند در جاهائیکه نفوس انبوه داشته باشند، دارای مناطق خود مختار محلی باشند.
4.2 حق و وظیفه: تقسیم واضح حق و وظیفه میان مرکز، ایالت و سطح محلی در قانون اساسی درج خواهد شد. بنابرین تقسیم بندی، امنیت مرز، اداره اردو، مناسبات خارجی، داد و ستد بین الدولتی، پول و بانک مرکزی، تعرفه و مالیات، پروژه های انرژی آبی، راه آهن، خط هوایی، شاهراه های ملی، دانشگاه مرکزی، مقیاسات و غیره در حدود اختیارات مرکز و بقیه در حدود اختیارات ایالات خود مختار خواهد بود. به همین قرار هیئت های محلی بالای حمل و نقل محلی، مالیات محلی، تعلیم و تربیه، صحت، صفایی، منابع محلی و غیره حق خواهند داشت.
ترتیبات ویژه ای برای تامین مناسبات هماهنگ و متوازن میان مرکز و ایالات مد نظر قرار خواهد گرفت. تدارکات به قسمی گرفته خواهد شد که مرکز حین تصمیم گیری در مورد ایالات، توافق آنها را جلب نماید و قوانین مصوبه ایالات در موافقت با مرکز مورد اجرا قرار بگیرد.
0.3 نظام اداری:
1.3 قوه مقننه:
1.1.3 مرکز دارای دو مجلس مقننه { ولسی جرگه و مشرانو جرگه } و ایالات دارای یک مجلس مقننه { ولسی جرگه } خواهند بود. تعداد اعضای قوه مقننه تا حدی که ممکن است کم خواهد بود.
2.1.3 در ولسی جرگه مرکزی، نمایندگان بر پایه نفوس تعیین خواهند شد و در مشرانو جرگه تعداد مساوی نمایندگان از تمام ایالات انتخاب خواهند شد.
2.3 قوه اجرائیه:
1.2.3 در مرکز، رئیس جمهور دارای قدرت اجرایی از طریق انتخابات عمومی مستقیم انتخاب می شود و صدر اعظم از میان اعضای مجلس.
2.2.3 رئیس جمهور، نقش رئیس دولت، سالار اردو و رئیس قوه اجرائیه را بازی خواهد کرد و صدر اعظم مسئولیت امور روزمره حکومت داری و اداری را پیش خواهد برد.
3.2.3 هر ایالت دارای یک والی و یک رئیس وزراء خواهد بود.
3.3 قوه قضائیه:
1.3.3 داد گاه ها دارای ساختار سه ردیفی خواهد بود: در مرکز دادگاه عالی، در ایالات دادگاه های مرافعه و در ولسوالی ها و نواحی دادگاه های ابتدائیه. در ولسوالی ها و نواحی، دادگاه های مردمی یا مراکز مصالحتی ای خواهند بود که تحت اختیارات ولسوالی و ناحیه قرار خواهند داشت.
2.3.3 دادگاه عالی به مثابه دادگاهی انکشاف خواهد یافت که فقط دوسیه های قانونی جدی، موضوعات مربوط به قانون اساسی، موضوعات بین الدولتی، منازعات مربوط به تقسیم و بکار برد منابع ملی و سائر دوسیه های دارای طبیعت جدی را وارسی نماید.
3.3.3 دادگاه مرافعه با حقوق فوق العاده موثر بنا خواهد شد.
4.3.3 در نظام قضایی موجود که مبتنی بر " خوشحالی برای برگزیدگان و قانون برای محرومان" است، تحول رادیکال ایجاد خواهد شد.
4.3 بخش اداری:
1.4.3 تدارک دیده خواهد شد که خدمات اداری ملی به سه ردیف تقسیم گردد.
2.4.3 " کمیته بازسازی اداری " تشکیل خواهد شد تا اداره حکومتی موجود ( ملکی، اردو، پولیس و سائر خدمات ) درستکار، موثر، بی تعصب، شفاف، حسابده در قبال مردم و دارای قابلیت انطباق با نظام
دموکراتیک ساخته شود.
3.4.3 تدارک دیده خواهد شد که معاش مامورین ملکی به قسمی افزایش یابد که برای آنها و اعضای خانواده های آنها کافی باشد و در مطابقت با انفلاسیون قرار داشته باشد.
0.4 امنیت ملی
1.4 در خدمت به فرمولبندی نمودن سیاست های امنیتی ملی نوین و بازسازی سکتور امنیتی در مطابقت با معیار ها، ارزش ها و وضعیت جمهوری دموکراتیک نوین، یک کمیته امنیتی ملی دارای سطح عالی تشکیل خواهد شد.
با تعریف مجدد مفهوم سنتی نظام امنیتی حاضر، استراتژی ای ایجاد خواهد شد که عامه مردم را به مثابه پشتیبانان دستگاه امنیتی، در خط مقدم جبهه و دستگاه امنیتی قرار دهد. بجای اینکه اردو در بارک ها محدود گردد، سیاستی اتخاذ خواهد شد که اردو برای فعالیت های خلاق انکشافی و ساختمان بسیج شود و اردو از طریق اجتماعی ساختن جهتگیری مردمی پیدا نماید.
3.4 دموکراتیزه ساختن اردوی نیپال و تخصصی ساختن اردوی آزادیبخش خلق، به مثابه وظیفه ساختمان یک اردوی ملی نوین، از طریق ادغام مناسب، هر چه زود ترانجام داده خواهد شد. شمولیت تناسبی و فراگیر تمام اتنی سیتی ها، ملیت ها، مناطق تحت ستم، زنان و دالیت ها در اردوی ملی تامین خواهد شد. برای موثر ساختن اردو، اردو مدرنیزه خواهد شد. تدارک دیده خواهد شد که تعلیم و تربیه نظامی برای تمامی شهروندان بالاتر از هجده سال تا یک سن معین فراهم گردد.
4.4 مطابق به مفهوم نوین نظام دولتی فیدرال، قوای نظامی تحت کنترل حکومت مرکزی خواهد بود. تدارک دیده خواهد شد که ایالات خود مختار نیروهای شبه نظامی یا ملیشه های مردمی خود شان را تشکیل دهند. علاه برین سیستم هایی مثل قوه امنیتی سرحدی، قوه امنیتی صنعتی، قوه امنیتی جنگلات، قوه امنیتی شاهراه ها، قوه امنیتی روستایی و غیره معیاری خواهد شد.
