Skip to: Site menu | Main content

 

 

 

 

 

راه سرخ رفيق مبارز و انقلابي استاد يوسف " مومند "را گرامي مي داريم

محفل ياد بود از رفيق عيسي ( استاد يوسف مومند )، به اشتراك جمعي از هواداران حزب كمونيست ( مائوئيست ) افغانستان در اروپا، تعدادي از منسوبين خانوادگي رفيق در اروپا، افرادي از منسوبين جنبش چپ افغانستان به شمول بعضي از اعضاي سازمان ملي و دموكراتيك آوارگان افغاني در اروپا، نمايندگان اتحاديه ملي - دموكراتيك افغان هاي مقيم اطريش ( حريت ) و بعضي از اعضاي افغانستاني سازمان زنان هشت مارس ( ايران – افغانستان )، نماينده هواداران حزب كمونيست مائوئيست تركيه – شمال كردستان، نماينده نشريه تركي پارتيزان، عناصر ملي – دموكرات ترك و يكي دو نفر از منسوبين حزب كمونيست ايران – كومله، به تاريخ هشتم مي در شهر فرانكفورت آلمان برگذار گرديد. سطور ذيل گزارش مختصري از جريان برگذاري آن محفل ياد بود است.     

راه سرخ رفيق مبارز و انقلابي استاد يوسف " مومند "را گرامي مي داريم

   رفيق استاد يوسف «مومند»، منشي كميته منطقه يي هواداران حزب كمونيست ( مائوئيست ) افغانستان در اروپا در  نيمه شب 22  فبروری  در  اثر  سکته قلبی در شهر  فرانکفورت آلمان به سن 63 سالگی، درگذشت.
     شصت و سومين سالروز ولادت و محفل ياد بود از  مبارزات انقلابی  و  درخشان و  خاطرات  ماندگار  استاد يوسف به تاريخ  8  می در شهر فرانکفورت آلمان در جمع  رفقای انقلابی، دموکرات،  فاميل و دوستداران رفيق،  برگزار شد.
     محفل با سکوت 3 دقيقه ای برای گرامی داشت از  رفيق يوسف، جانباختگان شعله يی افغانستانی، کمونيست های ايرانی و کمونيست های سراسر جهان، آغاز گرديد.
     در ابتداء محفل بيانيهء هواداران «حزب کمونيست (مائويست) افغانستان» در اروپا  توسط يکتن از هواداران خوانده شد.
    درين بيانيه زندگی سياسی رفيق تشريح و کار نامه ها و فعاليت های انقلابی و موقف سياسی اش چنين بيان گرديد:
     « رفيق يوسف يک کمونيست انقلابی و يک انترناسيوناليست واقعی بود. او در برابر خلق های جهان احساس مسئوليت ميکرد و در سخترين حالات صحی مطالعات و تحقيقاتش را در ابعاد مختلف، ادامه می داد و جنبه های مختلف فکری را در نوشته ها و بياناتش انعکاس می داد. او همواره امپرياليست های اشغالگر و دستياران رنگارنگ شان را، افشاء می کرد.
     رفيق يوسف رهبر و راهنمای پر تلاش و متحرک بود. او همواره رفقايش را به مطالعه و بالا بردن سطع دانش و آگاهی انقلابی، تشويق می کرد.
    رفيق در ساده نويسی مهارت خاصی داشت و افکار و نظراتش را  با جملات سليس و روان تحرير و بيان می نمود...  بيشتر نوشته هايش به تحليل اوضاع فلاکت باری که توسط امپرياليست ها و دستياران شان به خلق های جهان و بخصوص خلق های افغانستان و منطقه، تحميل شده، اختصاص داشت.»
     سپس پيام و اعلاميهء «حزب کمونيست (مائويست) افغانستان» توسط يکی از هوداران، بخوانش گرفته شد. درين اعلاميه اهميت مبارزاتی رفيق در طول دوران طولانی مبارزاتی اش، تشريح و خدماتش به انقلاب جهانی پرولتری، مورد قدر دانی قرار گرفت.  در اين جا متن کامل بيانيهء حزب را درج می نمائيم:
