تئوريزه كردن بافت محدود روشنفكرانهيك انحراف خطي است
در شماره قبلي " شعله جاويد "، دو اعلاميه از جنبش انقلابي جوانان افغانستان، كه به منظور تحريم انتخابات رياست جمهوري و شوراهاي ولايتي رژيم دست نشانده، به صورت شبنامه در نقاط مختلف كشور پخش گرديده و همچنان در ويب سايت " جا جا " درج شده بود، بخاطر تبليغ و پخش بيشتر درج گرديد. اما ما صريحا گفتيم كه:
« ... درج اين اعلاميه ها در شعله جاويد به اين مفهوم نيست كه ما هيچگونه ملاحظاتي نسبت به متن اين اعلاميه ها و همچنان خط مبارزاتي عملي " جنبش انقلابي جوانان افغانستان " نداريم. " جاجا " به مثابه يك حركت مبارزاتي توده يي جوانان بايد عليه محدوديت بافت روشنفكرانه خود قاطعانه مبارزه نموده و وسيعا به جلب و جذب و سازماندهي و بسيج مبارزاتي كارگران و دهقانان جوان بپردازد، در غير آن قادر نخواهد بود به يك جنبش وسيع مقاومت خواهانه توده يي جوانان مبدل گردد. در عين حال " جاجا " بايد در هر حركت مبارزاتي اش، منجمله پخش شبنامه ها، در چهار چوب مسائل عام مبارزاتي، به مسائل ويژه جوانان بطور خاص توجه نموده و مشخصا روي اين مسائل تكيه جدي نمايد. »
اما متاسفانه در سر مقاله شماره سيزدهم دوره نشراتي دوم " پيكار جوانان " ( نشريه عمومي جنبش انقلابي جوانان افغانستان )، كه در ماه حمل سال جاري منتشر گرديده و بطور مشخص امضاي هيئت تحرير نشريه را در پاي خود دارد و به همين جهت بايد از لحاظ خطي مورد توجه قرار گيرد، بجاي اينكه بافت محدود روشنفكرانه " جنبش انقلابي جوانان افغانستان "، به عنوان يك كمبود نشاني شده و راه هاي رفع نظري و عملي آن جستجو گردد، اين محدوديت تئوريزه شده و مورد تائيد و حمايت قرار گرفته است.
كل متن سرمقاله شماره سيزدهم دوره دوم " پيكار جوانان "، بيان كننده يك خط محدود روشنفكرانه است. اوج اين انحراف خطي، در جمله ذيل از اين سر مقاله ديده مي شود:
« جوانان دانشگاهي به خصوص در دو قرن اخير مركز ثقل مبارزات ملي – مردمي و انقلابي در سراسر جهان بوده و تاثير فوق العاده عظيمي را بر ساير جريان ها و تحولات جهان و كشور بجا گذاشته و ضربات كاري اي بر پيكر استعمار و ارتجاع جهاني وارد نموده اند. »
اين جمله بيان كننده يك ديدگاه تاريخي غير علمي و غير واقعبينانه بطور كلي است. جوانان دانشگاهي در هيچ مقطعي از تاريخ جوامع بشري و به خصوص در دو قرن اخير مركز ثقل مبارزات ملي – مردمي و انقلابي در سراسر جهان و يكايك كشور هاي جهان نبوده و در آينده نيز نخواهد بود. از لحاظ رهبري، مركز ثقل مبارزات ملي – مردمي و انقلابي، رهبري انقلابي و به بيان خود " بيانيه جنبش انقلابي جوانان افغانستان "، پيشآهنگ انقلابي است و نه جوانان دانشگاهي، آن طوري كه در سرمقاله مورد بحث گفته مي شود. در بيانيه جنبش انقلابي جوانان صريحا بيان گرديده است كه:
« جنبش انقلابي جوانان قويا باورمند است كه راه نجات كشور و مردمان كشور، منجمله جوانان، راه برپايي و پيشبرد مقاومت ملي مردمي و انقلابي همه جانبه عليه اشغالگران و دست نشاندگان شان، بر محور مبارزات قهري براي اخراج قوت هاي اشغالگر امپرياليستي از كشور و سرنگوني رژيم دست نشانده است. غير از اين، هيچ راه اساسي ديگري براي خروج كشور و مردمان كشور، منجمله جوانان، از بدبختي و فلاكت هول انگيز كنوني وجود ندارد. بر پايي و پيشبرد موفقيت آميز چنين مقاومتي در مسير انقلاب ضد امپرياليستي و ضد ارتجاعي خلق هاي كشور، قبل از همه مستلزم تامين جدي و استوار رهبري نيروي انقلابي پيشآهنگ بر كل جنبش مقاومت خلق هاي كشور، منجمله جوانان، است. جنبش انقلابي جوانان نقش رهبري كننده نيروي پيشآهنگ بر كل جنبش مقاومت توده ها، منجمله جوانان، را بحيث يك اصل اساسي مبارزاتي اش پذيرفته است و بخاطر تحكيم هر چه بيشتر آن مي رزمد. »
اين، نيروي انقلابي پيشآهنگ است كه كل بار مسئوليت رهبري انقلاب ضد امپرياليستي و ضد ارتجاعي خلق هاي كشور بطور كل و رهبري جنبش مقاومت خلق هاي كشور در مرحله كنوني را به دوش مي گيرد و كل سنگيني اين بار مبارزاتي را روي شانه هاي خود حمل مي نمايد.