5.4 چون میلیون ها نفر افراد نظامی سابق تقاعد یافته از اردوهای نیپال، هند و برتانیه وجود دارند، پلان ویژه ای رویدست گرفته خواهد شد تا از تجارب و صلاحیت های آنها برای منافع ملی استفاده به عمل آید. ابتکار ویژه ای برای بر طرف کردن نا برابری شایعی که افراد نظامی سابق تقاعد یافته از اردوهای هند و برتانیه از لحاظ امکانات، منجمله در معاشات تقاعدی، با آن مواجه هستند، رویدست گرفته خواهد شد.
( ج ). پایه اقتصادی برای یک نیپال نوین
در حقیقت معنی نیپال نوین عبارت است از یک نیپال خوشبخت و متکی بخود فارغ از فقر، بیکاری، گرسنگی، بیسوادی، وابستگی و نابرابری. لذا همراه با تامین تحول سیاسی پیشرونده از طریق مجلس موسسان، تمام نیروی کشور روی انکشاف اقتصادی متمرکز خواهد شد. برای همین،از طریق تهیه یک پلان کاری جامع " سیاست اقتصادی انتقالی نوین "، این سیاست در شکل یک کارزار مورد اجرا قرار خواهد گرفت. به مثابه یک نتیجه، از لحاظ دوره های انکشاف، کشور در طی ده سال به معیار متوسط سطح زندگی، در طی بیست سال به معیار بلند سطح زندگی و در طی چهل سال به معیار بسیار بلند سطح زندگی، نائل خواهد آمد. برای همین، پلان انکشافی اقتصادی کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت تهیه و اجرا خواهد شد. نقشه راه عمومی ما قرار ذیل خواهد بود:
0.1 سیاست انکشافی عمومی
1.1 خاتمه بخشیدن به مناسبات فیودالی: مانع بزرگ بر سر راه انکشاف همه جانبه نیپال عبارت است از مناسبات تولیدی فیودالی که تا حال غلبه آن بر بخش های مختلف و عمدتا در زراعت ادامه یافته است. بدون ریشه کن نمودن تمامی اشکال مناسبات تولیدی فیودالی در زراعت که دو سوم نیروی کار در آن مشغول است، تحول فراگیر اقتصادی و انکشاف سریع نیپال ممکن نیست. بنابرین با تطبیق اصلاحات ارضی انقلابی بر اساس اصل " زمین از کاشتکاران " و نابود کردن تمامی آثار فیودالیزم که بر تمامی بخش های جامعه غلبه دارد، پایه برای انکشاف اقتصادی سریع فراهم می گردد. سر انجام، این حقیقت که انقلاب اقتصادی بدون یک انقلاب سیاسی نمی تواند پیروز گردد بخوبی متحقق خواهد شد.
2.1 رشد اقتصادی توام با اشتغال: پایه بزرگ برای انکشاف سریع اقتصادی در نیپال فراوانی منبع انسانی است که تا حال بلا استفاده مانده، یا در کشور های خارجی دربدر و آواره است یا اینکه از بیکاری کاذب و شبه بیکاری ای که شکل سنت ماندگار را بخود گرفته است، رنج می برد. ولی سیاست اقتصادی نولیبرالی تحمیل شده توسط موسسات مالی بین
المللی تنها منتج به رشد اقتصادی
ناکام، یعنی رشد اقتصادی تمرکز یافته در بازار های محدود با عدم اشتغال، گردیده است. از طریق ایجاد یک تحول رادیکال دراین وضعیت، یک سیاست انکشاف کار مولد و انکشاف اشتغال زا تعقیب خواهد شد تا نیروی کار ذخیره بصورت حد اکثر مورد استفاده قرار بگیرد. تنها پس از آن توازن میان رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی حفظ می شود و ثمرات انکشاف به روستاها می رسد. برای همین، از طریق خاتمه بخشیدن به مناسبات سرمایه داری بروکراتیک غیر مولد و طفیلی که در اثر حمایت دولت و موسسات مالی بین المللی آرایش یافته است، انکشاف مناسبات صنعتی و سرمایه داری مولد مورد تاکید قرار خواهد گرفت.
3.1 شراکت سکتورهای عمومی و خصوصی: سیستم شراکت میان سکتورهای عمومی و خصوصی در یک طریقه پلانگزاری شده بخاطر فراهم کردن سرمایه برای بهره برداری حد اکثر از سرمایه های پراگنده در کشور در پیش گرفته خواهد شد. صارفین خدمات مختلف از قبیل تیلیفون، برق، آب و غیره و کارگران شاغل درین صنایع و شرکت ها تشویق خواهند شد تا سهام شان را سرمایه گزاری کنند. این سیستم که سهمگیری سکتور های خصوصی ملی و بین المللی را تحت رهبری و پیشگامی دولت تامین می نماید، ستون فقرات یک سیاست اقتصادی انتقالی نوین خواهد بود.
4.1 کمپاین برای تعاونی ها: در یک جامعه ای مثل جامعه ما که اکثریت مردم یک قطعه کوچک زمین یا سرمایه اندک دارند، دوام آوردن در جهان رقابت امیز ناهموار کنونی فقط از طریق فعالیت های اقتصادی ای که از طریق تعاونی ها مورد اجرا قرار بگیرند، نسبت به فعالیت های انفرادی بیشتر ممکن و میسر است. لذا انواع گوناگون شبکه های تعاونی تولیدی، توزیعی و تجارتی در سراسر کشور توسعه خواهد یافت و بدینوسیله سیاست انکشافی اتکاء بخود اتخاذ خواهد شد.
5.1 استفاده از ساینس و تکنالوژی: در عرصه جهانی کنونی که استفاده حد اکثر از تکنالوژی اطلاعات و تمامی انواع ساینس و تکنالوژی به عمل می آید، کوشش برای دستیابی به نرخ رشد سریع از طریق استفاده از ساینس و تکنالوژی مثمر ثمر می تواند باشد. برای همین، تاکید ویژه روی انکشاف معارف و نیروی انسانی به عمل خواهد آمد.
6.1 استفاده اعظمی از منابع و وسایل ملی: برای انکشاف سریع و متکی بخود، یک سیاست بهره برداری حد اکثر از اقلام و مناطقی که به فراوانی دستیاب بوده و باالنسبه سود آور هستند، از قبیل آب، زمین، جنگل، تنوع بیالوژیکی، گیاه ها، منابع انسانی و غیره اتخاذ خواهد شد. برای همین، صنایع زراعتی، توریزم، برق آبی، سکتور خدمات و ساختمان زیر بنا ها تقدم داده خواهند شد.