     «رفيق استاد يوسف مومند، منشی كميته منطقه يی هواداران حزب كمونيست ( مائوئيست ) افغانستان در اروپا چشم از جهان پوشيد.  اينك اين رفيق صميمی و مهربان ديگر در ميان ما نيست، اما يادش در ميان اعضا و هواداران حزب و سائر انقلابيون آشنا با وی زنده و ماندگار خواهد بود.
     رفيق استاد يوسف مومند در سال های اخير، به سختی مريض بود. او چندين سال بود كه از مريضی شكر و تكاليف قلبی ناشی از آن رنج می برد و در طی اين مدت بار بار زير تيغ جراحی قرار گرفت. اما در طول اين مدت، مسئوليت ها و وظايف مبارزاتی اش را فراموش نكرد و عليرغم فشار شديد مريضی، تا آخرين روز حياتش در سنگر مبارزات انقلابی باقی ماند.
       استاد يوسف «مومند» تحصيلات ابتدائی را در مکتب قادر قندهاری در دند  قندهار، تحصيلات متوسطه و  ليسه را در ليسه احمد شاه در شهر قندهار  و تحصيلات دانشگاهی را در رشته رياضی و فزيك در دانشكده ساينس دانشگاه كابل به پايان رساند .
     رفيق استاد يوسف «مومند» در زمان دانشجويی اش يكی از فعالان جريان شعله جاويد در دانشگاه كابل گرديد. او پس از ختم تحصيلات دانشگاهی به قندهار بازگشت و در چند ليسه و همچنين دارالمعلمين قندهار به تدريس رياضی و فزيک پرداخت. او نه تنها يک آموزگار مجرب، بلکه مربی يک نسل از روشنفکران انقلابی قندهار و ولايات همجوار نيز بود. در آن موقع در ولايات قندهار، زابل، ارزگان، هلمند، نيمروز و فراه، استاد يوسف مومند، كه معروف به استاد يوسف قندهاری بود، در پهلوی به خون خفتگان نامدار جريان شعله جاويد، يعنی زنده ياد علی ياور و زنده ياد عصمت قندهاری، يكی از نامداران جريان شعله جاويد محسوب می گرديد.
     پس از كودتای هفت ثور، حيات استاد يوسف مومند، مانند هزاران نفر ديگر از منسوبين شناخته شده جريان شعله جاويد، از طرف كودتاچيان در خطر افتاد. او ناچار ترك ديار كرد، اما مبارزه انقلابی را به فراموشی نسپرد و به سازمان پيكار برای نجات افغانستان پيوست. او سال های سال در فعاليت های دموكراتيك انقلابی در اروپا، ابتدا در " اتحاديه عمومی محصلين و افغان های خارج كشور " و بعدا در " سازمان ملی دموكراتيك آوارگان افغانی " و همچنان " جبهه متحد ضد امپرياليزم و ارتجاع " فعال بود و دوش به دوش سائر همرزمانش، نقش رهبری كننده و رهنمود دهنده بازی می كرد. رفيق يوسف مومند يكی از نويسندگان اصلی جريده " خپلواكی " بود.
     پس از آغاز پروسه وحدت جنبش كمونيستی ( م ل م ) افغانستان، رفيق استاد يوسف مومند، از اين پروسه حمايت كرد و به نمايندگی از هواداران سازمان مربوطه اش در اروپا، عضويت " كميته مشترك هواداران جناح های شامل در پروسه وحدت جنبش كمونيستی ( م ل م ) در اروپا " را حاصل كرد. رفيق زنده ياد، مدتی پس از برگذاری كنگره وحدت جنبش كمونيستی ( م ل م ) و تاسيس حزب كمونيست ( مائوئيست ) افغانستان، مسئوليت منشی كميته منطقه يی هواداران حزب كمونيست ( مائوئيست ) افغانستان در اروپا را بر عهده گرفت و تا زمانی كه در اثر سكته قلبی از ميان ما رفت، بر سر اين مسئوليت باقی ماند.  