از جانب ديگر، پايه اجتماعي جنبش انقلابي جوانان، تمامي جوانان مبارز، به ويژه جوانان متعلق به طبقات و اقشار پاييني جامعه است، چه در دانشگاه ها باشند و چه در بيرون از دانشگاه ها. بيانيه جنبش انقلابي جوانان افغانستان درينمورد مي گويد:
« در وضعيت فلاكتبار و درد انگيز كنوني كشور، جوانان به ويژه جوانان متعلق به طبقات و اقشار پاييني جامعه، يكي از آن بخش هاي جامعه محسوب مي شوند كه به شدت آسيب مي بينند. اين نيروي اجتماعي همچون گوشت دم توپ در جنگ هاي تجاوزكارانه امپرياليست ها و دست نشاندگان شان مورد استفاده قرار مي گيرند و بخاطر تامين اهداف و مقاصد ضد ملي و ضد مردمي آنان قربان مي شوند.
در افغانستان تحت اشغال و فاقد استقلال ، جوانان كشور در بي سرنوشتي و بي آيندگي فوق العاده شديدي بسر مي برند. بيكاري و فقر، محروميت از تعليم و تحصيل، آوارگي و بيخانماني عوامل ديگري اند كه زندگي پر درد و رنج كنوني جوانان افغانستان را رقم مي زنند. »
مفهوم روشن جملات فوق اين است كه پايه اجتماعي اصلي جنبش انقلابي جوانان را، جوانان متعلق به طبقات و اقشار پاييني جامعه تشكيل مي دهند. لذا جنبش انقلابي جوانان وظيفه دارد كه مطابق به خط بيانيه ( پلاتفورم مبارزاتي ) اش، توجه محوري و ثقل مبارزاتي خود را روي بسيج، آگاه سازي و سازماندهي جوانان متعلق به طبقات و اقشار پاييني جامعه متمركز نمايد. فقط به اين صورت است كه تعهد مبارزاتي سپرده شده ذيل در بيانيه جنبش انقلابي جوانان مي تواند – و بايد – بصورت درست و اصولي عملي گردد:
« جنبش انقلابي جوانان ... تعهد سپرده است كه براي بسيج جوانان در مسير بر پايي جنبش انقلابي وسيع جوانان در چوكات مقاومت ملي مردمي و انقلابي خلق هاي كشور به كار و پيكار انقلابي پيگير و مداوم بپردازد. »
بطور خلاصه بايد گفت كه: " پيكار جوانان " به عنوان نشريه عمومي جنبش انقلابي جوانان افغانستان، بايد مبلغ و مروج خط سياسي انقلابي و توده يي بيانيه ( پلاتفورم مبارزاتي ) جنبش انقلابي جوانان افغانستان باشد و بطور قاطع براي رفع محدوديت بافت روشنفكرانه " جاجا " مبارزه كند و نه اينكه اين محدوديت را تئوريزه نمايد. " پيكار جوانان " وظيفه دارد كه خط مبارزاتي بيانيه " جاجا " را بطور محكمي بدست گيرد و براي تكامل مثبت و اصولي آن مبارزه نمايد. فقط به اين صورت است كه اين نشريه قادر خواهد بود نقش مثبت و سازنده خود را در انكشاف و گسترش اصولي جنبش انقلابي جوانان افغانستان بازي نمايد.