7.1 انکشاف سرمایه داری صنعتی ملی دارای جهتگیری سوسیالیستی: در مجموع، با خاتمه بخشیدن به تمامی اشکال فیودالیزم، سرمایه داری بروکراتیک و کمپرادور غالب بر اقتصاد، انکشاف سرمایه داری صنعتی ملی دارای جهتگیری سوسیالیستی با رشد اقتصادی سریع، عدالت اجتماعی، توازن منطقه یی و اتکاء بخود سیمای عمده خصلت سیاست انکشاف ملی خواهد بود.
0.2 . زراعت و جنگلات
1.2. بخاطری که نیپال از لحاظ آب، زمین و تنوع بیولوژیک غنی است، اکثریت مردم وابسته به سکتور زراعت هستند و منافع متناسب از صنایع زراعتی گرفته می شود، تبدیل رادیکال زراعت موجود به زراعت حرفه یی اولویت عمده سیاست انکشاف اقتصادی در نیپال خواهد بود.
2.2. اولتر از همه، اصلاحات ارضی انقلابی در عمل پیاده خواهد شد. در زراعت، مناسبات ارضی فیودالی و ملاکیت غائبانه منسوخ خواهد شد. زمین بدون قیمت برای کشتکاران حقیقی، اجاره داران، افراد بدون در آمد، دهقانان بدون زمین و دهقانان فقیر تقسیم خواهد شد. سقف مالکیت زمین در تیرای، تپه زار ها و مناطق هیمالایی ( کوهستانات ) بصورت مختلف تثبیت شده و مورد عمل قرار خواهد گرفت. دهقانان کوچک در تعاونی ها سازماندهی خواهند شد. عصری سازی زراعت، تنوع غله جات و حرفه یی شدن کشتکاری تشویق خواهد شد. همه برای افزایش تولید بر انگیخته خواهند شد.
3.2. غله جات ضروری برای استفاده داخلی در مناطق مشخصی از کشور زرع خواهد شد و بقیه مردم بر انگیخته خواهند شد تا به زرع تولیدات زراعتی صادراتی دارای کیفیت عالی، وزن کم و حجم اندک با منافع نسبتا زیاد از قبیل سبزیجات غیر فصلی، میوه جاتی مثل توت زمینی، بی بیری و میل، عسل معطر دارای کیفیت عالی، پرندگانی مثل خروس وحشی، قرقاول، شیر و پنیر غژگاو هایی که گیاهان طبی می خورند، ماهی آب سرد، برنج آب سرد در تپه زارها، گیاهان طبی مثل یارچاگومبه و پنچاولی در مناطق هیمالایی ( کوهستانات ) بپردازند. زراعت، تربیه حیوانات اهلی، باغداری و ماهی پروری به مثابه صنعت بصورت متوازن انکشاف داده خواهد شد. صنایع زراعتی به مثابه سکتور اصلی زراعت در کشور انکشاف داده خواهد شد.
4.2. پلان ویژه برای آبیاری جلگه های مرتفع تپه زار های مرکزی و داخل مدیش و تیرای در سرتاسر سال، انکشاف داده شده و اجرا خواهد شد. کارخانجات تولید کود و ابزار زراعتی ایجاد خواهد شد. دانشگاه زراعت و جنگلداری برای فراهم ساختن نیروی انسانی زراعتی ماهر ایجاد خواهد شد.
5.2. شبکه جاده های زراعتی و سرد خانه ها برای رساندن تولیدات زراعتی به بازار و ذخیره آنها ایجاد خواهد شد. برنامه مخصوص برای فراهم آوری حد اقل ارزش تولید ( مورد توافق ) برای زارعین مورد اجرا قرار خواهد گرفت.
6.2. علاوه بر جلگه های تیرای و تپه زار های مرکزی، جنگلات و گیاهان طبی در قسمت بیشتر زمین های کشور در تطابق با تنوع بیالوژیکی، پرورش داده خواهد شد و به مثابه صنعت ملی انکشاف خواهد یافت. برای همین، پلان کشوری بهره برداری از زمین انکشاف داده شده و مورد اجرا قرار خواهد گرفت. پلان تفصیلی برای کنترل دریاها و محافظت از خاک انکشاف داده شده و مورد عمل قرار خواهد گرفت.
7.2. در خدمت به انکشاف و توسعه وام های زراعتی، قطع نظر از بانک انکشاف زراعتی، بانک انکشاف زمینداری و بانک انکشاف فعالیت های کوچک و خانگی ایجاد خواهد شد. قروض دهقانان بی زمین و فقیر بخشیده خواهد شد. سود قرضه ها برای دهقانان متوسط بخشیده خواهد شد.
7.2 . توجه ویژه برای حفظ توازن اکولوژیکی به عمل خواهد امد و از فعالیت های مخالف آن اکیدا جلوگیری به عمل خواهد آمد. بجای کود کیمیاوی و ادویات کیمیاوی ضد حشرات، استفاده از کود
های بیالوژیکی و ترکیبی تشویق خواهد شد.
0.3 سیاحت و صنعت
1.3 به سیاحت در سیاست انکشاف اقتصادی نوین بالاترین حق تقدم داده خواهد شد. سیاحت از طریق استفاده حداکثر از تنوع بیالوژیکی، فرهنگی و مذهبی در سراسر کشور، انکشاف داده خواهد شد. سیاحت بین المللی از طریق انکشاف انواع مختلف سیاحت از قبیل سیاحت روستایی، سیاحت کوه و تپه، سیاحت اقتصاد، سیاحت آب، ریکشا سواری، دیدن جاها و محلات، سیاحت مذهبی، سیاحت صحی، سیاحت تعلیم و تربیه، سیاحت ورزشی، سیاحت فرهنگی و غیره، جلب خواهد شد. معمولا در حدود 500000 سیاح خارجی همه ساله از نیپال دیدن می کنند. کوشش به عمل خواهد آمد که این تعداد در ده سال آینده به یک میلیون نفر افزایش یابد. کوشش برای افزایش بیشتر تعداد سیاحان از طریق تمدید خط آهن لومبینی – کتمندو و رساندن آن تا لهاسا، اعمار میدان های هوایی در سیمارا و لومبینی و ساختمان تونل کتمندو- هیتاندا، به عمل خواهد آمد. این { فعالیت ها }، اقتصاد کشور را دیگرگون خواهد کرد. به همین خاطر، روی تنظیم گردش سیاحان میان هند و چین تاکید ویژه ای به عمل خواهد آمد.