غم و اندوه ناشی از درگذشت رفيق استاد يوسف مومند را به نيروی مبارزاتی تبديل می نمائيم و ياد او را به مثابه مائوئيست انقلابی ای كه تا آخرين لحظه حياتش به امر انقلاب و خط حزب وفادار باقی ماند، زنده نگه می داريم.
يادش گرامی  و راهش پر رهرو باد.»
     در ادامهء برنامه پيام  هواداران « حزب کمونيست (مائويست) افغانستان» در کانادا ، به خوانش گرفته شد. درين پيام ذکر يافت که : «رفيق يوسف از کادر های سابقه دار شعلهء جاويد بود که بخش بيشتر از زندگی پر بارش را در راه انقلاب پرولتری و تحقق اهداف و آرمان جنبش مائويستی، سپری نمود.»
     سپس پيام هواداران «حزب کمونيست (مائويست) ترکيه (شمال کردستان)» توسط نمايندهء اين حزب، به خوانش گرفته شد. در اين پيام  رفيق يوسف مومند يک رفيق فعال، پرتلاش و انقلابی خوانده شده و تأثر عميق کميتهء مرکزی و اعضای حزب،  نسبت درگذشت اين رفيق انقلابی ابراز  گرديد.
     سپس نمايندهء نشريه «پارتيزان» پيامش را بخوانش گرفت. درين ياداشت به گفتهء رفيق مائو اشاره شد که: « از جرقه حريق بر مي خيزد» و اين مقوله چنين تفسير گرديد انقلابيون مثل جرقه های اند که از تداوم و به هم پيوستن آنها شعله  ها بر میخيزد که در پرتو آن جنگ طبقاتی مشتعل و انقلاب جهانی، تحقق می يابد. در جريان اين مبارزه و جنگ طبقاتی  انقلابيون بيشماری برای انقلاب سوسياليستی و کمونيستی جهانی  جان می بازند. رفيق يوسف يک کمونيست  انقلابی بر جسته ای بود که در جهت اهداف و آرامان های حزبش  در اروپا نقش مهمی را ايفاء نمود و در اين راه جان باخت. يادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
    در ادامهء برنامه نمايندهء فداراسيون اطريش و « اتحاديهء پناهندگان ملی و دموکراتيک افغان های مقيم اطريش» (حريت)، پيام و شعر انقلابی اش را بخوانش گرفت. اين رفيق جنبش چپ افغانستان از دههء چهل خرشيدی را که خودش از  فعالين آن بوده، به بررسی گرفته و از رهبران و  رهروان انقلابی مائويست آن، قدردانی کرد و چنين  ادامهء داد: « سازمان جوانان مترقی نقش تاریخی ای را بمثابۀ بنیانگذار جنبش مارکسیست ـ لنینیست ـ مائویست در افغانستان ایفأ  کرده، اینک ما نتنها طرز عمل انقلابی  آنرا فراموش نخواهیم کرد بلکه  افتخارانه تأکید روی آن خواهیم  کرد که ما علم برداران و ادامه دهندگان مسیر انقلابی بعنوان قطرۀ از دریای طوفندۀ آن خواهیم بود و رسالتی که بما سپرده شده اینست تا نسل جدید را از گذشته های که بوقوع پیوسته و نیروهای انقلابی مسیری را که از گذرگاه های خم و پیچ طی کرده تشریح توضیح و آگاه سازیم تا نسل جوان بتواند فرایند جاری را در دنیای کنونی یعنی عصر امپریالیسم درک کنند، باید وابستگی ها را یکایک به آنها توضیح داد تا اینکه نسل جدید بنا به تقاضای خودش رضا کارانه خواهان دگرگونی نظام کهن و اعمار قانون جدید بر خرابه های آن را بپذیرند، در آن صورت پی خواهند برد که استراتژی چپ انقلابی در کشور مستلزم تغییرات ریشه ای ترین قوانین سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی نظام کنونی است. البته هدف از راه اندازی جنبش انقلابی این نیست که نیرو و قدرت دیکتاتوری حاکمیت را ضعیف سازند، بلکه برای محو ریشه های نابرابری سیاسی و اجتماعی که توسط بورژوازی بین المللی در جامعه جا گرفته سرنگون سازند. » او رفيق يوسف را يکی از فعالين اين جنبش خوانده و مرگ وی را ضايعهء بزرگی در جنبش انقلابی کشور دانست.