2.3. به صنعتی سازی ملی حق تقدم بالا داده خواهد شد. اولتر از همه، تاکید ویژه ای بر احیای صنایع بیمار به عمل خواهد آمد. در شرایطی که اکثر صنایع بخاطر عدم صلاحیت رقابت با خارجی ها ضعیف تر گردیده است، سیاستی اتخاذ خواهد شد که حمایت ویژه از صنایع ملی را فراهم نماید. با بد انگاری واردات کالاهای تجملی، محیطی ایجاد خواهد شد که سرمایه ملی در صنایع ملی سرمایه گزاری گردد. صنایع کوچک و خانگی در سطح بالایی مورد تشویق قرار خواهد گرفت. سرمایه گزاران خارجی ای که به ویژه در صنایعی سرمایه گزاری نمایند که جانشین برای واردات فراهم نماید، مورد استقبال قرار خواهند گرفت. سرمایه گزاری مشترک با 51% سرمایه گزاری ملی، در سطح بالایی مورد تاکید قرار خواهد گرفت. با در نظر داشت بازار عظیم در هند و چین، " مناطق صنعتی ویژه" در ساحات مهم مرزی جنوبی و شمالی برای پایه گزاری صنایع دارای جهتگیری صادراتی تاسیس خواهد شد. وجوهات بسیار هنگفتی که توسط کارگران نیپالی در خارج به کشور داخل می گردد، تشویق خواهد شد که در سکتور صنعت سرمایه گزاری گردد. کوشش خواهد شد که تضاد داخلی میان کارگران و کارفرمایان بطریق دوستانه از طریق وارد کردن کارگران به مدیریت صنعتی و از طریق توزیع سهام صنعتی به کارگران حل و فصل گردد.
0.4. منابع آب و برق آبی
1.4. انکشاف منابع آب و برق آبی بصورت پایه عمده ساختمان نیپال نوین در آورده خواهد شد. با پیشروی از طریق متحد سازی پروژه های انرژی آبی با آبیاری، حمل و نقل، انکشاف صنعتی و انکشاف شهری، تولید برق آبی در طی ده سال آینده به شکل یک کارزار در خواهد آمد. با آماده ساختن پلان های کوتاه مدت و دراز مدت، در طی ده سال آینده ده هزار ( 10000 ) میگا وات برق آبی تولید خواهد شد.
2.4. یک سیاست انکشاف پروژه های کوچک و متوسط برق آبی از سرمایه گزاری داخلی و پروژه های بزرگ و دارای سمت و سوی صادراتی از سرمایه گزاری خارجی تعقیب خواهد شد. در خدمت به خاتمه بخشیدن به وضعیت طعنه آمیز تقریبا نصف روز قطع جریان برق در کشور مدعی دومین مقام در جهان از لحاظ امکانات انرژی آبی، ایتکار ویژه ای رویدست گرفته خواهد شد که در پروژه های انرژی آبی کوچک و متوسط از طریق جمع کردن سرمایه های کوچک پراگنده در کشور، سرمایه گزاری گردد. یک سیاست جمع آوری سرمایه از طریق توزیع سهام در میان مصرف کنندگان برق و آب رویدست گرفته خواهد شد.
3.4. برقی سازی روستاها تقدم ویژه ای خواهد یافت و برق به تمام خانه ها و روستاها در ظرف ده سال آینده توزیع خواهد شد.
4.4. پلان شبکه کانال های آبیاری از طریق بر پا نمودن بند در سلسله کوه های مهابهارت، روی دریاهای کوشی، گانداکی و کارنالی برای تمام تیرای با حق اولویت عالی مورد اجرا قرار خواهد گرفت. تدارک دیده خواهد شد که جلگه های بزرگ کناره دریا ها در تپه زارها، به وسیله شیوه های مختلف آبیاری مثل آبیاری مرتبه یی، نهر و غیره بطور دایم آبیاری شود. کارزار ویژه ای برای ساختن آبگیر های بزرگ برای ذخیره آب باران رویدست گرفته خواهد شد تا از آب های ذخیره شده در زمستان استفاده به عمل آید.
0.5 زیر ساخت و شهر سازی
1.5. شعار " زیر ساخت مادی عصری، شالوده ساختمان نیپال نوین " به مثابه فرمول انکشاف اقتصادی در نظر گرفته خواهد شد. به علت اینکه بدون یک زیر ساخت انکشاف یافته تصور یک نیپال نوین صرفا به رویا مبدل می گردد. حق اولیت عالی به چیز هایی مثل سرک، خط آهن، خط کیبلی، پروژه های آب آشامیدنی، مسکن و شهر سازی داده خواهد شد، در گذشته روی متصل کردن کتنمدو با شهر های مرزی هند تکیه می شد، اما حالا توجه خاصی به متصل ساختن کوهستانات، تپه زار ها و تیرای و شرق و غرب به عمل خواهد آمد. همچنان در مطابقت به ساختار فیدرالی، روی متصل ساختن مراکز ایالات خود مختار و شهر های پلان شده انکشافی تاکید به عمل خواهد آمد.
2.5. برای انکشاف یکدست کل کشور همراه با پلان بهره برداری از زمین، فرمولبندی پلان های کوتاه مدت و فرمولبندی پلان های دراز مدت، یک شبکه وسیع از جاده ها، خطوط آهن، تونل ها، خطوط کیبلی و شهر سازی به قسمی ساخته می شود که سیمای کشور را طی بیست سال آینده متحول سازد. قبل از همه، شاهراهی که شرق و غرب را از طریق تپه زار های مرکزی بهم وصل نماید، تکمیل می گردد. در تیرای خط آهن برقی که شرق و غرب را بهم وصل نماید ساخته خواهد شد. جاده ایکه شرق و غرب در مدیش داخلی را بهم وصل نماید تکمیل خواهد شد. پنج یا شش جاده شمال به جنوب در شرق، مرکز و غرب نیپال اعمار خواهد شد تا به مثابه پل دینامیک میان هند و چین عمل نماید. ابتکاری رویدست گرفته خواهد شد که خط آهن از لهاسا تا لومبینی از طریق کتمندو تمدید گردد.
3.5. توجه ویژه ای برای انکشاف زیر ساخت های روستایی به عمل خواهد آمد. بطور خاص به توسیع شبکه جاده ها، بطور عمده ولسوالی های عقبمانده منطقه تپه زار های غرب دور، منطقه کارنالی و ولسوالی های تپه زار های مرکزی و غربی، حق اولیت داده خواهد شد. به ایجاد فضای سبز در طول سرک ها حین اعمار آنها در مناطق تپه زار اهمیت داده خواهد شد. به این حقیقت توجه خواهد شد که حمل و نقل فقط زمانی حاصلات ترقی را به مردم عام خواهد رساند که به مراکز تولید وصل گردد. تدارک دیده خواهد شد که در ظرف پنج سال آب آشامیدنی پاک برای همه توزیع گردد.
4.5. شهر های نمونه در هر ایالت خود مختار اتنیکی و منطقه یی انکشاف داده خواهد شد و یک طرح یکدست برنامه انکشافی در تمام 75 ولسوالی تنظیم خواهد شد. این برنامه در سراسر کشور گسترش خواهد یافت. با یکدست سازی روستاهای پراگنده با تسهیلات عصری، سکونت متراکم انکشاف داده خواهد شد. ترتیباتی گرفته خواهد شد که مسکن های دایمی برای مردم بی خانه تهیه گردد.
5.5. شهر نشینی بی کنترل کنونی، از طریق طرح یک پلان انکشافی یکدست برای وادی کتمندو، سازماندهی شده و اجرا خواهد شد. با انکشاف شهرهای ماهواره یی در بیرون از کتمندو و ساختمان تونل کتمندو- هیتاودا، فشار نقل مکان به کتمندو کنترل خواهد شد. یک راه حل با دوام مشکل آب آشامیدنی از طریق اکمال پروژه میلامچی در ظرف پنج سال جستجو خواهد شد، در حالیکه تهیه آب آشامیدنی در یکسال از طریق اداره و تجهیز منابع بدیل و منابع موجود بهتر خواهد شد.
6.5. تقدم ویژه ای به خطوط هوایی و راه های کیبلی که باعث اتصال ولسوالی های دور افتاده گردد، داده خواهد شد. سفر هوایی به ولسوالی های مناطق تپه زار آسان و قابل دسترس ساخته خواهد شد.
0.6 مالیه، تجارت و توزیع
1.6. پلان های مالی کوچک و بانکداری ویژه بخاطر آسان ساختن قرضه برای دهقانان و روستائیان فقیر و صنایع خفیفه ترتیب داده خواهد شد. یک کمیته تحقیق در سطح عالی برای حصول قروض از قرضداران بد معامله و متحقق ساختن دیون قرضداران خوش معامله، تشکیل خواهد شد. قروضی که توسط دهقانان فقیر و کارخانه داران کوچکی که در جریان جنگ خلق قربانی و یا متحمل زیان شده اند و بیل برق توده های وسیع رنجدیده بخشیده خواهد شد.
2.6. ترتیبات ضروری برای توزیع مواد نفتی و سائر کالاهای مصرفی روزانه با قیمت مناسب رویدست گرفته خواهد شد.
3.6. سیستم توزیع عامه بخاطر قابل دسترس ساختن کالاهای ضروری با قیمت مناسب برای کارگران، بیخانمان ها و سائر کسانیکه تحت خط فقر زندگی می کنند، سازماندهی خواهد شد. علاوه برین تاسیس مغازه های کئوپراتیفی مورد تشویق قرار خواهد گرفت.
4.6. گام های موثر ، حتی با بسیج عامه مردم، برای متوقف ساختن فساد، گرانفروشی، قاچاق و بازار سیاه، برداشته خواهد شد.
5.6. با توجه به مشکلات تهیه کالاهای ضروری برای مردم مناطق کوهستانی، ابتکار ویژه ای بخاطر ایجاد مدخل هایی به تبت ( چین )
رویدست گرفته خواهد شد.
0.7. کار و شغل
1.7. مراکز معاوضه کار در نقاط متعدد ایجاد خواهد شد و سوابق افراد بیکار تحصیل یافته و غیر تحصیل یافته حفظ خواهد شد. مدد معاش بیکاری، کافی برای زندگی، تا زمانیکه فرد بیکار شغل مولدی پیدا نماید، تهیه دیده خواهد شد. قرضه های آزاد کمکی برای کسانی که بخواهند خود اشتغال باشند، قابل دسترس ساخته خواهد شد.
2.7. با در نظر داشت نیروی کار ذخیره بزرگی که کشور دارد، پلان های کوتاه مدت و دراز مدت توسعه و پرورش کار توسط دولت مورد اجرا قرار خواهد گرفت. برنامه هایی مثل " غذا در مقابل کار " یا برنامه هایی مثل " بوند کار در مقابل کار " ( 1 ) و " سهم کارگری " ( 2 ) که درانها بخش هایی از معاش به بوند ها و سهام حکومتی داده می شود، تنظیم خواهد شد.
-----------------------------------------------------------------------
( 1 ): برنامه ای است که دران ورقه هایی در مقابل کار به کارگران داده می شود. این ورقه ها مثل یک سند بانکی به اندازه ارزش کار اجرا شده قیمت دارد. علاوتا جوایزی از طریق قرعه کشی نیز به آنها تعلق می گیرد. ( توضیح از مترجم )
( 2 ) برنامه ای است که دران به اندازه قیمت کار اجرا شده به کارگران سهام یک موسسه تولیدی یا مالی تعلق می گیرد. ( توضیح از مترجم )
-----------------------------------------------------------------------
3.7. برنامه هایی آغاز خواهد شد که از طریق جمع آوری وجوه ارسالی فراهم شده از کار در خارج از کشور، فرصت های شغلی در داخل کشور فراهم گردد.
4.7. بر پایه پیشنهادات سازمان های کارگری، سیاست های کارگری طرح خواهد شد تا از حقوق و حمایت های اجتماعی عادلانه محافظت به عمل آید.
( د ). پایه فرهنگی- اجتماعی برای یک نیپال نوین
در خدمت به شکل مشخص دادن به شعار " نیپال نوین: نیپال تحصیل یافته، با فرهنگ و صحتمند"، یک ماستر پلان تحول فرهنگی- اجتماعی طرح و تطبیق خواهد شد.
0.1. تعلیم و تربیه، فرهنگ و ورزش
1.1. یک سیاست تعلیم و تربیه نوین شکل داده خواهد شد تا شهروندان واجد شرایط را برای تحول اجتماعی منطبق با کار تنظیم شده جمهوری دموکراتیک فیدرال آماده نماید. گرایش جاری تجارتی ساختن تعلیم و تربیه پایان خواهد یافت و تعلیم و تربیه رایگان برای همه تا صنف دوازدهم فراهم خواهد شد. حق اساسی همه برای تعلیم و تربیه تثبیت خواهد شد. ضمنا قرضه های بدون سود برای کسانی که خواست دنبال کردن تحصیلات عالی را داشته باشند، قابل دسترس ساخته خواهد شد.