    سپس مسئول بخش افغانستان «سازمان زنان هشت مارس(ايران- افغانستان)» ضمن قدر دانی از کارنامهء انقلابی رفيق يوسف از خاطرهء ايام دانشجوئی اش با اين رفيق در دانشگاه کابل ياد آوری و شهامت انقلابی اش را ستود.
     سپس دختر استاد به نمايندگی از فاميل، بيانيه اش را به خوانش گرفت. او در بخشی از بيانيه اش چنين اظهار داشت : « افسوس که مدت 12 سال عمر پدرم به مريضی سپری گرديد و درين مدت چندين بار عمليات های متعدد را سپری کرد، اما او هيچگاه از درد و رنج مريضی هايش شکايت نداشت. روزی از پدرم پرسيدم با اين همه درد و رنج مريضی که داريد از زندگی خسته نشده ايد؟ پدرم چنين پاسخ داد: اگر محبت شما نمی بود سال ها قبل با زندگی وداع می گفتم. چندی قبل از چگونگی مرگ پدرم از دکتور فاميلی سئوال کردم. او چنين اظهار نظر نمود که «پنج سال پيش بعد از معاينات معلوم گرديد که پدر تان بيش از شش ماه به زندگی دوام داده نخواهد توانست.» حالا می دانم که عشق وعلاقه ای وی به زندگی و نزديکانش ، باعث گرديد که ده برابر بيشتر عمر نمايد.
     پدرم در زندگی خود برای ما انسان دوستی، صداقت، بردباری و نيکو کاری را به ميراث گذاشت. ما همه افتخار می نمائيم که چنين پدر مهربان، شجاع و مقاوم را دارا بوديم و تعهد می نمائيم که خصوصيت های خوب پدر را با خود داشته باشيم.
     در ادامهء برنامه پيام يکی از دوستداران رفيق از کانادا توسط  نمايندهء « سازمان ملی دموکراتيک آوارگان افغانی» بخوانش گرفته شد. درين پيام خاطرات رفيق يوسف اين مبارز انقلابی در افغانستان و آلمان به تصوير کشيده و مورد قدر دانی، قرار گرفت.
     در جريان محفل و در فاصله پيام ها، اشعار انقلابی سرودهء شعرای انقلابی افغانستانی و ايرانی  بخوانش گرفته شد.
     پيام « حزب کمونيست ايران (مارکسيست- لنينيست- مائويست )» و ترجمهء پيام هيئت مرکزی « جمعيت انقلابی  مارکسيست- لنينيست- مائويست هاي عراق و رهبری جنبش کمونيستی مائوئيستي مراکش »،  دير تر مواصلت کرد.  
     در پيام « حزب کمونيست ايران (مارکسيست- لنينيست- مائويست )» آمده است :
     «رفيق يوسف از مبارزان و انقلابيون با سابقه افغانستان بود. او  از جمله كساني بود كه با موج سهمگيني كه جنبش مائوئيستي افغانستان تحت رهبري ”جنبش جوانان مترقي” در اواسط دهه 40 شمسي در افغانستان فرا افكند به جنبش انقلابي پيوست و در همان مكتب درس انقلاب و مبارزه را آموخت.
     ما ضمن كار و همكاري با رفيق يوسف دريافتيم كه او به آنچه از اين مكتب آموخته وفادار و متعهد است و به آن افتخار مي كند و مصمم است كه اين آموزه  و تجارب را بكار گيرد و آنرا در اختيار جوانان بگذارد.