2.1. یک کارزار وسیع و گسترده سواد آموزی توسط ملت تنظیم خواهد شد و بیسوادی در ظرف پنج سال کاملا از میان برده خواهد شد.
3.1. تعلیم و تربیه با زندگی و تولید پیوند داده خواهد شد. تعلیم و تربیه تخنیکی و پولیتخنیکی بطور خاص اهمیت داده خواهد شد. مکاتب و دانشگاه های باز برای بخش بزرگی از نفوس کشور که از تحصیلات رسمی باز مانده اند و مخصوصا جوانانیکه در جریان جنگ خلق ( جنبش انقلابی ده ساله) گرفتار بوده ( و از تحصیل باز مانده } اند، تاسیس خواهد شد. تدارک ویژه ای برای به رسمیت شناختن تحصیلات حاصل شده از دانش عملی در قالب " تعلیم و تربیه عمری" اتخاذ خواهد شد.
4.1. در هر ایالت فیدرال حد اقل یک دانشگاه تاسیس خواهد شد. از طریق تاسیس مراکز آموزش و تحقیق مطابق به معیار های بین المللی در عرصه زراعت و جنگلداری، انجنیری، طبابت، اطلاعات، تکنالوژی، مدیریت و غیره، سیاست جلب و جذب محصلان و محققان خارجی در پیش گرفته خواهد شد.
5.1. دولت برای حفظ و انکشاف ادبیات، هنر و فرهنگ پلان ها و برنامه های ویژه ترتیب خواهد کرد. برای انکشاف ادبیات، هنر، موسیقی و سینما، فرهنگستان ها باز سازی شده و فرهنگستان های جدیدی تاسیس خواهند شد. با براه انداختن یک کارزار ویژه علیه انحرافات و ناسالمیت های اجتماعی- فرهنگی، تدارکات ضروری برای انکشاف ملی، دموکراتیک و علمی و فرهنگی رویدست گرفته خواهد شد. سعی به عمل خواهد آمد که شهدای خلاق جنگ خلق و جنبش توده یی مورد احترام ویزه قرار بگیرند.
6.1. پلان متوازن برای انکشاف تمامی انواع ورزش رویدست گرفته
خواهد شد. تاکید ویژه ای روی انکشاف ورزش از سطوح مکاتب و قریه ها و محلات به عمل خواهد آمد. دولت حمایت و احترام ویژه ای برای بازیکنان بین المللی فراهم خواهد کرد.
0.2. خدمات صحی
1.2. صحت به مثابه حق اساسی برای همه تثبیت خواهد شد و مفهوم " صحت برای همه " مورد اجرا قرار خواهد گرفت. خدمات صحی اساسی برای همه مجانی فراهم خواهد شد.
2.2. حین تربیت کارکنان صحی، کالج های جداگانه و مکمل برای رشته های الوپتیک، هومیوپتیک، طب یونانی، طب سوزنی، اکوپریشر، معالجه طبیعی و یوگا تاسیس خواهد شد.
3.2. برنامه خاصی برای تاسیس حد اقل یک یک مرکز صحی الوپتیک، یک مرکز صحی هومیوپتیک و یک مرکز معالجه طبیعی برای هر یک از کمیته های انکشاف دهات پیش برده خواهد شد.
4.2. سیاستی وضع خواهد شد تا شفاخانه های مجهز در ساحات مختلف توریستی از طریق تشویق سکتور های خصوصی و عامه برای دعوت خارجیان به سیاحت صحی تاسیس گردد.
5.2. از عمل صدور بدون تصفیه و پالایش گیاهان طبی رسما جلوگیری خواهد شد و گیاهان طبی جمع آوری شده مورد تصفیه و پالایش قرار خواهد گرفت.
0.3. زنان و اطفال
1.3. سهمگیری مساویانه همراه با حقوق ویژه برای زنان در تمامی بخش های جامعه، در اقتصاد و دولت به شمول دارایی موروثی، تضمین خواهد شد. سیاستی تعقیب خواهد شد که نمایندگی تناسبی در قوای مقننه، اجرائیه و قضائیه و ادارات امنیتی، به شمول اردو و پولیس -- این ستون فقرات قدرت دولتی، را تامین نماید.
2.3. تدارک دیده خواهد شد که نام های زنان و مردان در اسناد ملکیت و اسناد تابعیت شامل ساخته شود. در خدمت به ایجاد محیطی برای زنان که بتوانند بدون هیچ مانعی وظایف رسمی شان را ادامه دهند، مراکز مواظبت اطفال تاسیس خواهد شد.
3.3. دادگاه های زنان، خانواده و نونهالان تشکیل خواهد شد.
0.4. دالیت ها
1.4. تمامی اشکال تبعیضات اجباری، به شمول غیر قابل لمس دانستن آنها، بر انداخته خواهد شد. تمام کشور یک قلمرو آزاد از غیر قابل لمس ( نجس ) دانستن { انسان ها } اعلام خواهد شد و بر ضد کسانی که غیر قابل لمس دانستن انسانه ها را تمرین کنند، اقدام قانونی جنایت علیه بشریت اعمال خواهد شد.
2.4. تا زمانیکه دالیت ها در تمامی سکتور هائیکه توسط دولت { کهن } محرومیت کشیده اند، همانند دیگر جوامع به برابری دست نیابند، دولت ، بطریق پیش بینی شده از قبل، حقوق ویژه ای برای آنها در تمامی بخش های زندگی به شمول عرصه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی – فرهنگی، تعلیم و تربیه، اداری و نظامی، فراهم خواهد ساخت. در خدمت به اجرای موثر سیاست ها و روش ها در مورد حقوق ویژه، قوانین مخصوصی مورد اجرا قرار خواهد گرفت.
3.4. زنان " خود فروش"، آنانیکه اجبارا در جسم فروشی درگیر بوده اند، با احترام لازم اعاده حیثیت خواهند شد.
0.5. جوانان
1.5. یک کمسیون جوانان در سطح عالی تاسیس خواهد شد تا پلان مناسبی برای حل مسائل جوانان طرح نماید.
2.6. تمام جوانان بالا تر از سن 16 سال واجد شرایط رایدهی خواهند شد.
3.6. دولت تدارک ویژه برای انکشاف فکری و جسمی جوانان به عمل خواهد آورد.
0.6. اطلاعات و رسانه ها
1.6. مطبوعات آزاد و شفاف پرورش داده خواهد شد. هر نوع دخالت در مطبوعات آزاد ممنوع قرار داده خواهد شد. حق دسترسی به اطلاعات بطور قاطعی قابل اجرا خواهد شد. قانون طرز کار خبرنگاران بدون تاخیر مورد اجرا قرار خواهد گرفت.
2.6. سیاست های مربوط به تاسیس و عملکرد رسانه ها تسهیل خواهد شد. قوانین مربوط به آسان ساختن جریان دریافت جواز رسانه ها و تجدید آن اصلاح خواهد شد.
3.6. خدمات تیلیفونی ... در جریان همین سال مالی توسعه خواهد یافت. خدمات تیلیفون های موبایل معیاری خواهد شد و به سراسر کشور گسترش خواهد یافت.
4.6. یک پالیسی ملی فیلم به زودی طرح خواهد شد و برای انکشاف و حمایت صنعت فیلم نیپال مورد اعمال قرار خواهد گرفت.
0.7. ساینس و تکنالوژی
1.7. تقدم ویژه برای تعلیم و تربیه ساینسی و تکنالوژیکی از سطح ابتدایی تا سطح دانشگاه در نظر گرفته خواهد شد.
2.7. تدارک دیده خواهد شد که حد اقل یک مرکز آموزشی رشته های تخنیکی گوناگون در هر ایالت خود مختار کشور برای فراهم کردن آموزش به توده های با سواد، تاسیس گردد.
3.7. تدارک دیده خواهد شد که حمایت مالی برای ماهرینی که تکنالوژی جدید را انکشاف می دهند و سائر حمایت های ضروری برای انکشاف تکنالوژی فراهم گردد.
4.7. برنامه های خاصی توسط دولت رویدست گرفته خواهد شد تا فرار مغز های علمی و تخنیکی از کشور متوقف گردد.
0.8. خانواده های شهدا، ناپدید شدگان و زخمیان جنگ
1.8. دولت پلان ها و برنامه های خاصی را به یاد و احترام کسانی که در جریان ده سال جنگ کبیر خلق و همچنان در جریان جنبش توده یی به شهادات رسیده اند، مطرح خواهد کرد. تدارکی رویدست گرفته خواهد شد که کمک های مناسب به خانواده های شهدا و تحصیلات مجانی تا سطح دانشگاهی برای فرزندان آنها فراهم گردد.
2.8. یک کمیته عالی تشکیل خواهد شد تا به تحقیق و اکتشاف حقایق در مورد مفقود شدگان دوره جنگ خلق بپردازد. دولت بصورت اختصاصی برای مفقود شدگان کمک و برای فرزندان آنها تحصیل مجانی تا سطح دانشگاه فراهم خواهد ساخت.
3.8. دولت برای تداوی مکمل زخمیان زمان جنگ تدارک خواهد دید. دولت برای آسیب دیدگان رعایت و کمک عاجل فراهم خواهد کرد.
0.9. معلولین
1.9. معلولین در تمام سطوح دولت و جامعه به تناسب نفوس شان نمایندگی خواهند داشت.
2.9. دولت برای حمایت، احترام و اشتغال معلولین گوناگون برنامه های ویژه ای فرمولبندی خواهد کرد.
0.10. مسلمانان
1.10. مسلمانان در تمامی عرصه های دولت، جامعه و اقتصاد، همراه با امتیازات ویژه، بصورت تناسبی نمایندگی خواهند داشت، زیرا آنها برای مدت طولانی در نیپال زندگی و سکونت داشته اند و یک جامعه اقلیت تحت ستم بوده اند.
2.10. یک کمسیون قوی ملی مسلمانان برای منافع و انکشاف همه جانبه جامعه مسلمانان تشکیل خواهد شد.
0.11. شهروندان سابقه دار { متقاعدین }
0.11. معاش تقاعدی ماهانه شهروندان سابقه دار در ازای خدمت آنها به جامعه به طریقه ای افزایش خواهد یافت که احتیاجات برای یک زندگی محترمانه را تامین نماید. تجارب، دانش و مهارت آنها مورد استفاده قرار خواهد گرفت و دولت تدارکات ویژه ای برای حل مشکلات خاص آنها رویدست خواهد گرفت.
0.12. جنس سوم
1.12. تدارک دیده خواهد شد که برای اقلیت های سیکسی و جنسی نیپال، سند تابعیت همراه با
شناخت درست آنها صادر گردد. دولت توجه ویژه ای برای حل مشکلات خاص آنها به عمل خواهد
آورد.
( هـ ) مسائل متفرقه
0.1. اکولوژی
1.1. برنامه خاصی در باره حفظ محیط طبیعی، استفاده قابل دوام و احیای محیط طبیعی ضروری، رویدست گرفته و اجرا خواهد شد.
2.1. معاهدات مهمی که نیپال یک جانب امضا کننده آن ها باشد، بطور موثری مورد اجرا قرار خواهد گرفت.

IV . چرا پاراچندای مائوئیست و رفیق؟

خواهران و برادران عزیز!
وقت آن فرا رسیده است که یک فیصله تاریخی به عمل آورید. سه نیرو- ارتجاعی، طرفدار وضع موجود و آینده نگر، در مقابل شما ایستاده اند. این شما هستید که آنها را به درستی شناسایی کنید و فیصله نمائید که
نیپال قرن بیست و یک را به کدام مسیر هدایت نمائید.
نیروی اول نیروی ارتجاعی سلطنت طلب است. با وجودی که جنگ خلق و جنبش توده یی آن را به زباله دانی ریخته است، هنوز هم تلاش می نماید که از مرگ خود جلوگیری نماید. این نیرو سعی می کند که انتخابات مجلس موسسان را تحت پوشش خواست های عادلانه توده های تحت ستم، به شمول مدیشی ها و مردم بومی، بخاطر بدست آوردن بهشت گم شده اش، بر هم بزند. در روز های آینده این نیرو کوشش خواهد کرد که موانع بیشتری ایجاد نماید. اما، آیا شما می خواهید که چرخ تاریخ این کشور را 250 سال به عقب ببرید؟ آیا شما می خواهید که برگشت حکومت مطلقه استبدادی فیودالی را ببینید و می خواهید ببینید که کشور یکبار دیگر بطرف گرداب جنگ داخلی شدید پیش برود؟ ما مطمئن هستیم که شما نه تنها نمیخواهید که این چیز ها اتفاق بیفتند، بلکه در صورت ضرورت آماده هستید که علیه آن بایستید و بخشی از تقابل قطعی علیه آن باشید.