     به همين خاطر موقعيت او از همان ابتدا از جانب رژيم دست نشانده و وابسته به متجاوزين روس مورد تهديد قرار گرفت و او مجبور شد كه وطنش را ترك كند. اما ترك وطن براي او به معناي پايان مبارزه نبود؛ بلكه براي او مبارزه تنها شكل و فرم نويني يافت. او مصمم شد كه با زندگي در تبعيد مبارزه خود را در عرصه هاي ديگري ادامه دهد و حتي از موقعيت خود بويژه براي مبارزات انترناسيوناليستي استفاده كند و همكاري خود را با رفقاي هم فكر در سطح جهان نيز ادامه دهد.
     امروز تأثر و تأسف خود را بارديگر به همه رفقا و دوستداران استاد يوسف كه جمع شده اند تا ياد و خاطره او را گرامي بدارند اعلام مي كنيم و به همه دوستان، رفقا و جنبش انقلابي افغانستان و بخصوص حزب كمونيست                ( مائوئيست) افغانستان كه رفيق يكي از فعالان آن بود تسليت مي گوييم.
     شكي نيست كه همه ما جاي خالي رفيق يوسف را بشدت احساس مي كنيم. اما  اميدواريم كه جاي  رفيق يوسف توسط جواناني كه از تعهد و تجربه مبارزاتي او آموخته و يا خواهند آموخت  پر شود. و پرچم سرخي را كه او در دست داشت با افتخار بردوش گيرند و با اين پرچم پر افتخار راه و مسيري را كه رفيق يوسف تمام عمر برايش تلاش و مبارزه كرد و به آن وفادار ماند، تا پيروزي نهايي ادامه دهند.»
     در پيام « جمعيت انقلابی مارکسيست- لنينيست- مائويست هاي عراق و رهبري جنبش كمونيستي مائوئيستي انقلابي مراكش » چنين آمده است:
« ما فقدان اين رفيق را كه زندگي خود را در خدمت پرولتارياي افغانستان و جهان قرار داده بود، نه تنها ضربه اي بر پيكر جنبش كمونيستي مائوئيستي كشورش، بلكه ضربه اي بر پيكر كل جنبش كمونيستي جهان به حساب مي آوريم.
بدینوسیله غم و اندوه خود را با صدای حزب او و صدای پرولتاریای افغانستان پیوند میدهیم.
رفقا!
امیدواریم بتوانیم راه رفیق زنده ياد عيسي ( یوسف مومند) را ادامه دهیم و از تجارب وی درین راه بهره مند شویم.
رفقا!
به پیش در راه پیشبرد انقلاب مسلحانه علیه دشمن طبقاتی و شکست رژیم فاشیستی کرزی و جریانات اسلامی فاشیستی در افغانستان، از جمله جريان جنايتكار حکمتیار و جريان سفاك طالبان، اين عمال صهيونيزم جهاني، و به پیش در راه آزاد سازی خاک افغانستان از چنگال استعمارگران! »  
در لحظات پايانی محفل سرود انترناسيونال ( اثر اوژن پوتيه) در حالی پخش گرديد که حضار با مشت های گره کردهء بپا خواسته و در حالي که اين سرود نجات بخش بشريت را، زمزمه می کردند، پيمان بستند که راهرو راه
رفيق يوسف «مومند» بوده و مبارزات شان را در جهت تحقق اهداف انقلابی اش، تداوم بخشيد.
     در ختم محفل جزوه ای تحت عنوان « شعله يی ها در گسترهء زمان » نوشتهء رفيق يوسف «مومند» که توسط برگذارکنندگان محفل ترتيب و تهيه شده بود، به حضار محفل اهداء گرديد.
    عليرغم کمبود هايی که در اين محفل وجود داشت،  محفل در فضای گرم و رفيقانه، برگزار گرديد و مقالات و موضوعات آن مورد توجه و علاقهء شرکت کنندگان،  قرار گرفت.  

هواداران «حزب کمونيست (مائويست) افغانستان» در اروپا