نیروی دوم پارلمانتاریست های طرفدار وضع موجود است. این نیرو می خواهد که کشور را در وضعیتی که هم اکنون هست، نگه دارد. این نیرو، عمدتا به شکل کنگره نیپال و اتحاد مارکسیست – لنینیست ها، از دموکراسی مجرد ( خالص ) سخن می گوید، اما هیچ اجندایی برای تحولات سریع اجتماعی – اقتصادی و حمایت از ناسیونالیزم ندارد. در 57 سال گذشته و هفده سال اخیر، این نیرو در زمان های مختلف فرصت رهبری حکومت را داشته است، اما از دادن احساس تحول رادیکال در کشور ناتوان بوده است. این نیرو که در اغفال مردم در وقت انتخابات بسیار مهربان است، هم ترقی و هم ارتجاع را برچسپ افراطیگری می زند، با درماندگی در عین فاصله از هر دو نیرو قرار دارد و از قبل دارا بودن خصلت طرفداری از وضع موجود را ثابت ساخته است. آیا شما می خواهید تاریخ ناکامی و ناتوانی را با حمایت از عین اشخاص و عین ایدیولوژی تکرار کنید؟ ما باور داریم که شما درین وقت تجدید اندیشه خواهید کرد.
نیروی سوم، نیروی انقلابی آینده نگر است. این نیروی وطنپرست، جمهوریخواه و چپ تحت رهبری حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست )، در سمت ترقی همه جانبه همراه با اجندای ناسیونالیزم، جمهوریت و تحولات اجتماعی – اقتصادی قرار دارد. امروز همه جهان می گوید که جرئت و توان ساختمان یک نیپال نوین تنها نزد نیروی مائوئیست است؛ نیرویی که مملو از ایدئولوژی انقلابی نوین بوده و آماده است که در شمار هزاران برای ملت و مردم قربانی دهد. امروز همه جهان این را می گوید که تنها مائوئیست ها که آماده اند ده ها هزار تن را بخاطر کشور و مردم قربانی دهند و به ایدئولوژی انقلابی نوین مجهز هستند، جرئت و توان ساختمان نیپال نوین را دارا هستند. این نظریه وسیعا وجود دارد که تنها حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) می تواند ضرورت ایدئولوژی نوین و رهبری برای یک نیپال نوین را برآورده نماید. بنابرین، حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) تحت رهبری رفیق صدر پاراچندا، به پیشگاه شما، برای حمل مسئولیت عصر جدید حاضر است. ما رفیق صدر پاراچندا را که پر مایه از ایدئولوژی نوین، جرئت و تدبیر است، بحیث رئیس جمهور نیپال جمهوری نوین پیشنهاد کرده ایم. باور داریم که شما این پیشنهاد را تائید خواهید کرد و خواهید گفت – " ما همه را چندین دفعه دیده ایم، بگزار این بار مائوئیست ها و پراچندا را ببینیم."
چرا پاراچندای مائوئیست و رفیق؟ زیرا:
ایدیولوژی به بهترین صورت تحت رهبری کسی که آنرا ایجاد کرده است مورد اجرا قرار می گیرد. تنها مائوئیست ها می توانند اجندای مجلس موسسان، جمهوریت و تبدیل ساختار دولت به ساختار فیدرالی و انکشاف اقتصاد صنعتی ملی را که حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) مطرح کرده است، تطبیق نمایند.
- کسانی که بقدر کافی جرئتمند هستند که ده ها هزار تن در جنگ قربانی دهند می توانند جرئتمندانه آرزوی مردم برای صلح را بر آورده سازند. مائوئیست ها کاملا متعهد اند که آرزوی مردم برای تحول و صلح را بر آورده سازند.
- مائوئیست ها به دادن همه نوع قربانی برای کشور و حمایت از حاکمیت، استقلال و تمامیت ارضی کشور، آماده هستند.
- مائوئیست ها به مورد اجرا قرار دادن جمهوری دموکراتیک فیدرال مردمی همراه با رهایی { از استثمار و ستم } طبقاتی،
ملی، منطقه یی و جنسی، متعهد هستند.
- مائوئیست ها به ساختمان یک نیپال نوین با تغییرات اجتماعی – اقتصادی همه جانبه و یک اقتصاد صنعتی ملی انکشاف یافته، متعهد
هستند.
- مائوئیست ها به حمایت از یک اتحاد ملی نوین میان تمامی وطنپرستان، جمهوریخواهان و نیروهای چپ بر یک پایه نوین، متعهد اند.
- مائوئیست ها به بر آورده ساختن رویاهای ده ها هزار شهید کبیر، هزاران مفقود شده و هزاران رفیق زخمی، متعهد هستند.
- مائوئیست ها آماده اند که برای یک نیپال نوین از طریق صدر رفیق پاراچندا، کسی که مرکز امید برای مردم نیپال است، رهبری نوین فراهم نمایند.
این عهد نامه حزب کمونیست نیپال ( مائوئیست ) که کاملا باورمند به ناسیونالیزم، جمهوریت و تحول اجتماعی – اقتصادی است، تعهد نامه ای برای ساختمان یک نیپال نوین رو به اعتلا در قرن بیست و یک است. بخاطر درهم شکستن توطئه های همه انواع ارتجاع داخلی و خارجی و تائید این عهد نامه در انتخابات آینده مجلس موسسان، ما از تمامی خواهران، برادران، پدران و مادران نیپالی صمیمانه درخواست می کنیم که به " داس و چکش در درون دائره "، این سمبول رهایی کارگران و دهقانان، که در هر دو ورقه رای دهی چاپ شده است، رای دهند و بدین وسیله دروازه ساختمان یک نیپال نوین را باز نمایند. همچنان ما باز هم از شما درخواست می کنیم که در صورتیکه عناصر ارتجاعی یک توطئه علیه انتخابات مجلس موسسان را خط اندازی کنند، از طریق ایجاد یک جنبش توده یی نیرومند، در کارزار ساختمان یک نیپال نوین بر پایه این عهد نامه، به پیش روید.
پیروزی مردم تحقق یافتنی است!
پیروزی این کشور پر افتخار تحقق یافتنی است!
پیروزی مردم پیروزی مائوئیست ها است!
پیروزی مائوئیست ها پیروزی کشور و مردم است!
تشکر
مارچ 2008